پارسا اشرفی در گفتوگو با ایسنا با بیان اینکه یکی از شایعترین مشکلات سلامت روان در جامعه، اضطراب است، اظهار کرد: در علم روانشناسی میان اضطراب طبیعی، اختلالات اضطرابی و استرس تفاوت وجود دارد، استرس معمولاً عامل مشخصی دارد و حتی در بسیاری از مواقع برای پیشرفت و داشتن یک زندگی سالم ضروری است.
وی افزود: برای مثال فردی که در انتظار آزمون کنکور، امتحان یا مصاحبه شغلی است، دچار استرس میشود و این استرس میتواند به او تلنگر بزند که برای یک اتفاق مهم آماده شود و نسبت به آن بیتفاوت نباشد.
این روانشناس و و مدرس دورههای تخصصی سازمان بهزیستی ادامه داد: اما اضطراب از نظر روانشناسی دلایل نامشخصتری دارد که گاهی در اتاق درمان مشخص میشوند. استرسهایی که ممکن است فرد به آنها بیتوجهی کرده باشد، لزوما از بین نمیروند و گاهی به سطح ناخودآگاه میروند و در نهایت میتوانند به اضطراب منجر شوند.
وی با اشاره به اینکه اضطراب طبیعی متناسب با شرایط و موقعیتهای زندگی ایجاد میشود، گفت: از دست دادن شغل، پایان یک رابطه، جدایی یا طلاق و همچنین مشکلات اقتصادی و اجتماعی میتوانند موجب ایجاد اضطراب طبیعی شوند و این نوع اضطراب در بسیاری از موارد واکنشی طبیعی به شرایط است.
اشرفی تصریح کرد: زمانی از اختلال اضطرابی صحبت میکنیم که اضطراب بخشی از زندگی فرد را مختل کند، برای مثال بر خواب، شغل، روابط اجتماعی یا سلامت جسمی فرد تأثیر بگذارد.
وی توضیح داد: فرد ممکن است دیر بخوابد، نتواند بخوابد، زود از خواب بیدار شود یا با اضطراب از خواب بپرد و در روابط اجتماعی نیز ممکن است گوشهگیر شود یا افراد را از زندگی خود حذف کند، همچنین اضطراب میتواند بر وضعیت جسمی فرد اثر بگذارد و به تغییر اشتها یا پرخوری عصبی منجر شود.
این روانشناس در رابطه با اینکه افراد چگونه میتوانند تشخیص دهند نگرانیهایشان از محدوده طبیعی خارج شده است، بیان کرد: خود نگرانی به تنهایی ملاک نیست، بلکه شدت، مدت و تکرار شدن نگرانی اهمیت دارد.
وی ادامه داد: فرد ممکن است دائما با این فکر مواجه باشد که نکند در آینده اتفاق بدی بیفتد، اگر این فکر به شکل تکرارشونده وجود داشته باشد، از محدوده طبیعی خارج میشود. نگرانی طبیعی زمانی که مشکل برطرف شود، باید بهتدریج کاهش پیدا کند، اما اگر کاهش پیدا نکند و به یک الگوی فکری یا نشخوار فکری تبدیل شود، باید آن را جدی گرفت.
اشرفی تاکید کرد: فرد میتواند حتی از فکر خود سؤال بپرسد که آیا این نگرانی به همه موضوعات زندگی تعمیم پیدا کرده است یا خیر و این نگرانی چه سودی برای او دارد. باید فکر را به چالش کشید و پرسید چرا این فکر ایجاد شده و چه کمکی به فرد میکند.
وی با بیان اینکه نمیتوان اضطراب را به یک علت واحد نسبت داد، در ادامه گفت: اضطراب یک موضوع چندبعدی است و میتوان عوامل زیستی، ژنتیکی و فیزیولوژیک، عوامل شناختی و همچنین عوامل اجتماعی را در ایجاد یا تشدید آن مؤثر دانست.
این روانشناس اظهار کرد: مسائل اقتصادی، مسکن و اجاره نیز اگر مدیریت نشوند، میتوانند به تشدید اضطراب کمک کنند، در محیطهای شغلی نیز اگر فرد به مهارتهایی مانند تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه، گوش دادن همدلانه، درست صحبت کردن، مرزگذاری و جرئتمندی مجهز نباشد، محیط کار میتواند به عاملی برای تشدید اضطراب تبدیل شود.
وی ادامه داد: نحوه ارتباط با مدیر و همکاران، فشار کاری، افزایش ساعت کار و ناامن بودن موقعیت شغلی از جمله عواملی هستند که میتوانند فشار اضطرابی را افزایش دهند، برای مثال فردی که امنیت شغلی ندارد ممکن است هر روز با این فکر مواجه باشد که «اگر فردا من را نخواستند چه؟»
اشرفی با اشاره به اهمیت ارتباطات اجتماعی و احساس تعلق در سلامت روان، گفت: یکی از نیازهای اساسی انسانها داشتن ارتباطات اجتماعی، احساس تعلق و دریافت احترام است که در شکلگیری عزتنفس و خودارزشمندی نقش دارد.
وی افزود: در روابط خانوادگی، نبود حمایت عاطفی و روانی، طلاق و جدایی یا هر رفتار و احساسی که فرد را با تجربه طردشدگی مواجه کند، میتواند احساس تعلق نداشتن و پذیرفته نشدن را ایجاد کند.
این روانشناس با اشاره به نقش عشق مشروط در روابط والدین و فرزندان، بیان کرد: گاهی والدین به فرزندان خود عشق مشروط میدهند، برای مثال به کودک گفته میشود اگر تیزهوش، رتبه برتر یا شاگرد ممتاز باشی، دوستت داریم و تو را میبینیم، چنین شرایطی ممکن است در صورت موفق نبودن کودک، این احساس را در او ایجاد کند که پذیرفته نمیشود و همین موضوع میتواند در خانواده، دوران نوجوانی و روابط عاطفی به یکی از عوامل ایجاد اضطراب تبدیل شود.
وی تأکید کرد: یک عامل به تنهایی باعث ایجاد اختلال اضطرابی نمیشود، شغل، تحصیل یا مسائل اجتماعی بهتنهایی علت اضطراب نیستند، بلکه احساس ناتوانی و ترکیب عوامل مختلف است که میتواند اضطراب را ایجاد یا تشدید کند.
اشرفی درباره علائم روانی اضطراب، گفت: نگرانی مداوم، احساس، ترس یا خطر، بیقراری، تحریکپذیری، کاهش تمرکز و درگیری مداوم با افکار نگرانکننده از جمله علائم روانی اضطراب هستند.
وی افزود: از نظر جسمی نیز علائمی مانند تپش قلب، افزایش ضربان قلب، تعریق، لرزش دست، احساس گرفتگی یا تنگی نفس، تنش عضلانی، سردرد، سرگیجه و مشکلات معده و گوارشی ممکن است در افراد مضطرب دیده شود.
این روانشناس با اشاره به ارتباط برخی علائم جسمی با عوامل روانی، اظهار کرد: برخی افراد با شکایتهایی مانند رفلاکس معده، دندان قروچه، تپش قلب، مشکلات ریتم قلب یا میگرن به پزشک مراجعه میکنند و پس از بررسیهای لازم ممکن است برای دریافت خدمات روانشناختی ارجاع داده شوند.
وی همچنین به برخی نشانههای رفتاری اضطراب اشاره کرد و گفت: اختلال خواب، خستگی مداوم، کاهش تمرکز، تحریکپذیری و اجتناب از موقعیتهای اجتماعی از جمله نشانههایی هستند که گاهی نادیده گرفته میشوند و فرد ممکن است آنها را صرفا به خستگی، کمحوصلگی یا فشار کاری نسبت دهد.
اشرفی در رابطه با شباهت برخی علائم حمله پانیک با بیماریهای جسمی، تصریح کرد: اضطراب و حمله پانیک میتوانند علائمی مانند تپش قلب، تنگی نفس، سرگیجه و حتی درد قفسه سینه ایجاد کنند، اما این علائم اختصاصی اضطراب نیستند و برخی بیماریهای قلبی، ریوی و سایر مشکلات جسمی نیز میتوانند علائم مشابهی داشته باشند.
وی تأکید کرد: از نظر بالینی باید ابتدا علتهای جسمی مهم و خطرناک بررسی و رد شوند و پس از آن با اطمینان بیشتری علائم به اضطراب نسبت داده شوند، به خصوص درد قفسه سینه باید توسط پزشک متخصص بررسی شود.
این روانشناس درباره مصرف خودسرانه دارو، الکل یا مواد اعتیادآور برای کاهش اضطراب، گفت: برخی افراد برای اینکه سریعتر از اضطراب خلاص شوند به سراغ داروهای آرامبخش، الکل یا مواد مخدر میروند که این موارد ممکن است در کوتاهمدت احساس آرامش ایجاد کنند، اما درمان مناسبی نیستند و حتی میتوانند چرخه اضطراب را تشدید کنند.
وی افزود: فرد ممکن است به تدریج یاد بگیرد برای فرار از اضطراب به یک ماده یا دارو متکی شود، علاوه بر این، مصرف خودسرانه دارو یا مواد میتواند عوارض و وابستگی ایجاد کند.
اشرفی تصریح کرد: داروهای ضداضطراب باید با تشخیص و نظارت روانپزشک یا متخصص اعصاب و روان مصرف شوند و در کنار درمانهای روانشناختی، مشاوره و رواندرمانی قرار بگیرند، در موارد شدید اختلالهای اضطرابی، روانشناس پس از تشخیص میتواند فرد را برای بررسی نیاز به درمان دارویی به روانپزشک ارجاع دهد.
این روانشناس با بیان اینکه اضطراب در بسیاری از موارد قابل درمان است، گفت: فرد میتواند به سطح بسیار خوبی از عملکرد و کیفیت زندگی خود بازگردد، به طوریکه درمان بر اساس نوع و شدت اضطراب توسط درمانگر انتخاب میشود و روانشناس پس از انجام مصاحبه بالینی مشخص میکند که چه روشی برای فرد مناسبتر است.
وی افزود: در برخی موارد ممکن است فرد در کنار رواندرمانی به دارودرمانی نیز نیاز داشته باشد که این موضوع با نظر روانپزشک انجام میشود و گاهی ترکیب رواندرمانی و دارو بهترین گزینه برای فرد است.
اشرفی گفت: اصلاح خواب، فعالیت بدنی، کاهش مصرف محرکهایی مانند کافئین و یادگیری مهارتهای زندگی، از جمله تنظیم هیجان و مدیریت استرس نیز در روند بهبود اضطراب مؤثر هستند.
وی در پایان تأکید کرد: هدف درمان فقط این نیست که فرد از این به بعد هیچ اضطرابی نداشته باشد، بلکه هدف این است که اضطراب از حالت ناتوان کننده خارج شود و فرد بتواند با هیجانها و نگرانیهای طبیعی زندگی خود به شکل انعطافپذیرتری برخورد کند.
انتهای پیام
