مهین قربانزاده با سهفرزند، روز خود را با پخت نان ساجی آغاز میکند؛ نانی که تنها یک وعده غذایی نیست، بلکه بخشی از هویت زندگی روستایی و نمادی از تلاش صبحگاهی زنان این منطقه است. او پس از روشن کردن تنور و آماده کردن سفره خانه، به سراغ دامداری میرود؛ دامداریای که در کنار کارهای منزل، یکی از ستونهای اصلی معیشت خانواده به شمار میآید.
تولید فرآوردههای لبنی مانند دوغ، توف، کره و ماست، بخش دیگری از فعالیتهای روزانه اوست. این محصولات نهفقط نیاز خانه را تأمین میکنند، بلکه در بازارهای محلی نیز خریدار دارند و میتوانند به منبع درآمدی پایدار برای خانوارهای روستایی تبدیل شوند.
او همچنین در تولید ملزومات سنتی مانند «مشک» و «هیزه» مهارت دارد؛ اقلامی که اگرچه در نگاه اول ساده به نظر میرسند، اما بخشی از دانش بومی و فرهنگ کار زنان روستایی را نمایندگی میکنند.
در کنار این فعالیتها، این بانوی روستایی در زمینهای کشاورزی خود به کشت و برداشت محصولاتی مانند انواع صیفیجات، حبوبات و غلات میپردازد. کشاورزی برای او تنها یک شغل فصلی نیست؛ بلکه بخشی از چرخه زندگی است که با طبیعت، آب، خاک و فصلها گره خورده است. او با دستان خود بذر میکارد، محصول را برداشت میکند و در کنار خانواده، امنیت غذایی خانه و روستا را تقویت میکند.
اما نقطه درخشانتر زندگی این بانوی کارآفرین، جایی است که پای هنر به میان میآید. او با تکیه بر توانمندی خود در گلیمبافی و چیتبافی، کارگاهی در خانه ایجاد کرده است. این کارگاه، تنها یک اتاق با دار قالی و نخهای رنگارنگ نیست؛ کانونی برای آموزش، همدلی و خودباوری زنان روستاست. زنان روستای چاویز با استقبال از این کارگاه، در کنار او میآموزند، تولید میکنند و گام به گام به استقلال اقتصادی نزدیکتر میشوند.
مهین قربانزاده در گفتگو با ایسنا گفت: گلیمبافی و چیتبافی، هنرهایی هستند که سالها در سینه زنان روستایی این منطقه زنده ماندهاند، این هنرها اگرچه ریشه در گذشته دارند، اما میتوانند آیندهای روشن برای اقتصاد روستا بسازند.
وی خاطرنشان کرد: صنایع دستی، بهویژه در مناطقی که با محدودیت منابع، بیکاری و مهاجرت روبهرو هستند، یکی از کمهزینهترین و در دسترسترین راههای اشتغالزایی است.
قربانزاده بیان کرد: گلیم و چیت، هم ارزش فرهنگی دارند و هم ارزش افزوده؛ هم میتوانند در بازارهای داخلی عرضه شوند و هم با بستهبندی مناسب و بازاریابی هدفمند، به بازارهای خارجی راه پیدا کنند.
این بانوی کارآفرین ادامه داد: بسیاری از زنان روستایی بهدلیل مسئولیتهای خانوادگی، امکان کار در بیرون از خانه را ندارند، مشاغل خانگی به آنان اجازه میدهد بدون رها کردن نقش مادری و همسری، وارد چرخه تولید و درآمد شوند. این نوع اشتغال، نهتنها درآمد خانوار را افزایش میدهد، بلکه عزت نفس، مهارتآموزی و مشارکت اجتماعی زنان را نیز تقویت میکند.
با این حال، مسیر کارآفرینی روستایی بدون چالش نیست. تأمین مواد اولیه، نوسان قیمت نخ و رنگ، محدودیت بازار فروش، واسطهگری، نداشتن بستهبندی مناسب و ضعف در فروش اینترنتی، از جمله موانعی هستند که کارگاههای کوچک صنایع دستی را تهدید میکنند. اگر حمایتهای نهادی، تسهیلات کمبهره، آموزش بازاریابی و ایجاد نمایشگاههای دائمی برای عرضه محصولات روستایی وجود داشته باشد، چنین کارگاههایی میتوانند به بنگاههای اقتصادی پایدار تبدیل شوند.
نکته مهم دیگر، نقش این بانوی کارآفرین در انتقال مهارت به نسلهای بعد است. او فقط تولیدکننده نیست؛ معلم، الگو و تسهیلگر نیز هست. وقتی زنان روستا در کنار او جمع میشوند، تنها بافتن گلیم را یاد نمیگیرند؛ یاد میگیرند که میتوانند کارآفرین باشند، درآمد داشته باشند و برای خود و خانوادهشان تصمیم بگیرند. این همان توانمندسازی واقعی است که از دل خانهها و روستاها آغاز میشود.
روایت این بانوی ۴۰ ساله چاویزی که در چند شاخه مختلف اقتصادی فعال و موفق است نشان میدهد که توسعه روستایی فقط ساختن جاده و پل و طرحهای بزرگ نیست. توسعه، وقتی رخ میدهد که یک زن روستایی با دستان پینهبسته، از پخت نان ساجی تا بافت گلیم، زنجیرهای از تلاش و خلاقیت بسازد و دیگران را نیز با خود همراه کند. او ثابت کرده است که کشاورزی، دامداری، تولید لبنیات و صنایع دستی میتوانند در یک زندگی روستایی به هم گره بخورند و الگویی از اقتصاد مقاومتی و خوداتکایی بسازند.اگر مسئولان، نهادهای مردمی و بخش خصوصی به چنین ظرفیتهایی توجه کنند، روستای چاویز میتواند به یک کانون تولید گلیم و چیت در استان ایلام تبدیل شود.
برندسازی، آموزش، بیمه زنان روستایی، تسهیل فروش و ایجاد تعاونیهای محلی، گامهای بعدی این مسیر هستند. اما مهمتر از همه، باید به زنان روستایی اعتماد کرد؛ همانگونه که این بانوی کارآفرین به توان خود اعتماد کرد و از یک خانه کوچک، کارگاهی برای اشتغال و امید ساخت.
او امروز تنها یک بانوی روستایی نیست؛ او یک کارآفرین، یک آموزگار و یک الگوی محلی است. روایت او، روایت زنانی است که در حاشیهها، مرکز میسازند و با دستان خود، آیندهای بهتر برای روستا و خانوادهشان میبافند.
انتهای پیام