دکتر هادی معماریان در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: این پدیده در صورت تداوم، حتی در صورت باقی ماندن ذخایر در اعماق زمین، بخش قابل توجهی از آب را برای شرب، کشاورزی و بسیاری از مصارف اقتصادی غیرقابل استفاده خواهد کرد.
وی با استناد به نتایج مجموعهای از پژوهشهای دانشگاهی و مقالات علمی منتشرشده، اظهار کرد: بررسیها نشان میدهد پدیده شور شدگی در آبخوانهای خراسان رضوی کاملاً واقعی، مستند و در بسیاری از دشتها رو به تشدید است.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: هرچند شدت و جهت این روند در تمامی آبخوانها یکسان ارزیابی نمیشود. در این زمینه، یکی از جدیدترین مطالعات منتشرشده در نشریه Scientific Reports در سال ۲۰۲۴ با بهرهگیری از دادههای آبخوانهای کاشمر، فریمان، درونه، سرخس و جوین در سالهای ۲۰۰۸، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۸، تغییرات مکانی هدایت الکتریکی آب زیرزمینی (EC) را پایش کرده است که نتایج آن بیانگر روند کلی افزایش شوری در کاشمر و سرخس و رفتار متفاوت در دشتهای فریمان و جوین است.
وی با اشاره به وضعیت دشت کاشمر به عنوان یکی از مهمترین کانونهای شور شدگی در استان افزود: دادههای سه مقطع زمانی ۲۰۰۸، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۸ در آبخوان کاشمر حاکی از افزایش EC در طول دوره و کوچکتر شدن پهنههای دارای هدایت الکتریکی پایینتر است.
معماریان افزود: همچنین بیشترین مقادیر EC در بخش جنوبی این آبخوان متمرکز بوده که پژوهشگران احتمال انتقال و تمرکز نمکها در این قسمت را مطرح کرده و عواملی چون وجود درههای باریک و تجمع آب رودخانههای فصلی را نیز بر این فرآیند مؤثر دانستهاند.
وی تصریح کرد: این یافته از آن جهت اهمیت مضاعف دارد که کاشمر همزمان با افت شدید سطح آب زیرزمینی و افزایش اضافه برداشت برای کشاورزی روبهرو است و بر همین اساس، خطر اصلی صرفاً کاهش حجم آب نبوده، بلکه از دست رفتن تدریجی کیفیت آب باقیمانده است.
سبزوار نمونهای نگران کننده از تشدید شوری
این کارشناس حفاظت خاک و آبخیزداری در ادامه، وضعیت شهرستان سبزوار را نمونهای نگران کننده از تشدید شوری توصیف و تصریح کرد: پژوهشی مستند که به بررسی ۸۰۵ نمونه آب زیرزمینی در محدوده شهر سبزوار طی سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۶ پرداخته، نشان داده است که میانگین EC از ۶۰۵.۴۵ به ۶۹۵.۲۲ میکروموس بر سانتیمتر (معادل حدود ۱۵ درصد افزایش) رسیده و در همین مدت میزان مجموع مواد جامد محلول (TDS) نیز از ۳۵۰.۲۵ به ۴۸۶.۴۴ میلیگرم در لیتر افزایش یافته که رشدی نزدیک به ۳۹ درصد را نشان میدهد و پژوهشگران افزایش معنیدار زمانی را برای برخی پارامترهای شیمیایی به ثبت رساندهاند.
وی همچنین وضعیت کل دشت سبزوار را نگران کنندهتر خواند و تصریح کرد: مطالعه دیگری با استفاده از دادههای ۲۴ چاه مشاهدهای در بازه زمانی سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹، میانگین EC در دشت سبزوار را ۶۵۹۶.۶ میکروموس بر سانتیمتر (با دامنهای بین ۱۸۱۲.۴ تا ۱۲۱۰۷.۳ میکروموس بر سانتیمتر) و میانگین TDS را ۴۱۵۵ میلیگرم در لیتر گزارش کرده است؛ وضعیتی که از منظر کشاورزی بسیار جدی محسوب میشود، چرا که ۸۷.۵ درصد نمونهها در کلاس کیفی C۴S۴ و ۸.۳۳ درصد در کلاس C۴S۳ قرار گرفتهاند که نشان دهنده شوری بسیار بالا و نامناسب بودن مطلق آب برای بخش عمدهای از مصارف کشاورزی است.
دشت نیشابور از کانونهای مهم کیفیت نامطلوب آب
دانشیار دانشگاه بیرجند اظهار کرد: دشت نیشابور از کانونهای مهم کیفیت نامطلوب آب زیرزمینی به شمار میرود؛ به گونهای که بررسی ۴۰۲ نمونه آب زیرزمینی در این منطقه نشان داده است میزان هدایت الکتریکی (EC) از ۳۶۷ تا ۱۴ هزار و ۸۹۲ میکروموس بر سانتیمتر متغیر بوده و میانگین آن حدود ۲۷۳۴ میکروموس بر سانتیمتر ثبت شده است. این ارقام گویای آن است که هرچند همه نقاط دشت وضعیت یکسانی ندارند، اما بخش قابل توجهی از این آبخوان با شوری شدید و ناهمگن مواجه است.
سرخس؛ شور شدگی همراه با جابهجایی کانون
وی با اشاره به وضعیت آبخوان سرخس و پدیده شور شدگی همراه با جابهجایی کانون تصریح کرد: در آبخوان سرخس نیز مقایسه نقشههای سالهای ۲۰۰۸، ۲۰۱۳ و ۲۰۱۸ میلادی نشان میدهد کانون بیشینه شوری از بخش شمالی به قسمت مرکزی تغییر مکان داده و در مجموع شاخص EC افزایش یافته است. این یافته پژوهشی اثبات میکند که ارزیابی پدیده شور شدگی صرفاً با اندازهگیری یک یا چند حلقه چاه کافی نیست، زیرا کانون شوری ممکن است در گذر زمان دستخوش جابهجایی شود.
مهولات و جنوب استان؛ زنگ خطر جدی
این استاد دانشگاه با به صدا درآوردن زنگ خطر جدی برای مهولات و جنوب استان خراسان رضوی افزود: مطالعات هیدروژئوشیمیایی در دشت فیضآباد-مهولات مقادیر بسیار بالایی از شاخصهای EC و TDS را گزارش کردهاند و در بخشهایی از این آبخوان رخسارههای سدیم-کلر غالب است که این مسئله ارتباط مستقیمی با شرایط اقلیمی خشک، تبخیر بالا، وجود سازندهای تبخیری و فشار مضاعف بر منابع آب زیرزمینی دارد.
وی بیان کرد: بر همین اساس، میتوان مناطقی چون کاشمر-مهولات، فیضآباد، سبزوار و بخشهایی از نیشابور و سرخس را در زمره مهمترین کانونهای بحرانی شور شدگی آب زیرزمینی استان خراسان رضوی قلمداد کرد.
چرایی شور شدن آبخوانها
معماریان در ادامه به تشریح چرایی شور شدن آبخوانها پرداخت و تأکید کرد: شور شدن آبخوان نتیجه یک عامل منفرد نیست، بلکه از برهمکنش چندین بحران نشأت میگیرد که مهمترین آنها، برداشت فراتر از ظرفیت تغذیه طبیعی آبخوان است.
وی بیان کرد: هنگامی که چاهها بیش از توان تغذیه طبیعی سفره آب برداشت میکنند، سطح ایستابی افت کرده و جهت و الگوی جریان طبیعی آب زیرزمینی دستخوش تغییر میشود. در این وضعیت، آب مدت زمان بیشتری در تماس با سازندهای زمینشناسی باقی میماند و انحلال کانیهایی نظیر ژیپس و هالیت شتاب میگیرد که پیامد مستقیم آن افزایش یونهای سدیم، کلر و سولفات و در نهایت جهش شاخصهای EC و TDS است؛ موضوعی که پژوهشگران در دشت سبزوار نیز انحلال سازندهای شور و ژیپسدار را به عنوان یکی از پیشرانهای اصلی افزایش شوری آن معرفی کردهاند.
دانشیار دانشگاه بیرجند فعالیتهای کشاورزی و بازگشت آب آبیاری را دومین عامل تخریب کیفی آبخوانها برشمرد و اظهار کرد: در اقلیم خشک خراسان رضوی، حجم عمدهای از آب اختصاص یافته به بخش کشاورزی تبخیر شده و املاح و نمکها در خاک بر جای میمانند؛ سپس بخشی از آب مازاد پس از نفوذ در لایههای خاک و حل کردن این نمکها دوباره به سفره زیرزمینی بازمیگردد و در قالب یک چرخه معیوب، آب زیرزمینی را شورتر از قبل میسازد.
وی خشکسالی و تقلیل تغذیه طبیعی را به عنوان سومین عامل اثرگذار مطرح کرد و گفت: با افت نزولات جوی و کاهش نفوذ آب به اعماق زمین، توان و امکان شستوشوی طبیعی نمکها توسط آبخوان نیز سلب میشود.
معماریان خاطرنشان کرد: در مجموع یک چرخه و رابطه بسیار خطرناک در دشتهای استان شکل گرفته است؛ به این ترتیب که برداشت بیش از حد تغذیه به افت سطح آبهای زیرزمینی و تضعیف جریان و شستوشوی طبیعی منجر میشود، این روند به تمرکز نمک، جهش شاخصهای EC و TDS و تنزل کیفی آب میانجامد و در نهایت، تشدید نیاز به برداشت از منابع جدید را رقم میزند.
هشدار نسبت به برگشتناپذیری شور شدگی سفرههای زیرزمینی در خراسان رضوی
دانشیار دانشگاه بیرجند با هشدار نسبت به پیامدهای سنگین و کمتر دیده شده شور شدن سفرههای آب زیرزمینی در استان خراسان رضوی، تأکید کرد: تداوم رویکردهای سازهای و تأمینمحور میتواند این استان را در آینده با آبخوانهایی پر از آب اما کاملاً شور و غیرقابل استفاده مواجه کند.
معماریان، با تشریح پیامدهای پدیده شور شدن آبخوانها اظهار کرد: شور شدن آب زیرزمینی برخلاف افت سطح آب، به سادگی قابل بازگشت نیست و چنانچه یک آبخوان برای چند دهه تحت تأثیر برداشت شدید و ورود نمک قرار گیرد، احیا و بازگرداندن کیفیت آن نیازمند گذشت دههها یا حتی زمانی بسیار طولانیتر خواهد بود.
وی کاهش منابع آب شرب را نخستین پیامد این رخداد دانست و افزود: بالا رفتن شاخص TDS و افزایش غلظت عناصری چون کلر، سدیم و سولفات موجب تنزل محسوس کیفیت آب شرب شده و هزینههای تصفیه را به شدت افزایش میدهد.
این استاد دانشگاه کاهش بهرهوری در بخش کشاورزی را دومین پیامد مهم برشمرد و تصریح کرد: استفاده از آب شور موجب شوری خاک و کاهش توان جذب آب توسط ریشه گیاه میشود که در شرایط حاد، افت عملکرد محصول یا ناممکن شدن کشت برخی ارقام را در پی دارد؛ کما اینکه وضعیت دشت سبزوار با قرارگیری ۸۷.۵ درصد نمونهها در طبقه بسیار شور و پرخطر C۴S۴، هشداری بسیار جدی برای آینده پایداری کشاورزی منطقه به شمار میرود.
معماریان تخریب تدریجی خاک را پیامد سوم این چالش دانست و گفت: با نفوذ آب شور، این بحران از آبخوان به خاک و متعاقباً به پوشش گیاهی سرایت کرده و فرآیند بیابانزایی را شتاب میبخشد. همچنین افزایش هزینههای تأمین آب به عنوان چهارمین پیامد مطرح است؛ چراکه با شور شدگی سفرهها، چاههای کمعمق از مدار مصرف خارج میشوند و بهرهبرداران برای تأمین آب ناچار به حفر چاههای عمیقتر، طرحهای انتقال آب یا بهکارگیری فناوریهای پرهزینه تصفیه خواهند شد.
وی با اشاره به هشدار اصلی پیرامون وضعیت منابع آب استان اظهار کرد: آنچه اکنون در خراسان رضوی در حال رخ دادن است، صرفاً محدود به کمآبی نیست، بلکه بخش بزرگی از مسئله به تبدیل آب شیرین و قابل استفاده به آبی کمکیفیت و شور مربوط میشود.
این کارشناس حفاظت خاک و آبخیزداری خاطرنشان کرد: شواهد علمی موجود در دشتهای سبزوار، کاشمر، مهولات، نیشابور و سرخس نشان میدهد که این پدیده را نمیتوان یک نوسان طبیعی زودگذر یا پیامد مقطعی خشکسالی قلمداد کرد؛ به طوری که در دشت سبزوار تنها ظرف یک دهه میزان TDS نزدیک به ۳۹ درصد افزایش یافته و در بخشهایی از این دشت میانگین EC به ۶۵۹۷ میکروموس بر سانتیمتر رسیده است. علاوه بر این، در نیشابور مقادیر EC در برخی نمونهها تا ۱۴ هزار و ۸۹۲ میکروموس بر سانتیمتر گزارش شده و در کاشمر نیز نتایج مطالعات زمانی از رشد مداوم EC و کوچکتر شدن پهنههای دارای آب کمشور حکایت دارد.
دانشیار دانشگاه بیرجند تأکید کرد: اگر سیاستهای مدیریت منابع آب در استان همچنان بر مدار حفر چاههای بیشتر، طرحهای انتقال آب و پاسخگویی صِرف به تقاضای موجود متمرکز بماند، این خطر جدی وجود دارد که خراسان رضوی در آینده نه تنها با آبخوانهای خالی، بلکه با آبخوانهایی مواجه شود که اگرچه پر از آب هستند اما به دلیل شوری بالا عملاً کممصرف و بیاستفادهاند.
معماریان دستیابی به یک راهحل پایدار را نیازمند اقدامات فوری دانست و خاطرنشان کرد: چارهجویی برای این معضل پیش از هر چیز در گرو کاهش برداشت از آبخوانها، اصلاح فوری الگوی کشت، ارتقای بهرهوری واقعی آب، اجرای طرحهای تغذیه مصنوعی در مکانهای مناسب، کنترل بازگشت زهابهای شور کشاورزی و پایش مستمر شاخصهای EC و TDS در شبکه چاههای پایش است؛ در غیر این صورت، بحران آب در خراسان رضوی از یک چالش صرف کمی به یک بحران پیچیده و همزمان کمی-کیفی بدل خواهد شد که مهار و اصلاح آن در آینده بسیار پرهزینهتر از اقدامات پیشگیرانه امروز خواهد بود.
انتهای پیام