غلام عباس شیدایی یکی از همان نامهای ماندگار است؛ مدافعی بلندقد، جنگنده، استوار و بیادعا که سالها در خط دفاعی تیمهای اهوازی ایستاد و نامش با روزهای خاطرهانگیز فوتبال این دیار گره خورد.
به گزارش ایسنا، شیدایی در سال ۱۳۲۸ در یکی از محلههای قدیمی اهواز متولد شد. فوتبال را از زمینهای خاکی آغاز کرد؛ همان زمینهایی که در آن روزگار مدرسه نخست بسیاری از ستارههای فوتبال خوزستان بود. او زیر نظر مرحوم حسین الماسی با فوتبال آشنا شد و خیلی زود استعداد و علاقهاش به این ورزش مسیر زندگیاش را تغییر داد.
شیدایی در ابتدای مسیر فوتبالی خود به شاهین اهواز پیوست و با جدیت و پشتکاری که داشت، پلههای ترقی را یکی پس از دیگری طی کرد. پس از آن در شهباز اهواز نیز عضویت داشت و در ادامه به نورد اهواز پیوست؛ اما نام او بیش از همه با نیرو اهواز در ذهن فوتبالدوستان خوزستانی ماندگار شد.
مردی که در فوتبال و کارگری هم برای تیمش جنگید
شیدایی در کنار فوتبال، کارمند ادارهکل راهآهن جنوب، منطقه اهواز بود. اما کار اداری نیز باعث نشد از فوتبال فاصله بگیرد. او برای تیم راهآهن هم به میدان رفت و بهخصوص در مسابقات کارگری یکی از بازیکنان فعال و شناختهشده این تیم بود.
برای شیدایی فوتبال فقط مسابقه و شهرت نبود؛ بخشی از زندگیاش بود. چه در زمینهای خاکی و چه در رقابتهای رسمی، چه با پیراهن باشگاه و چه در مسابقات کارگری، با همان جدیت و تعصبی بازی میکرد که از او انتظار میرفت.
«سیم خاردار» نیرو اهواز
دهه ۵۰، روزهای مهمی برای فوتبال خوزستان بود و تیم نیرو اهواز یکی از تیمهایی بود که نامش در فوتبال کشور شنیده میشد. در قلب خط دفاعی این تیم، مدافعی بلندقد و محکم حضور داشت که عبور از او برای هر مهاجمی آسان نبود؛ غلام عباس شیدایی.
او از مدافعان استوار نیرو در رقابتهای جام تخت جمشید بود؛ بازیکنی که برابر مهاجمان سرشناس آن دوران قرار میگرفت و با قدرت بدنی، جنگندگی و تمرکز خود، اجازه نمیداد کار برای مهاجم حریف آسان شود.
در فوتبال آن روزها، هواداران برای هر بازیکن لقب و خاطرهای داشتند و شیدایی نیز به «سیم خاردار» معروف شده بود؛ مدافعی سختگیر و جنگنده درون زمین، اما انسانی خوشقلب و دوستداشتنی بیرون از زمین.
اگر امروز آلبومهای قدیمی فوتبال خوزستان را ورق بزنیم، عکسهای تیم نیرو را نگاه کنیم یا مجلات و تصاویر قدیمی جام تخت جمشید را مرور کنیم، چهره شیدایی را در میان بازیکنان آن نسل میبینیم؛ همان قامت بلند، همان چهره جدی و همان مدافعی که مأموریتش متوقف کردن مهاجمان بزرگ آن روزگار بود.

دو برادر، یک پیراهن و یک خاطره ماندگار
نام خانواده شیدایی فقط با غلام عباس گره نخورده بود. امیر شیدایی، برادر او نیز از بازیکنان توانمند نیرو اهواز بود و حتی بازوبند کاپیتانی این تیم را بر بازو بست. دو برادر در فوتبال اهواز حضوری پررنگ داشتند و نامشان با نسل قدیمی نیرو اهواز پیوند خورد؛ نسلی که فوتبال را با عشق، تعصب و رفاقت معنا میکرد.
غلام عباس شیدایی نیز در دوران فوتبال خود چند مرتبه به اردوی تیم ملی دعوت شد؛ افتخاری که جایگاه او را در فوتبال آن سالها نشان میداد و گواهی بر تواناییهای فنی این مدافع اهوازی بود.
آخرین قاب؛ بازگشت یک قهرمان به ورزشگاه
یکی از تلخترین و در عین حال ماندگارترین تصاویر سالهای پایانی زندگی شیدایی، حضور او در ورزشگاه تختی اهواز بود. بیماری توان حرکت را از او گرفته بود و او با ویلچر به ورزشگاه آمد؛ اما عشق به فوتبال هنوز در نگاهش زنده بود.
در آن روز، دیدار منتخب فارس و منتخب خوزستان در چارچوب رقابتهای لیگ قدس برگزار میشد. ورزشگاه تختی مملو از تماشاگر بود و فوتبالدوستان خوزستانی وقتی شیدایی را دیدند، به احترام سالها زحمت و افتخار او برای فوتبال استان، از این مدافع قدیمی تجلیل کردند.
آن روز، یکی از آخرین حضورهای او در میان مردمی بود که سالها برایشان فوتبال بازی کرده بود؛ مردمی که هنوز او را با همان روزهای باشکوه نیرو اهواز به یاد میآوردند. مدتی بعد، بیماری او را از فوتبال و از میان مردم دور کرد.

مبارزه با بیماری و کوچ همیشگی
غلام عباس شیدایی حدود دو سال با بیماری سرطان دست و پنجه نرم کرد؛ اما سرانجام در سال ۱۳۸۴ دفتر زندگی این مدافع قدیمی فوتبال خوزستان بسته شد و او دار فانی را وداع گفت. پیکر او در قطعه دو آرام گرفت؛ در نزدیکی آرامگاه مرحوم حاج حسن اهوازی و همچنین در حوالی مزار مرحوم عبدالجلیل خزامیپور؛ از چهرههای قدیمی و اثرگذار فوتبال و ورزش اهواز.
یادی از خاطرات فوتبال خوزستان
«یادی از خاطرات فوتبال خوزستان» فقط مرور چند عکس قدیمی و نامهای فراموششده نیست؛ اینجا قرار است از مردانی یاد کنیم که برای فوتبال این سرزمین تاریخ ساختند، اما شاید آنگونه که شایستهشان بود، دیده و معرفی نشدند.
مردانی همچون غلام عباس شیدایی که سالها از روزهای اوج فوتبالشان گذشته، اما وقتی آلبومهای قدیمی را ورق میزنیم، وقتی عکسهای تیمهای قدیمی را میبینیم و وقتی پای خاطرات پیشکسوتان مینشینیم، هنوز نامشان زنده است.
شاید امروز کمتر رسانهای سراغ این نامها برود، اما تاریخ فوتبال فقط متعلق به ستارههای پرآوازه نیست؛ بخش مهمی از این تاریخ را همین مردانی ساختهاند که بیهیاهو آمدند، جنگیدند، افتخار آفریدند و رفتند.
ایسنا خوزستان با افتخار در مسیر معرفی مفاخر و پیشکسوتان فوتبال خوزستان قدم برمیدارد؛ برای اینکه نام این بزرگان دوباره شنیده شود، عکسهای قدیمیشان دوباره دیده شود و نسل امروز بداند فوتبال خوزستان چه مردان بزرگی داشته است.
یادی از خاطرات فوتبال خوزستان» ادای دینی است به پیشکسوتانی که شاید کمتر دیده شدند، اما هرگز نباید فراموش شوند. امیدواریم این روایتها مورد پسند خانواده بزرگ فوتبال خوزستان قرار بگیرد و بتوانیم در ادامه، گوشههای دیگری از خاطرات، افتخارات و زندگی مردانی را روایت کنیم که نامشان بخشی از هویت فوتبال خوزستان است.
شاید سالها از رفتنشان گذشته باشد، اما تا وقتی کسی از آنها یاد میکند، تا وقتی عکسی از آنها در آلبومی قدیمی باقی مانده و تا وقتی فوتبال خوزستان را با عشق روایت میکنیم، آنها هنوز در کنار ما هستند.

نامی که از قاب عکسها بیرون نمیرود
غلام عباس شیدایی سالهاست که از میان ما رفته است، اما فوتبال برای ماندگار کردن بعضی آدمها به حضورشان نیاز ندارد. کافی است یک آلبوم قدیمی را باز کنیم؛ کافی است عکسهای نیرو اهواز را ورق بزنیم؛ کافی است سراغ خاطرات جام تخت جمشید برویم.
باز هم چهره او را میبینیم؛ مدافعی بلندقد و استوار که مقابل مهاجمان بزرگ آن روزگار ایستاده است.او شاید دیگر در زمین فوتبال نباشد، اما در حافظه فوتبال خوزستان هنوز همان «سیم خاردار» قدیمی است؛ مردی که فوتبال را با تعصب بازی کرد، بیهیاهو زندگی کرد و بیادعا رفت.
غلام عباس شیدایی از آن نسل فوتبال بود که نامشان فقط در جدول نتایج و آمار مسابقات ثبت نمیشود؛ نامشان در خاطره مردم میماند.
انتهای پیام
