داریوش بختیاریزاده یکی از همان نامهاست؛ مردی که اگر صحبت از فوتبال خوزستان در دهه ۶۰ و روزهای طلایی شاهین اهواز باشد، نمیتوان به سادگی از کنار نامش عبور کرد.
داریوش، فرزند اول خانواده بختیاریزاده، در هفتگل به دنیا آمد و فوتبال را از همان جغرافیایی آغاز کرد که سالها محل ظهور استعدادهای بزرگ فوتبال خوزستان بود. مسیر زندگیاش بعدها او را به کوتعبدالله و زیتون کارگری رساند؛ جایی که فوتبال برایش فقط یک سرگرمی نبود، بلکه بخشی از زندگی و هویت او شد.
او با تیم بدر شناخته شد و بعدتر پیراهن شاهین اهواز و منتخب خوزستان را بر تن کرد. در میانه میدان، یک شماره ۶ واقعی بود؛ خوشتکنیک، باهوش، جنگنده و مسلط بر جریان بازی. بازیکنی که شاید کمتر از آنچه شایسته بود در تیترها دیده شد، اما هرکس بازیاش را دیده باشد، کیفیتش را فراموش نمیکند.
شاهین اهواز؛ قهرمانی که نام داریوش را نمیتوان از آن جدا کرد
وقتی نام شاهین اهواز و قهرمانی این تیم در جام حذفی سال ۱۳۶۸ به میان میآید، بدون شک نام داریوش بختیاریزاده نیز باید در جمع نخستین نفراتی باشد که از آن نسل به یاد آورده میشوند.
شاهین آن روزها فقط یک تیم فوتبال نبود؛ بخشی از هویت فوتبالی اهواز بود. تیمی که بازیکنان بزرگی داشت و توانست نام فوتبال خوزستان را در فوتبال ایران مطرح کند. در میان آن جمع، داریوش یکی از مهرههای مهم و تأثیرگذار بود؛ همان شماره ۶ای که بازی را میخواند و با پاسهایش مسیر حمله را شکل میداد.
اما شاید آنچه بیشتر از همه نام داریوش را در حافظه فوتبالدوستان خوزستانی ماندگار کرده، بازی معروف شاهین اهواز مقابل پرسپولیس تهران در ورزشگاه تختی اهواز باشد؛ مسابقهای که هنوز هم وقتی صحبت از آن میشود، خاطراتش زنده میشود.
درگیری داریوش با مرتضی کرمانیمقدم از صحنههایی است که از آن مسابقه در ذهن بسیاری باقی مانده است. سالها گذشته، اما هنوز وقتی پای خاطرات آن بازی به میان میآید، نام داریوش و آن صحنهها دوباره بر سر زبانها میافتد.
داریوش فقط یک بازیکن حاضر در آن مسابقه نبود؛ او فوتبالیستی بزرگ بود که در چنین بازیهایی شخصیت واقعی خود را نشان میداد.
شماره ششی که بازی را میفهمید
داریوش از آن هافبکهایی نبود که فقط توپ را از دفاع بگیرد و به بازیکن کناری بدهد. او بازی را میدید، قبل از رسیدن توپ تصمیم میگرفت و پاس بعدی را در ذهنش داشت.
شماره ۶ برای او فقط یک شماره روی پیراهن نبود؛ بخشی از شخصیت فوتبالیاش بود. خوشتکنیک، باهوش و دارای قدرت بازیخوانی، از آن بازیکنانی بود که حضورشان در میانه میدان به تیم نظم میداد.
شاید به همین دلیل است که وقتی امروز عکسهای قدیمیاش را میبینیم، ناخودآگاه مکث میکنیم. بازیکنان آن نسل ابهت دیگری داشتند؛ ساده بودند، اما در زمین شخصیت داشتند. پیراهنها ساده بود، فوتبال امکانات امروز را نداشت، اما بازیکنانی بودند که با کیفیت خودشان به فوتبال معنا میدادند؛ داریوش بختیاریزاده یکی از همانها بود.
مظلومیت یک ستاره؛ تریبونی که هیچوقت در اختیارش نبود
شاید مهمترین ویژگی روایت زندگی فوتبالی داریوش همین باشد: او تریبون نداشت؛ فوتبالش حرف میزد، بازیاش دیده میشد، اما خودش اهل هیاهو و مطرح کردن نامش نبود. شاید همین باعث شد بخش مهمی از ارزش واقعی او کمتر از آنچه باید دیده شود.
سالها بعد، وقتی فوتبال تغییر کرد و ستارهها بیشتر از گذشته دیده شدند، تازه میشد فهمید بازیکنانی مانند داریوش چه سرمایهای برای فوتبال خوزستان بودند؛ بازیکنانی که بدون هیاهو، بدون فضای رسانهای امروز و بدون آنکه کسی دائم دربارهشان بنویسد، فوتبال بازی کردند و خاطره ساختند.
بعد از فوتبال؛ زندگی در سکوت
داریوش پس از دوران فوتبال، مسیر زندگیاش را دنبال کرد و وارد فضای کار شد. او کارمند شرکت نفت اهواز بود و در سالهای بعد نیز ارتباطش با فوتبال کاملاً قطع نشد و در تیم کارگری وزارت نفت بازی میکرد.
اما دیگر خبری از آن هیاهوی روزهای فوتبال حرفهای نبود. ستارهای که روزی در ورزشگاه تختی مقابل پرسپولیس بازی کرده بود، آرامآرام وارد زندگی روزمره شد؛ کار کرد، زندگی کرد و از آن فضای پرسر و صدا فاصله گرفت.
شاید همین بخش از زندگی داریوش است که قصه او را برای امروز جذابتر میکند؛ قصه فوتبالیستی که زمانی هزاران نفر بازیاش را میدیدند، اما بعد از پایان فوتبال، آرام و بیسر و صدا به زندگی برگشت.
«یادی از خاطرهها»؛ برای آنهایی که تریبون نداشتند
شاید فلسفه «یادی از خاطرهها» همین باشد؛ فرصتی برای دوباره دیدن کسانی که روزگاری در زمین فوتبال دیده میشدند، اما بعد از خداحافظی، آرامآرام به گوشه فراموشی رفتند.
داریوش بختیاریزاده یکی از همان چهرههاست؛ بازیکنی که باید دوباره نامش بر سر زبانها بیفتد، نه برای اینکه گذشته را بزرگنمایی کنیم، بلکه برای اینکه یادمان نرود فوتبال خوزستان فقط چند نام مشهور و چند ستاره شناختهشده نیست.
در تاریخ این فوتبال، بازیکنان زیادی آمدهاند که تریبون نداشتند؛ اما کیفیت داشتند، شخصیت داشتند و خاطره ساختند؛ داریوش یکی از آنهاست.
به گزارش ایسنا، امروز که عکسهای قدیمیاش را نگاه میکنیم، شاید بیش از هر چیز ابهت آن نسل به چشم بیاید؛ بازیکنانی که ساده میپوشیدند، ساده زندگی میکردند، اما وقتی وارد زمین میشدند، چیزی در بازیشان بود که هنوز بعد از دههها میتواند مخاطب را متوقف کند.
و وقتی نام داریوش بختیاریزاده میآید، شاید بهترین توصیف همان کلمهای باشد که خیلیها ناخودآگاه بر زبان میآورند؛ آه... داریوش.
آه برای یک شماره ۶ افسانهای؛ برای یک هافبک خوشتکنیک و بازیساز؛ برای بازیکنی که در یکی از مهمترین نسلهای فوتبال خوزستان ایستاد و بازی کرد، اما هیچوقت آن تریبونی را که شایستهاش بود در اختیار نداشت.
حالا سالها گذشته است. داریوش از آن روزهای پرهیاهو فاصله گرفته، اما هنوز یک عکس قدیمی کافی است تا آن شماره ۶ دوباره از دل خاطرهها بیرون بیاید؛ دوباره شاهین اهواز، ورزشگاه تختی، پرسپولیس و آن نسل فراموشنشدنی را به یاد بیاورد.
انتهای پیام
