حسین حیاتبخش، خبرنگار، در یادداشتی نوشته است: پارلمانها به سبب نمایندگی بیواسطه ملتها و رهایی نسبی از قیود دستوپاگیر پروتکلهای مرسوم دیپلماتیک، دقیقاً در نقطهای اثر گذار میشوند که زبان رسمی دیپلماسی دچار انجماد، ایستایی یا لکنت اداری میشود. با وجود این افق روشن، پرسشی که همواره پیش روی ناظران و نخبگان سیاسی ایران قرار داشته، این است: بهارستان تا چه اندازه توانسته این ظرفیت انباشته را از چارچوب «روابط عمومی بینالمللی» به مدار «دیپلماسی اثربخش ملی» ارتقا دهد؟ نگاهی آسیبشناسانه به عملکرد ادوار مجلس نشان میدهد که دیپلماسی پارلمانی در برهههایی گرفتار دو آفت بنیادین بوده است: نخست، «تشریفاتزدگی» و دوم، «فقدان حافظه نهادی». سالهاست رفتوآمد هیئتهای پارلمانی و عضویت در مجامعی چون اتحادیه بینالمجالس جهانی (IPU)، مجمع مجالس آسیایی (APA) یا مجالس عضو سازمان همکاریهای اسلامی، به عنوان کارنامهای پرحجم عرضه میشود؛ اما اگر شاخص «بازدهی ملموس در منافع ملی» مبنا قرار گیرد، فاصله میان هزینهکردها و دستاوردهای عینی آشکار میگردد.
در مواردی نهچندان اندک، مأموریتهای بینالمللی بدون دستورکار پژوهششده، بدون تسلط زبانی کافی و فارغ از استراتژی مذاکراتی مشخص رقم خورده است؛ رویهای که در نگاه ناظران داخلی به «سفرهای بیفرجام» و در صحنه خارجی به «دیپلماسی تعارف و لبخند» تعبیر شده است. از سوی دیگر، ریشه ساختاری این کماثری را باید در ضعف پیوند میان «مرکز پژوهشهای مجلس» و «کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی» و نیز خلأهای آییننامه داخلی در شکلدهی به گروههای دوستی پارلمانی جستوجو کرد. در بسیاری از مجالس پیشرو جهان، گروههای دوستی بازوهای تخصصی پیگیری منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک هستند؛ حال آنکه در بهارستان، گاه تشکیل این گروهها بیشتر بر پایه علایق فردی نمایندگان یا موازنههای درونفراکسیونی سامان یافته تا تخصص و تسلط بر کشور هدف. آسیب جدیتر، انقطاع تجارب میان ادوار است؛ با هر گردش انتخاباتی، شبکهای از پیوندهای غیررسمی با روسای کمیسیونهای کشورهای هدف به بایگانی سپرده میشود و هیئتهای مجلس تازه، ناگزیرند سنگ بنای تعاملات را از نقطه آغاز بگذارند. فقدان یک «دبیرخانه دائمی دیپلماسی پارلمانی» که پروندههای بینالمللی را فارغ از تغییر صندلیهای سبز زنده نگه دارد، سدی در برابر انباشت تجربه تقنینی کشور بوده است.
با این همه، مختصات کنونی منطقه و جهان، بیش از هر زمان دیگری ظرفیت پیشدستانه و تهاجمی بهارستان را فرامیخواند. در شرایطی که ایران با پیچیدهترین پروندههای تحریمی و موجهای هماهنگ جنگ روایتها در مجامع سیاسی غرب روبهروست، مجلس شورای اسلامی میتواند دو کارکرد راهبردی را عینیت بخشد: نخست، «دیپلماسی اقتصادی عملگرایانه». پیوستن جمهوری اسلامی ایران به ائتلافهای قدرتمند نوظهور مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای و توسعه روابط با اتحادیه اقتصادی اوراسیا، بدون پشتیبانی تقنینی به بنبستهای اجرایی میرسد. بوروکراسی کند دستگاههای اجرایی معمولاً در تبدیل موافقتنامههای کلان به سازوکارهای بانکی، ترانزیتی و گمرکی دچار تأخیر است.
اینجاست که کمیسیونهای تخصصی مجلس—بهویژه کمیسیونهای اقتصادی، صنایع و انرژی—میتوانند در ارتباط پیوسته با پارلمانهای کشورهای هدف، موانع تقنینی مبادلات مالی دوجانبه و پیمانهای پولی را مرتفع سازند و گروههای دوستی پارلمانی را از محافلی صوری به اتاقهای پیگیری عملیات تجاری بدل کنند.
دوم، «شکستن حصر روایتها در دیپلماسی عمومی». مواجهه با کمپینهای ایرانهراسی، صرفاً با بیانیههای اداری دستگاه دیپلماسی مقدور نیست. نماینده پارلمان یک کشور خارجی، سیاستمداری است که گوشش بیش از پیامهای دیپلماتهای رسمی، به استدلال همتای خود در یک پارلمان بدهکار است؛ چرا که هر دو متکی به پایگاه رأی مردمیاند. نمونه روشن این ظرفیت، ابتکارات هیئتهای پارلمانی ایران در اجلاسهای اخیر اتحادیه بینالمجالس (نظیر نشستهای ژنو و آنگولا) در بسیج آرای کشورهای غیرمتعهد و اسلامی علیه جنایات رژیم صهیونیستی در غزه و افشای استانداردهای دوگانه غرب بود.
این دستاوردها نشان داد هرگاه زبان حقوقی منسجم با منطق اقناع رسانهای همراه شود، مجلس توانایی به حرکت درآوردن وجدانهای بیدار در پارلمانهای جهان را دارد. نقطه آغاز تحول در دیپلماسی بهارستان، تجدیدنظر در سازوکارهای اعزام و پاسخگویی است. دیپلماسی پارلمانی نباید به عنوان امتیاز اداری یا فرصت سفر تلقی شود؛ بلکه باید مأموریتی رسمی با سنجش هزینه-فایده باشد. الزام نمایندگان به ارائه پیوست پژوهشی پیش از هر سفر، تعیین شاخصهای معین برای ارزیابی دستاوردها پس از بازگشت در صحن یا کمیسیون، آموزش فشرده زبان و فنون مذاکره، و اصلاح ساختار گروههای دوستی در آییننامه داخلی، ارکان این نوسازی خواهند بود.
سخن آخر آنکه، مجلس شورای اسلامی باید بپذیرد حوزه اقتدار و کارآمدی آن به چهاردیواری بهارستان محدود نمیشود. پارلمانی که در معادلات پرتلاطم منطقهای و جهانی ساکت، تماشاگر یا اسیر پروتکلهای بیاثر بماند، در حقیقت بخشی از اراده ملت را معطل گذاشته است. دیپلماسی پارلمانی رقیب دستگاه سیاست خارجی نیست؛ بال دیگر پرواز منافع ملی در آسمان روابط بینالملل است؛ بالی که اگر باز و چابک نشود، توازن سیاست خارجی کشور در کوران گردبادهای ژئوپلیتیک ناتمام خواهد ماند.
تجدیدنظر در سازوکارهای اعزام و پاسخگویی است. دیپلماسی پارلمانی نباید به عنوان امتیاز اداری یا فرصت سفر تلقی شود؛ بلکه باید مأموریتی رسمی با سنجش هزینه-فایده باشد. الزام نمایندگان به ارائه پیوست پژوهشی پیش از هر سفر، تعیین شاخصهای معین برای ارزیابی دستاوردها پس از بازگشت در صحن یا کمیسیون، آموزش فشرده زبان و فنون مذاکره، و اصلاح ساختار گروههای دوستی در آییننامه داخلی، ارکان این نوسازی خواهند بود. سخن آخر آنکه، مجلس شورای اسلامی باید بپذیرد حوزه اقتدار و کارآمدی آن به چهاردیواری بهارستان محدود نمیشود. پارلمانی که در معادلات پرتلاطم منطقهای و جهانی ساکت، تماشاگر یا اسیر پروتکلهای بیاثر بماند، در حقیقت بخشی از اراده ملت را معطل گذاشته است. دیپلماسی پارلمانی رقیب دستگاه سیاست خارجی نیست؛ بال دیگر پرواز منافع ملی در آسمان روابط بینالملل است؛ بالی که اگر باز و چابک نشود، توازن سیاست خارجی کشور در کوران گردبادهای ژئوپلیتیک ناتمام خواهد ماند.
انتهای پیام