تنگه هرمز به عنوان شاهرگ حیاتی انرژی جهان، همواره کانون توجه قدرتهای بینالمللی و نقطه ثقل امنیت منطقه غرب آسیا بوده است. در شرایط کنونی که تحولات ژئوپلیتیک با شتابی بیسابقه در حال تغییر است، تبیین مولفههای قدرت ایران در این منطقه و نقش سرمایه اجتماعی در حفظ ثبات ملی، از اهمیت دوچندانی برخوردار است.
تنگه هرمز؛ فراتر از یک گذرگاه اقتصادی
علیرضا باقری، استاد علوم سیاسی و روابط بینالملل، در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش بیبدیل تنگه هرمز در صیانت از منافع ملی اظهار کرد: تنگه هرمز صرفاً یک معبر برای عبور کشتیهای تجاری و نفتکشها نیست، بلکه این نقطه جغرافیایی، نماد اراده سیاسی و حاکمیت ملی جمهوری اسلامی ایران در پهنه آبهای بینالمللی است.
این مدرس دانشگاه معتقد است که هرگونه تحلیل درباره امنیت این منطقه بدون در نظر گرفتن نقش محوری ایران، ناقص و به دور از واقعیتهای میدانی خواهد بود.
وی با بیان اینکه امنیت در خلیج فارس باید بومی و درونزا باشد، تصریح کرد: تجربه دهههای اخیر ثابت کرده است که حضور نیروهای بیگانه تحت عناوین مختلف، نهتنها ثباتآفرین نبوده، بلکه همواره به عنوان عاملی تنشزا عمل کرده است. اقتداری که امروز ایران در این منطقه اعمال میکند، برخاسته از یک راهبرد هوشمندانه است که میان بازدارندگی نظامی و تعاملات منطقهای توازن برقرار کرده است.
انسجام ملی؛ زیربنای قدرت سخت در دریا
این تحلیلگر مسائل سیاسی در ادامه این گفتوگو، به پیوند میان قدرت نظامی و انسجام داخلی پرداخت و بیان کرد: اگرچه توانمندیهای موشکی و پهپادی ایران در حراست از مرزهای آبی بر کسی پوشیده نیست، اما آنچه به این قدرت سخت معنا میبخشد و آن را در برابر فشارهای خارجی نفوذناپذیر میکند، انسجام و وحدت ملی است.
وی تأکید کرد: دشمنان همواره در محاسبات خود به دنبال یافتن شکاف میان ملت و حاکمیت هستند تا از آن طریق، نفوذ خود را تحمیل کنند؛ اما ایستادگی مردم بر سر آرمانهای ملی و حمایت از حقوق حقه ایران در مجامع بینالمللی، محاسبات آنها را به بنبست کشانده است. در واقع، اقتدار در تنگه هرمز، بازتاب مستقیم اتحاد در خیابانهای تهران، شیراز، تبریز و دورترین روستاهای کشور است.
حضور مردم؛ مؤلفه اصلی بازدارندگی
باقری با تبیین نقش حضور مردم در صحنههای مختلف سیاسی و اجتماعی، آن را قدرتمندترین ابزار دیپلماتیک نظام برشمرد و افزود: در ادبیات سیاسی مدرن، قدرت هوشمند ترکیبی از توان نظامی و اقناع عمومی است. حضور پرشور مردم در صحنه، پیامی صریح به بازیگران جهانی مخابره میکند که در ایران، سیاست خارجی و راهبردهای دفاعی، ریشه در اراده جمعی دارد.
این مدرس دانشگاه تصریح کرد: هنگامی که مردم با آگاهی از شرایط حساس کنونی، بر حفظ استقلال و تمامیت ارضی تأکید میورزند، این پیام در اتاقهای فکر غرب به عنوان یک سد نفوذناپذیر ترجمه میشود. لذا، صیانت از این سرمایه اجتماعی و پاسخگویی به مطالبات بر حق جامعه، باید به عنوان یک ضرورت امنیتی در دستور کار قرار گیرد.
گذار از بحران با تکیه بر خودباوری
وی در بخش دیگری از این تحلیل، به ضرورت هوشیاری در برابر جنگ روانی رسانههای معاند اشاره کرد و گفت: هدف اصلی جریانات رسانهای بیگانه، تضعیف روحیه ملی و ایجاد تردید در توانمندیهای داخلی است. آنها تلاش میکنند تا چالشهای موجود را به بنبست تعبیر کنند، در حالی که تاریخ معاصر ایران نشان داده است که این ملت بزرگ، سختترین گردنهها را با تکیه بر دانش بومی و غیرت ملی پشت سر گذاشته است.
این مدرس دانشگاه در پایان بیان کرد: آینده منطقه متعلق به ملتهایی است که بر سر سرنوشت خود معامله نمیکنند. ایران با درک صحیح از نظم نوین جهانی و با اتکا به ظرفیتهای عظیم انسانی و جغرافیایی خود، همچنان به عنوان لنگرگاه ثبات در منطقه باقی خواهد ماند؛ مشروط بر آنکه شعله امید، همبستگی و اعتماد میان آحاد جامعه روزبهروز فروزانتر شود.
انتهای پیام

