حجتالاسلاموالمسلمین امیرعلی حسنلو، مدیر گروه تاریخ و سیره مرکز پاسخ گویی به شبهات حوزههای علمیه به مناسبت رحلت کریمه اهل بیت(س)؛ روز سوگ قم و جهان تشیع یادداشتی در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: «دهم ربیعالثانی سال ۲۰۱ هجری قمری، روزی است که قم جامه سیاه پوشید؛ روز رحلت فاطمه دختر امام موسی بن جعفر(ع)، بانویی که شیعیان او را «کریمه اهل بیت» و «معصومه» میخوانند، این مناسبت هر ساله در تقویم رسمی ایران به عنوان روز عزاداری ملی ثبت شده است و شهر مقدس قم، مأوای آرامگاه او، کانون سوگواریهای سراسر کشور است.
آنچه این رحلت را از درگذشت یک امامزاده معمولی جدا میکند، سه چیز است: نخست، پیوند خونی و معنوی مستقیم آن بزرگوار با امامان معصوم، چرا که او عمه امام جواد(ع) خواهر تنی امام رضا(ع) و دختر امام کاظم(ع) است؛ دوم، نقش تاریخی ورود او به قم که این شهر را برای همیشه به پایتخت معنوی تشیع بدل کرد و سوم، زیارتنامهای که از ناحیه امام رضا(ع) برای او نقل شده و او را پس از حضرت زهرا (س) تنها زنی میسازد که چنین متنی مأثور از ائمه (ع) دارد.
در منابع کهن شیعه، تاریخ دقیق ولادت و وفات فاطمه معصومه(س) ثبت نشده است. تاریخ مشهور «۱ ذیالقعده ۱۷۳» برای ولادت و «۱۰ ربیعالثانی ۲۰۱» برای وفات، نخستین بار در کتاب «نورالآفاق» (۱۳۴۴ق) آمده و از آنجا به کتابهای دیگر راه یافته است؛ هرچند برخی پژوهشگران و مراجع بزرگ چون آیتالله مرعشی نجفی(ره) و مرحوم آیتالله شبیری زنجانی(ره) با استناد به نبود این تاریخها در منابع قدیمی، با آن مخالفت کردهاند. با این حال، سال ۲۰۱ق به عنوان سال وفات در میان تاریخنگاران تقریبا مورد توافق است و همگان بر آناند که این بزرگوار پس از سفر پرشور و شوم خود به ایران، در خاک قم به خاک نشست و نام خود را با نام این شهر گره زد.
از مدینه تا قم؛ سفر پرشور و شوم
داستان این سفر، یکی از تأثرانگیزترین فصلهای تاریخ تشیع است. سال ۲۰۱ق بود؛ امام رضا (ع) به دستور مأمون، خلیفه عباسی، به خراسان برده شده و به اجبار پذیرفته بود که ولیعهد او باشد. این جابهجایی اجباری، در دل خاندان پیامبر (ص) نگرانی و دلتنگی سنگینی افکنده بود. بر پایه کتاب «تاریخ قم»، فاطمه معصومه برای دیدار برادرش از مدینه راهی ایران شد؛ و بر اساس نقلی که باقر شریف قرشی از کتاب «جوهرة الکلام» آورده است، انگیزه سفر، نامهای بود که امام رضا (ع) برای او فرستاده و در آن از او خواسته بود به نزدش در خراسان بیاید.
کاروان، مسیر پرفرازونشیب میان حجاز و خراسان را در پیش گرفت؛ راهی که از مدائن، همدان و ساوه میگذشت؛ اما هوسهای سیاسی، این دیدار برادرانه را در نیمه راه قطع کرد. در ساوه، عدهای از دشمنان اهل بیت که از حرکت کاروان سیدالسادات آگاه شده بودند، راه بر او گرفتند و میان همراهان آن حضرت و مخالفان نزاع درگرفت. در این حادثه چند تن از نزدیکان و خویشان آن بانو به شهادت رسیدند و خودِ معصومه (س) نیز چنانکه نقل شده، با شنیدن خبر شهادت همراهان و بر اثر غم و رنج، بیمار شد. سید جعفر مرتضی عاملی، عالم معاصر شیعه، بر این باور است که آن حضرت در ساوه مسموم و سپس در قم به شهادت رسیده است.
از این نقطه، روایتها دو دسته میشوند: بر اساس روایت نخست، آن حضرت از همراهانش خواست او را به قم ببرند؛ اما بر اساس روایت دوم که نویسنده «تاریخ قم» آن را درستتر میداند؛ اهالی قم که از ورود بانویی از خاندان امامت به سرزمین خود خبر یافته بودند، با هیجان و شوق به استقبال او رفتند و از او خواستند به قم بیاید. هر دو روایت بر یک حقیقت اتفاقنظر دارند: قم، شهر خاندان اشعری، خاندانی که از نخستین حامیان اهل بیت (ع) بود، مشتاقانه میزبان کریمه اهل بیت شد؛ میزبانیای که حاصل آن، قرنها سعادت این شهر و تبدیل آن به حرم ابدی تشیع در ایران بود.
هفده روز در خانه موسی بن خزرج؛ محبت اهالی قم و تدفین
فاطمه معصومه (س) در حالی به قم وارد شد که بیمار و فرسوده از رنج سفر بود؛ با این حال، استقبال اهالی قم از او چنان گرم و باشکوه بود که تاریخ برای آن، تصویری ماندگار ثبت کرده است. بزرگان شهر، از سادات و بزرگان خاندان اشعری، در استقبال او حاضر شدند و آن حضرت را با احترام کامل به درون شهر آوردند. خانهای در دل شهر آماده پذیرایی شد: منزل موسی بن خَزْرَج اَشعری، بزرگ خاندان اشعری و مردی صالح که افتخار میزبانی این بانوی بزرگ را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.
دوران اقامت آن حضرت در قم، تنها هفده روز به درازا کشید؛ اما این هفده روز، پر از راز و نیاز، عبادت و دعا بود. آن بانو در همین مدت کوتاه، کانون توجه اهالی قم شد و محفل او محل رفتوآمد شیفتگان اهل بیت (ع) بود. برخی روایتها گفتهاند که در همین ایام، به پرسشهای دینی شیعیان پاسخ میداد و معارف اهل بیت را به آنان میآموخت، سنتی که بعدها حوزه علمیه قم، میراث آن قرار گرفت.
سرانجام در دهم ربیعالثانی سال ۲۰۱ق، پس از هفده روز اقامت، آن بانوی بزرگ از میان شیعیان رفت و به دیار حق پیوست. برای تدفین او، اهالی قم، که امروزه به «آل سعد» مشهورند، بر سر محل دفن دچار اختلاف شدند؛ اما سرانجام تصمیم گرفتند قادر، خادم صالح، مراسم خاکسپاری را در باغ بابلان، محل حرم کنونی انجام دهد. روایتهای تاریخی به ماجرای شگفتی اشاره کردهاند: ناگهان دو سوار نقابپوش از سوی بیابان پیدا شدند، به سوی جنازه آمدند، بر آن نماز گزاردند و آن را به خاک سپردند و سپس بیهیچ سخنی دور شدند، از آیتالله فاضل لنکرانی(ره) نقل شده است که بعید نیست این دو سوار، از امامان معصوم بوده باشند، روایتی که به مقام و منزلت معنوی آن بانو عمقی خاص بخشیده است.
لقبی که از آسمان آمد؛ معصومه و کریمه اهلبیت(ع)
نام اصلی آن بانو «فاطمه» بود؛ اما آنچه امروز او را در قلب میلیونها شیعه شناسایی میکند، دو لقب «معصومه» و «کریمه اهل بیت» است. لقب «معصومه» از روایتی منتسب به امام رضا (ع) گرفته شده است، در این روایت که علامه مجلسی در کتاب «زادالمعاد» آورده، امام پس از شنیدن خبر درگذشت خواهرش فرمود: «مَن زارَ المَعصومَةَ بِقُمٍ کَمَن زارَنی» هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند این است که مرا زیارت کرده است. این روایت، هم لقب را تثبیت کرده و هم پیوندی جاودان میان زیارت حرم قم و زیارت امام رضا (ع) در مشهد برقرار ساخته است.
لقب «کریمه اهل بیت» ریشه در خوابی دارد که سید محمود مرعشی نجفی، پدر آیتالله شهابالدین مرعشی نجفی، دیده و در آن یکی از امامان معصوم، فاطمه بنت موسی را با این عنوان خوانده است. این لقب امروزه چنان میان شیعیان جا افتاده که در خطابهها، زیارات و نذورات، نام او را همراه با آن میآورند.
جایگاه علمی و معنوی آن حضرت نزد علما بیمانند است. علامه مجلسی در «بحارالانوار» از امام صادق (ع) روایت کرده است که تمام شیعیان، با شفاعت حضرت معصومه به بهشت وارد میشوند. محمدتقی شوشتری در «قاموس الرجال» نوشته است: در میان فرزندان فراوان امام کاظم (ع)، پس از امام رضا (ع) کسی همپای معصومه نیست. شیخ عباس قمی نیز او را برترین دختران موسی بن جعفر (ع) دانسته است.
اما نکتهای که جایگاه او را از بسیاری از امامزادگان متمایز میکند، داشتن زیارتنامه مأثور است؛ یعنی متنی که سند آن به معصوم میرسد. علامه مجلسی در «زادالمعاد»، «بحارالانوار» و «تحفةالزائر» زیارتنامهای را به نقل از امام رضا (ع) برای آن حضرت آورده است. بر پایه این زیارتنامه، آن حضرت در سلسله انبیا و اولیای الهی قرار دارد و وارث همان معارف اهل بیت (ع) است. چنانکه آیتالله جوادی آملی گفته است، از متن زیارتنامه برمیآید که وجود مبارک کریمه اهل بیت، در ردیف شاگردان ممتاز و اصحاب خاص ائمه و وارث معارف آنان است. برخلاف بسیاری از زیارتنامههای انشایی برای معصومزادگان، زیارتنامه فاطمه معصومه همچون زیارتنامه حضرت زهرا (س) از ناحیه ائمه نقل شده و به همین دلیل، حجیتی ویژه دارد.
از باغ بابلان تا گنبد طلایی؛ سیر تاریخی حرم
باغ بابلان، متعلق به موسی بن خزرج اشعری، نخستین میزبان و خادم خاک کریمه اهلبیت(ع) شد. او پس از وفات آن حضرت، بر فراز قبر سایبانی حصیری برپا کرد؛ سایبانی که نقطه آغاز یکی از باشکوهترین مجموعههای معماری اسلامی در ایران بود. اندکی بعد، در اواسط قرن سوم هجری، زینب دختر محمد تقی از زنان خاندان علوی قبهای برجیشکل از آجر، سنگ و گچ بر فراز مرقد بنا نهاد.
در ادامه قرنها، با دفن بانوان علوی در جوار آن حضرت، دو گنبد دیگر نیز در کنار گنبد نخست ساخته شد. این سه گنبد تا سال ۴۴۷ق پابرجا بود تا آنکه میر ابوالفضل عراقی، وزیر طغرل کبیر سلجوقی، به تشویق شیخ طوسی، به جای آن سه گنبد، گنبدی مرتفع و آراسته به نقشهای رنگی و تزیینات آجری برپا کرد؛ گنبدی که همه قبور سادات و آن بانوان را در بر میگرفت.
در سال ۶۰۵ق، امیر مظفر احمد بن اسماعیل، بزرگ خاندان آل مظفر، محمد بن ابی طاهر کاشی قمی — بزرگترین استاد کاشیساز زمان — را به کار ساخت کاشیهای مرقد گماشت. آن استاد بزرگ هشت سال بر این کار مشغول بود تا سرانجام در سال ۶۱۳ق، کاشیهای نفیس مرقد آماده و کار گذاشته شد؛ کاشیهایی که امروزه هنوز بخشهایی از آن در حرم دیده میشود.
در عصر صفوی، حرم اوج شکوه و جلال یافت. در سال ۹۲۵ق، شاهبیگی بیگم، همسر شاه اسماعیل صفوی، گنبد سلجوقی را بازسازی کرد، سطح بیرونی آن را با کاشیهای معرق آراست و ایوانی رفیع با دو مناره و صحنی به بنا افزود. شاه طهماسب صفوی نیز در سال ۹۶۵ق، نخستین ضریح آجری را در چهار طرف مرقد بنا نهاد.
اما نقطه اوج تاریخی، در دوره قاجار رقم خورد. در سال ۱۲۱۸ق، همزمان با سلطنت فتحعلیشاه، گنبد حرم با دوازده هزار خشت طلاکاریشده تزیین شد؛ خشتهایی که تا سال ۱۳۷۹ش بر فراز حرم میدرخشید. همچنین در سال ۱۲۳۰ق، همان ضریح صفوی نقرهپوش شد. صحن اتابکی (امام رضا) نیز در سال ۱۲۵۶ش به همت میرزا علیاصغر خان اتابک به بافت حرم افزوده شد. پس از بازسازی اساسی در دهه هشتاد شمسی، گنبد جدید در ششم شهریور ۱۳۸۴ با حضور آیتالله بهجت پردهبرداری شد. امروزه این آستانه، پس از آستان قدس رضوی، باشکوهترین و مشهورترین آرامگاه ایران است و در سال ۱۳۱۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.
قم، شهر مُهرِ معصومه؛ حوزه علمیه و میراث زنده
اگر بخواهیم نقش تاریخی حضرت معصومه (س) را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: او قم را از یک شهر کوچک و کمشمار حاشیهای، به پایتخت معنوی تشیع بدل کرد. با دفن آن بانو در خاک قم، این شهر در گذر تاریخ به مقصد اصلی شیفتگان اهل بیت (ع) در ایران تبدیل شد؛ به گونهای که حتی امروزه نیز پس از مشهد، قم دومین مرکز زیارتی کشور است.
اما میراث آن حضرت تنها در گستره معماری و زیارت خلاصه نمیشود. ورود او به قم، چراغی بود که خاندان اشعری و دیگر اهالی شهر را در مسیر حمایت از اهل بیت (ع) و پذیرش معارف شیعه استوار ساخت؛ مسیری که در طول قرنها، به پیدایش حوزه علمیه قم انجامید. حوزهای که امروزه پس از نجف اشرف، بزرگترین حوزه علمیه شیعه به شمار میرود و فقیهان، محدثان و مراجع بزرگی را در دامان خود پرورده است. چنانکه برخی محققان گفتهاند، محفل کوتاه اما اثرگذار آن حضرت در قم، که در آن به پاسخگویی به شبهات و آموزش معارف اهل بیت میپرداخت، نمونهای نخستین از همان ساختاری است که بعدها به نام «حوزه علمیه» مشهور شد.
در سالهای اخیر نیز تلاشهای پژوهشی برای شناخت بهتر این بانو تداوم یافته است: کنگره بزرگداشت شخصیت حضرت فاطمه معصومه(س) و مکانت فرهنگی قم در سال ۱۳۸۴ش برگزار شد و ۵۴ جلد کتاب در محورهای زندگی آن حضرت، حرم وی، حوزه علمیه قم و انقلاب اسلامی در قم به چاپ رسید. همچنین فیلم سینمایی «اخت الرضا»، روایتگر سفر آن حضرت از مدینه به قم، در سال ۱۴۰۲ش اکران شد و روایت این ماجرای تاریخی را به نسل جوان پیوند زد.
پیام مناسبت رحلت کریمه اهل بیت برای امروز ما، دو چیز است: نخست، حفظ و ترویج معارفی که آن بانو با حضور هفدهروزه خود در قم بذرش را کاشت و امروز در حوزههای علمیه و کلاسهای درس دینی به بار نشسته است؛ و دوم، حراست از میراث فرهنگی و معماری حرم، از کاشیهای قرن هفتم تا گنبد طلایی، که خود، سندی زنده بر پیوند تاریخ و ایمان است.
حضرت فاطمه معصومه (س)، با هفده روز اقامت در قم، میراثی هزارساله بر جای گذاشت. نام او با نام این شهر گره خورده و عزاداری سالانه در دهم ربیعالثانی، یادآور سفر پرشوری است که آغاز شد، اما به پایان نرسید؛ چرا که پایان آن، آغاز راهی تازه بود؛ راهی که قم را برای همیشه در دل تاریخ تشیع جاودانه و منشاء آثار علمی و تمدنی کرد.
انتهای پیام
