به گزارش ایسنا، بازیهای ویدیویی بهگونهای طراحی میشوند که توجه بازیکن را برای مدتی طولانی حفظ کنند. چالشهای متناسب با مهارت فرد، مأموریتهای پیدرپی و تعاملات اجتماعی از جمله عواملی هستند که میتوانند انگیزه ادامه بازی را افزایش دهند. در چنین شرایطی، بازیکن ممکن است آنقدر درگیر اتفاقات و اهداف بازی شود که توجه کمتری به محیط اطراف و گذر زمان داشته باشد.
پژوهشهای روانشناسی نشان میدهند که توجه، انگیزه، میزان درگیری ذهنی و تجربه غرقگی بر نحوه احساس و تخمین زمان تأثیر میگذارند. «غرقگی» (Flow) به وضعیتی گفته میشود که فرد با تمرکز و درگیری ذهنی بالا به فعالیتی مشغول است و ممکن است توجه کمتری به محرکهای بیرونی داشته باشد. این وضعیت در فعالیتهای مختلف، از جمله بازی، رخ میدهد و میتواند تجربه فرد از مدتزمان سپریشده را تغییر دهد.
از این منظر، فراموش کردن زمان هنگام بازی را نمیتوان صرفا به ضعف اراده یا ناتوانی فرد در کنترل رفتار خود نسبت داد. ویژگیهای بازی و نحوه درگیری ذهنی بازیکن نیز در این تجربه نقش دارند. هنگامی که هر مرحله با هدف تازهای همراه است و رسیدن به نتیجه، بازیکن را به ادامه مسیر تشویق میکند، پایان دادن به بازی ممکن است دشوارتر از چیزی باشد که پیش از شروع تصور میکرده است.
با این حال، باید میان غرق شدن در بازی و وابستگی به آن تفاوت قائل شد. لذت بردن از بازی یا فراموش کردن موقت گذر زمان، بهتنهایی نشانه وابستگی نیست. آنچه اهمیت دارد، میزان تأثیر بازی بر زندگی روزمره و توانایی فرد برای متوقف کردن آن در زمان مناسب است. اگر بازی بهطور مکرر جای خواب کافی، فعالیت بدنی، روابط خانوادگی یا انجام مسئولیتهای ضروری را بگیرد، لازم است الگوی استفاده از آن مورد توجه قرار گیرد.
چگونه زمان بازی را مدیریت کنیم؟
یکی از راهکارهای پیشنهادی برای مدیریت زمان بازی، مشخص کردن زمان پایان پیش از شروع آن است. بهتر است فرد تصمیمگیری درباره مدت بازی را به زمانی موکول نکند که کاملا درگیر فضای بازی شده است. در چنین وضعیتی، جذابیت ادامه بازی و تمایل به تکمیل مراحل ممکن است تصمیم اولیه را تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین تعیین محدودیت زمانی پیش از شروع، میتواند به حفظ کنترل بر مدت سرگرمی کمک کند.
استفاده از یادآورِ زمانی نیز راهکار دیگری است که میتواند به بازیکن در تشخیص گذر زمان کمک کند. تنظیم زنگ هشدار برای پایان بازی و حتی دریافت یک یادآور چند دقیقه پیش از زمان تعیینشده، فرصتی برای آماده شدن جهت توقف فراهم میکند. این فاصله کوتاه به بازیکن امکان میدهد فعالیت خود را جمعبندی کند و برای پایان دادن به بازی آماده شود.
البته استفاده از هشدار زمانی بهتنهایی تضمین نمیکند که فرد بازی را متوقف کند. اگر بازیکن پس از شنیدن هشدار، زمان پایان را مرتب به تعویق بیندازد، این ابزار کارکرد اصلی خود را از دست میدهد. از این رو، یادآور زمانی زمانی مؤثرتر خواهد بود که با تصمیم قبلی فرد برای رعایت محدودیت تعیینشده همراه شود.
انتخاب نقطه مناسب برای توقف نیز میتواند پایان دادن به بازی را آسانتر کند. در صورت امکان، بهتر است بازیکن پایان یک مرحله یا مأموریت را برای توقف انتخاب کند. این شیوه بهویژه در بازیهایی که مراحل متوالی دارند، میتواند از دشواری قطع ناگهانی فعالیت بکاهد. با این حال، باید توجه داشت که این راهکار نباید به بهانهای برای ادامه بیپایان بازی تبدیل شود؛ زیرا در برخی بازیها، پایان هر مرحله بلافاصله با مأموریت یا هدف تازهای همراه است.
تعادل میان بازی و دیگر فعالیتهای زندگی
برقراری تعادل میان فعالیتهای فیزیکی و بازیهای ویدیویی از دیگر نکات مهم در مدیریت این سرگرمی است. تخلیه انرژی بدنی و اختصاص دادن زمان به فعالیتهای خارج از فضای بازی میتواند به متعادل شدن برنامه روزانه کمک کند و از تبدیل شدن بازی به تنها گزینه برای گذران اوقات فراغت جلوگیری کند.
بازی میتواند بخشی از برنامه سرگرمی روزانه باشد، اما نباید بهطور مستمر جای خواب کافی، فعالیت بدنی، روابط خانوادگی یا مسئولیتهای ضروری را بگیرد. از این نظر، مسئله فقط مدتزمانی نیست که فرد به بازی اختصاص میدهد، بلکه باید بررسی کرد که این سرگرمی چه تأثیری بر سایر فعالیتهای زندگی او گذاشته است. برای مثال، اگر فرد برای ادامه بازی از خواب خود کم کند، انجام تکالیف یا مسئولیتهایش را به تعویق بیندازد یا فرصت ارتباط با خانواده و دوستان را از دست بدهد، موضوع دیگر صرفا علاقه به بازی نیست؛ بلکه تعادلی که باید میان سرگرمی و سایر نیازهای روزمره برقرار باشد، تحت تأثیر قرار گرفته است.
بنابراین، ارزیابی میزان بازی صرفا بر اساس تعداد ساعتها نمیتواند بهتنهایی وضعیت فرد را مشخص کند. توجه به پیامدهای بازی در زندگی روزمره، امکان ارزیابی دقیقتری فراهم میکند و کمک میکند میان یک سرگرمی لذتبخش و الگویی که به فعالیتهای ضروری آسیب میزند، تفاوت گذاشته شود.
گفتوگو با کودکان بهجای تنبیه
در مورد کودکان نیز تعیین قوانین روشن و صمیمانه میتواند به مدیریت زمان بازی کمک کند. گفتوگو با کودک و توافق بر سر این موضوع که زمان بازی پس از انجام تکالیف آغاز شود، یکی از پیشنهادهای کاربردی در این زمینه است. هدف از این توافق، ایجاد چارچوبی مشخص برای استفاده از بازی است تا کودک بتواند میان سرگرمی و مسئولیتهای خود تعادل برقرار کند.
در این رویکرد، گفتوگو و توافق جای تنبیه و مشاجره را میگیرد. هنگامی که قواعد بازی از پیش مشخص شده باشند، کودک با انتظارات روشنتری روبهرو میشود و احتمال تبدیل شدن زمان بازی به موضوعی برای اختلافهای مکرر کاهش مییابد. در مقابل، اگر محدودیتها فقط هنگام بروز اختلاف مطرح شوند یا هر بار تغییر کنند، ممکن است رعایت آنها برای کودک دشوارتر شود.
البته تعیین قانون بهتنهایی کافی نیست و پایبندی به توافق نیز اهمیت دارد. اگر قرار است بازی پس از انجام تکالیف آغاز شود، این قاعده باید به شکلی روشن و قابل پیشبینی اجرا شود. در عین حال، گفتوگو با کودک باید به او کمک کند دلیل وجود محدودیتها را بفهمد و بهتدریج در مدیریت زمان خود مسئولیت بیشتری بپذیرد.
در این میان، نباید علاقه کودک به بازی را بهخودیخود رفتاری نادرست تلقی کرد. بازیهای ویدیویی میتوانند بخشی از سرگرمی و تجربه اوقات فراغت باشند؛ مسئله زمانی ایجاد میشود که این فعالیت، بهطور مداوم بر خواب، درس، تحرک بدنی یا روابط خانوادگی اثر منفی بگذارد. از این رو، مدیریت بازی به معنای حذف کامل آن نیست، بلکه به معنای مشخص کردن جایگاه مناسب آن در برنامه زندگی است.
از لذت بازی تا ضرورت شناخت الگوی استفاده
فراموش کردن گذر زمان هنگام بازیهای ویدیویی اتفاقی عجیب یا غیرقابل توضیح نیست. توجه، انگیزه، میزان درگیری ذهنی و تجربه «غرقگی» میتوانند بر نحوه احساس و تخمین زمان تأثیر بگذارند. ویژگیهای طراحی بازی، از چالشهای متناسب با مهارت گرفته تا مأموریتهای پیدرپی و تعاملات اجتماعی، نیز در حفظ توجه و انگیزه بازیکن نقش دارند. با این حال، این عوامل نباید به این برداشت منجر شوند که هر بار از دست دادن حس زمان، نشانه مشکلی جدی است. لذت بردن از بازی و فراموش کردن موقت گذر زمان لزوما به معنای وابستگی نیست. آنچه اهمیت دارد، آگاهی از سازوکارهای بازی، شناخت رفتار خود و توانایی ایجاد تعادل میان سرگرمی و سایر جنبههای زندگی است.
بازیهای ویدیویی بهخودیخود مسئلهساز نیستند و نمیتوان صرف علاقه یا غرق شدن در آنها را نشانه وابستگی دانست. مسئله اصلی زمانی شکل میگیرد که فرد نتواند میان بازی و دیگر نیازها و مسئولیتهای زندگی تعادل برقرار کند. شناخت این تفاوت، هم به بازیکنان کمک میکند با آگاهی بیشتری از بازی لذت ببرند و هم به خانوادهها امکان میدهد بهجای برخوردهای تنبیهی و محدودیتهای صرف، بر ایجاد عادتهای متعادل و مدیریت آگاهانه زمان تمرکز کنند.
پینوشت: در این گزارش از اطلاعات مقاله «چرا هنگام بازیهای ویدئویی گذر زمان را فراموش میکنیم؟» استفاده شده است.
انتهای پیام