رضا سلیماننوری در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: «گردشگری ادبی» به گونهای از گردشگری تلقی میشود که به دلیل علاقهمندی به یک نویسنده، متن، فضا یا میراث ادبی و سر زدن به رد پای آن در یک محل شکل میگیرد.
وی ادامه داد: مقاصد گردشگری ادبی به سه دسته تقسیم میشود. در نوع اول، اماکن با زندگی نویسندگان و شاعران ارتباط واقعی دارد که معمولا شامل محل تولد، زیست، ناحیه آفرینش آثار و محل دفن اشخاص میشود. شناختهشدهترین موارد در ایران شامل مجموعه آرامگاه فردوسی مشهد، حافظیه و سعدیه در شیراز، آرامگاه خیام و عطار نیشابور، مقبرههای شعرای تبریز میشود. در نمونههای معاصر نیز میتوان به خانه موزه سمین و جلال و خانه صادق هدایت در تهران اشاره داشت.
این کارشناس فرهنگی افزود: در دسته دوم با اماکن خیالی روبهرو هستیم که نسبت به دسته اول، خیالیانگیز است و با نویسندگان و شعرای مختلف دارای ارتباط است. به عنوان مثال میتوان کافه نادری تهران، کافه داش آقا و کافه کتاب مشهد را نام برد. دسته سوم نیز اماکن ساختگی هستند که هیچگاه وجود خارجی نداشتند اما بعدها نمونهای از آن چیزی که در یک اثر ادبی وجود داشته، احداث شدهاند.
سلیمان نوری بیان کرد: وجود مجموعه آرامگاه فردوسی، مقبرههای مرحوم اخوان ثالث، محمدرضا شجریان و امام محمد غزالی در خارج از مشهد و در داخل شهر، منزل استاد شجریان باعث میشود تا این موارد تبدیل به مقاصد گردشگری ادبی شوند. با توجه به اینکه چهرههای بسیار مهمی در حوزه ادبیات ایران در خراسان متولد شدند و شد یافتند، میتوان به غیر از مشهد به شهرهای دیگر این استان نیز اشاره کرد.
نقش پررنگ ادبیات معاصر خراسان در توسعه گردشگری ادبی
وی با بیان اینکه شناخت بزرگان ادبیات معاصر خراسان گام مهمی در جهت گسترش گردشگری ادبی است، یادآور شد: در حوزه شعر این ناحیه جغرافیایی، مهدی اخوان ثالث را شاهد هستیم. در حوزه داستان، محمود دولتآبادی همواره از اهمیت بالایی برخوردار بوده است و در حیطه ادبیات عرفانی نیز میتوان علی شریعتی را نام برد.
این خراسانپژوه ادامه داد: اصولا هر شهری با یک گونه از گردشگری برجسته میشود. مشهد به عنوان یک شهر زیارتی شهرت دارد و پایه آن، گردشگری زیارتی است. بر همین اساس سایر گردشگریها مانند گردشگری ادبی، ورزشی، تاریخی و حتی غذا در سایه آن قرار میگیرند. در نتیجه باید این موارد را نیز با گردشگری زیارتی همراه کرد، به جلو پیش برد تا به سرانجام مطلوب برسند.
سلیمان نوری بزرگترین مانع توسعه گردشگری ادبی در مشهد را عدم شناخت مردم دانست و گفت: درواقع به اندازه کافی بر روی این حوزه کار نکردهایم؛ به همین دلیل مخاطب رغبتی برای حضور در این اماکن و شناخت آنها را ندارد. البته که این معضل تنها به مشهد ختم نمیشود و سایر شهرهای استان خراسان رضوی نیز به آن دچار هستند. نهادهای فرهنگی مانند سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، شهرداری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی وظیفه اصلی خود را که معرفی مقاصد گردشگری ادبی به کشور و جهان است را به خوبی انجام ندادهاند.
وی اضافه کرد: بسیاری از گردشگرانی که وارد خراسان میشوند حتی از توس بازدید نمیکنند. به طور حتم اگر مدت زمان اقامت گردشگران افزایش یابد، موجب رونق هر چه بیشتر گردشگری اقتصادی، ورزشی، غذا و همینطور گسترش فرهنگ خراسان خواهد شد. برگزاری متناوب برنامههای فرهنگی در مجموعههای منتسب به گردشگری ادبی، تولید و انتشار اخبار مربوط به این رویدادها با همکاری نهادهای متولی فرهنگی، انجمنهای ادبی و دانشگاهها میتواند به شناساندن هر چه بیشتر مقاصد گردشگری ادبی موثر واقع شود.
انتهای پیام
