به گزارش ایسنا، ملتها را با قصههایشان میشناسند و نسلها را با قهرمانانی که رویای چشیدن طعم شجاعت، دوستی و تخیل را در جانشان زنده میکنند. ایسنا ذیل پروندهٔ «کودکان ایرانی با کدام قهرمانان بزرگ میشوند؟» در گامهای نخست، به واکاوی خلاء شخصیتهای بومی در جهانِ روزمرهٔ کودکان پرداخت و از زاویهٔ نقد فرهنگی و رسانهای، وضعیت موجود را بررسی کرد. اما تقلیل دادن این چالش بزرگ به ضعف در قصهگویی، نادیده گرفتن سایر حلقههای این حوزه است. واقعیت این است که خلق یک شخصیت ماندگار، پیوندی جدانشدنی با ساختار حقوقی و بستر اقتصادی دارد.
برای فهم اینکه چرا قهرمانان ما پس از یک درخشش کوتاهمدت، در غبار فراموشی گم میشوند و مسیر را برای رقبای فرنگی باز میگذارند، باید به اتاق فرمانِ اقتصاد فرهنگ نگاه کرد. در سومین بخش از این پرونده، طراح کاراکتر، انیماتور و کارگردان انیمیشن «پسر دلفینی» از گلوگاههایی سخن میگوید که سالهاست زنجیرهٔ تولید کاراکتر در ایران را قفل کردهاند. او با نقد صریح رویکردهای سنتی و دولتی، مفهوم کلیدی «مالکیت فکری (IP)» را کالبدشکافی میکند و سپردنِ این دارایی خلاقانه به نهادهای دولتی را به «رحم اجارهای» تشبیه میکند؛ فرآیندی که انگیزهٔ بقا و توسعهٔ کاراکتر را از خالق اصلیاش سلب میکند. از نگاه او، ماندگاریِ قهرمانان جهانی محصول یک زیستبوم کامل از کپیرایت، بازارپردازی فعال و ورود به صنعت بازیهای دیجیتال است؛ چرخهای اقتصادی که در ایران هنوز حلقههایش به هم متصل نشدهاند.
بیشتر بخوانید:
محمد خیراندیش - طراح کاراکتر، انیماتور، نویسنده و کارگردان - در گفتوگوی تفصیلی با ایسنا، درباره وضعیت خلق و ارائه شخصیت به کودکان ایرانی و مقایسهای که در این حوزه میان ایران و سایر کشورها رخ میدهد، گفت: کشورهای پیشرو در حوزۀ رسانه، خود جریانساز روایتها و شخصیتهایشان هستند، کشورهایی که امروز در عرصۀ رسانه پیشتاز محسوب میشوند، طبیعی است که در خلال داستانها و روایتهای خود، کاراکترهایشان را نیز خلق و عرضه کنند. در حوزه کاراکترسازی و خلق شخصیت، قطبهای موفق دنیا چندان زیاد نیستند، اما همان چند قطب در سالهای اخیر توانستهاند به موفقیتهای چشمگیری دست پیدا کنند و پشت این موفقیتها نیز سالها تلاش و سرمایهگذاری قرار دارد.
او در پاسخ به این پرسش که با وجود پیشینۀ غنی ادبی ایران و شخصیتهایی چون رستم، سهراب و افراسیاب، آیا میتوان این چهرهها را برای کودک امروز بازآفرینی و به شخصیتهایی ماندگار تبدیل کرد، توضیح داد: بحث اصلی شیوۀ داستانگویی و ارائه روایتی جذاب است. ما در دورهای از تاریخ، بهویژه در ادبیات و شعر، جزو سرآمدان جهان بودیم، اما اگر بخواهیم واقعبین باشیم، سالهاست که دیگر در زمرۀ داستانگویان برتر دنیا قرار نداریم، در این بین، شیوه استفاده از همان ادبیات غنی و تبدیل آن به کارکتری که برای کودک امروزی جذابیت داشته باشد نیز امری مهم است. اما به طور کلی امروز دیگران هستند که داستانها را روایت میکنند و همزمان روایتها و جهانهای داستانی خودشان را نیز گسترش میدهند.
شخصیت ماندگار یکشبه خلق نمیشود
این نویسنده و کارگردان انیمیشن افزود: البته به نظر من آنها هم تا حدی وارد یک دوره افول در داستانگویی شدهاند، اما همچنان تجربه و سابقهای قابل در این زمینه دارند. غربیها نزدیک به ۱۰۰ سال است که بهطور مستمر روی خلق داستان و کاراکتر کار میکنند. در شرق نیز کشورهایی مانند ژاپن و در سالهای اخیر کره جنوبی، دستکم ۵۰ سال برای رسیدن به این جایگاه تلاش کردهاند. بنابراین شکلگیری شخصیتهای ماندگار و برندهای فرهنگی قدرتمند، اتفاقی نیست که یکشبه رخ دهد.
نگاه گذشتهنگر پاسخگو نیست
او در پاسخ به نگاه رایج در برخی سیاستگذاریها مبنی بر حرکت به سمت تولیدات سفارشی و استفاده مستقیم از قهرمانان تاریخی گفت: در برخی رویکردها این سؤال مطرح میشود که چرا کودک ایرانی قهرمانی شبیه هالک یا سوپرمن ندارد و در پاسخ، معمولا به شخصیتهای «شاهنامه» اشاره میشود. اما این نگاه اگر به معنای جایگزین کردن کامل آثار جدید با گذشته باشد، نگاه درستی نیست. ما هم قهرمانان ارزشمند در گذشته داریم و هم ظرفیتهای عظیم ادبی. اما این به معنای بینیازی از تولید کاراکترهای جدید نیست. همانطور که در ژاپن بسیاری از انیمهها بر اساس داستانهای کهن ساخته شدهاند، یا در غرب از اسطورههای یونان باستان، شوالیهها و شخصیتهایی مانند آرتور شاه و... دهها و صدها اثر خلق شده، اما این کشورها صرفا به گذشته اکتفا نکردهاند، بلکه آن را به زبان امروز بازآفرینی کرده و در کنار آن، شخصیتهای کاملا مدرن نیز ساختهاند.
خیراندیش با اشاره به تجربههای موفق بازآفرینی ادبیات کهن در قالبهای جدید گفت: ما هم باید همین مسیر را برویم؛ یعنی هم از ادبیات غنی خود بهره بگیریم و هم کاراکترهای جدید و امروزی خلق کنیم. استفاده صرف از گذشته بدون تولید زبان جدید، ما را به مقصد نمیرساند. در واقع یکی از مهمترین مسائل امروز، بهروزرسانی روایتهاست. باید بتوانیم قصههای کهن را به زبان امروز بازگو کنیم تا برای مخاطب کودک و نوجوان قابل لمس باشد.
باید زبان نسل امروز را بلد باشیم
این طراح کاراکتر با اشاره به تجربههای موفق در فضای مجازی افزود: اخیرا یک نمونه جالب دیدم که در شبکههای اجتماعی منتشر شده بود؛ شخصی داستانهای شاهنامه، از جمله روایت سهراب، را با زبان امروزی و در قالبهای کوتاه بازسازی کرده بود. این محتوا بسیار وایرال (فراگیر) شد و توانست مخاطبان جوانی را جذب کند که شاید قبلا هیچ ارتباطی با این داستانها نداشتند.
او تأکید کرد: این نوع بازآفرینیها، حتی اگر در قالبهای ساده مثل کلیپهای کوتاه باشند، نشان میدهد که ادبیات کلاسیک ما ظرفیت بسیار بالایی برای ارتباط با نسل جدید دارد. مهم این است که این روایتها به زبان امروز ترجمه شوند تا بتوانند در رسانههای جدید و فرمهای نوین ارتباطی جای خود را پیدا کنند.
مالکیت فکری در ایران یک شوخی است!
خیراندیش همچنین با تأکید بر ضرورت فراهم شدن زیرساختهای لازم برای توسعه کاراکترهای ایرانی ادامه داد: هنوز در بسیاری از زمینهها با مشکلات جدی روبهرو هستیم. بسترهای اقتصادی مناسب، قوانین حمایتی و زیرساختهای حقوقی لازم را در اختیار نداریم. یکی از مهمترینِ این مسائل، موضوع کپیرایت و مالکیت فکری، IP یا «Industrial Property» (جهان داستانی و دارایی خلاقانه) است.
او در تشریح این موضوع توضیح داد: در بسیاری از کشورهای دنیا، مالکیت معنوی یک اثر به خالق آن بازمیگردد؛ یعنی نویسنده، طراح، کارگردان و مجموعهای که اثر را خلق کردهاند صاحب آی پی (IP) هستند. حتی اگر نهادهای دولتی، بانکها یا مجموعههای سرمایهگذار در تولید اثر مشارکت داشته باشند، معمولا در منافع آن سهیم میشوند، اما مالکیت معنوی اثر را در اختیار نمیگیرند.
این طراح کاراکتر با انتقاد از برخی رویههای موجود در کشور اظهار کرد: ما مدتهاست درگیر این مسئله هستیم که برخی نهادهای دولتی در ازای سرمایهگذاری برای تولید یک اثر، مالکیت IP آن را در اختیار میگیرند. در حالی که این اتفاق نه به سود آن نهادهاست و نه به سود اثر. در واقع فقط مانعی بزرگ بر سر راه خالقان اثر ایجاد میشود و اجازه نمیدهد آن شخصیت یا مجموعه داستانی در آینده ادامه پیدا کند و توسعه یابد.
ورود مستقیم دولت ممنوع!
او در پاسخ به این پرسش که چرا بسیاری از کاراکترهای موفق ایرانی پس از چند سال با افت مواجه میشوند، در حالی که نمونههای خارجی دههها دوام میآورند، اظهار کرد: یکی از مهمترین دلایل، همین مسئله کپیرایت است. وقتی یک شخصیت خلق میشود، صاحب اثر باید مطمئن باشد که فردا شخص دیگری بدون مجوز از آن استفاده نمیکند و محصولی بر پایه آن تولید نمیشود، در حالی که هیچ برخوردی هم با این تخلف صورت نمیگیرد.
این طراح کاراکتر افزود: یک شخصیت برای ماندگاری به بازنشر و اقتصاد نیاز دارد. به اعتقاد من دولت باید به جای ورود مستقیم به تولید، بیشتر بر قانونگذاری، حمایت و ایجاد زیرساختهای لازم تمرکز کند. اگر قوانین مناسبی وجود داشته باشد، خود تولیدکنندگان میتوانند مسیر توسعه آثارشان را دنبال کنند. یکی از مشکلات جدی ما این است که بعد از تولید، دوباره وارد چرخه پیچیده قوانین و فرآیندهای اداری میشویم. در حالی که اگر دولت بخواهد نقش حمایتی داشته باشد، باید به سمت تسهیلگری برود نه تملک IP.
شاهد از غیب رسید!
او در ادامه با اشاره به برخی نمونههای موفق داخلی گفت: انیمیشن «پهلوان» از جمله آثار موفقی بود که کودکان آن را دوست داشتند، اما چون مالکیت آن در اختیار صداوسیما قرار داشت و تولیدکنندگان مالک IP نبودند، با مشکلات متعددی روبهرو شد. هزینههای تولید به مرور افزایش پیدا کرد، اما بودجههای اختصاصیافته متناسب با این افزایش رشد نکرد و در نتیجه کیفیت اثر در فصلهای بعدی کاهش یافت. از سوی دیگر، گروه سازنده حتی برای تولید محصولات جانبی سادهای مانند کتاب یا کمیکبوک (کتاب مصور) نیز باید از مسیرهای طولانی اداری عبور میکرد.
خیراندیش با اشاره به انیمیشن «ببعی قهرمان» نیز اظهار کرد: این اثر هم نمونه موفق دیگری است. سریال آن از پرمخاطبترین تولیدات کودک بود و نسخه سینمایی آن نیز رکورد فروش انیمیشن در سینمای ایران را شکست و در میان پرفروشترین آثار سال قرار گرفت. با این حال، تولیدکنندگان آن همچنان با محدودیتهایی مواجه هستند که اجازه نمیدهد از تمام ظرفیتهای اقتصادی و فرهنگی این برند استفاده کنند.
شیوه درست حمایت چگونه است؟
این نویسنده و کارگردان انیمیشن افزود: در یک مدل درست، بانکها یا نهادهای مالی میتوانند بر اساس یک بیزینسپلن (طرح کسبوکار) مشخص، به پروژههای فرهنگی و هنری وام یا سرمایه بدهند و در سود آن شریک شوند، نه اینکه مالکیت اثر را در اختیار بگیرند. این مدل هم برای سرمایهگذار منطقی است و هم برای تولیدکننده انگیزه ایجاد میکند.
خیراندیش با اشاره به چالشهای قانونی و بروکراسی موجود گفت: ما هنوز درگیر مجوزها، تاییدیهها و فرآیندهای طولانی اداری هستیم؛ در حالی که اگر قوانین شفاف و درست باشد، این روند میتواند تسهیل شود. نقش دولت باید در حوزه قانونگذاری، نظارت و حمایت باشد. تولید باید به تولیدکننده سپرده شود؛ چون تولیدکننده با هزینه کمتر، انگیزه بیشتر و شناخت بهتر از بازار میتواند کیفیت بالاتری ارائه دهد.
خلق شخصیت در رحم اجارهای!
این طراح کاراکتر با اشاره به تفاوت نگاه در سرمایهگذاری دولتی و خصوصی گفت: وقتی یک اثر بهصورت سفارشی و با پول دولتی ساخته میشود، ارتباط تولیدکننده با اثر پس از پایان تولید قطع میشود. در چنین شرایطی، طبیعی است که انگیزه برای توسعه بلندمدت اثر کاهش پیدا کند. اما وقتی مالکیت اثر در اختیار تولیدکننده است، او مثل یک «فرزند» به آن نگاه میکند و برای رشد و آیندهاش برنامهریزی میکند درحالی که وقتی سرمایهگذاری دولتی با آن شرایط که ذکر کردم اتفاق بیفتد، گویی که با یک رحم اجارهای طرف هستیم و فرزندی را که خود پرورش دادهایم قرار است به کسان دیگری بدهیم.
اگر مدیر دلسوز نباشد...
او با تأکید بر اهمیت تداوم حیات یک شخصیت داستانی اضافه کرد: یکی از مهمترین عوامل اثرگذاری فرهنگی، استمرار است. برای مثال، شخصیتی مانند سوپرمن که در دهه ۱۹۳۰ میلادی خلق شده، هنوز هم تولید و بازتولید میشود و صاحبان اصلی آن از منافعش بهره میبرند. اما زمانی که مالکیت یک اثر در اختیار یک نهاد قرار میگیرد، ممکن است مدیر فعلی نسبت به آن دلسوز باشد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که مدیران بعدی نیز همان نگاه را داشته باشند.
خیراندیش ادامه داد: از سوی دیگر، وقتی خالق اثر بداند که مالکیت معنوی آن متعلق به خودش است، با انگیزه و دلسوزی بیشتری روی توسعه آن کار میکند؛ زیرا میداند در آینده میتواند دنبالۀ آن را تولید کند، اسباببازی، کتاب و محصولات جانبی آن را بسازد و جهان داستانیاش را گسترش دهد.
راز ماندگاری یک کاراکتر چیست؟
او با بیان اینکه ماندگاری یک کاراکتر صرفا به خلق اولیۀ آن وابسته نیست، تاکید کرد: امروز تعدادی از انیمیشنهای جهان وارد باشگاه میلیارد دلاریها شدهاند و این نشان میدهد که انیمیشن میتواند به صنعتی بسیار سودآور تبدیل شود. حتی اگر نگاهی به دهههای مختلف بیندازیم، در بسیاری از دورهها پرفروشترین آثار سینمایی جهان، انیمیشنها بودهاند اما نکته مهم برای حیات شخصیت توجه به بازارپردازی فرهنگی آن است.
نویسنده و کارگردان انیمیشن «پسر دلفینی» با اشاره به اهمیت بازار محصولات جانبی یا «مِرچندایز» (بازارپردازی فرهنگی) اظهار کرد: نکته مهم این است که درآمد اصلی بسیاری از این آثار، صرفا از فروش فیلم یا انیمیشن به دست نمیآید. محصولاتی مانند کتاب، اسباببازی، پوشاک، لوازمالتحریر و دیگر کالاهای دارای مجوز بهرهبرداری، گاهی چندین برابر خود اثر اصلی درآمدزایی میکنند. در برخی موارد حتی میزان فروش این محصولات جانبی تا دهها برابر درآمد حاصل از فیلم یا انیمیشن است و همین موضوع نشان میدهد که موفقیت یک کاراکتر، تنها به تولید اولیه آن محدود نمیشود.
خیراندیش با اشاره به اهمیت چرخۀ اقتصادی در تداوم حیات یک شخصیت و برند فرهنگی گفت: وقتی تولید، سرمایهگذاری و فروش در یک چرخه کامل قرار بگیرد، امکان تولید اثر بعدی یا بازتولید همان اثر فراهم میشود. در واقع یکی از پایههای اصلی ماندگاری یک کاراکتر، اقتصاد آن است.
بیشتر بخوانید:
او با اشاره به تجربه انیمیشن «پسر دلفینی» افزود: تجربۀ موفقی در این زمینه داشتیم؛ «پسر دلفینی» با سرمایهگذاری بخش خصوصی تولید شد و مالکیت معنوی آن نیز در اختیار خود مجموعه تولیدکننده قرار داشت. همین مسئله باعث شد بتوانیم فعالیتهای جانبی متعددی برای توسعه این برند انجام دهیم. از جمله کتابی برای هنرمندان و علاقهمندان به فرآیند ساخت اثر منتشر کردیم که شامل طراحیها و روشهای تولید بود. همچنین اسباببازیهای این مجموعه تولید شد که خوشبختانه همچنان فروش مناسبی دارند. اکشنفیگور شخصیتها نیز به بازار عرضه شد و مجموعه کتابهای داستان آن هم به تولید رسید.
خیراندیش ادامه داد: مجموعه داستانهای «پسر دلفینی» در قالب ۲۶ جلد برنامهریزی شد که بخشی از آن منتشر شده است. علاوه بر این، یک مجموعه تلویزیونی ۲۶ قسمتی نیز برای گروه سنی پایینتر از مخاطبان اصلی اثر تولید کردیم تا دامنۀ مخاطبان گسترش پیدا کند.
او با اشاره به تأثیر موفقیت تجاری یک اثر در جذب سرمایهگذاران جدید اظهار کرد: نکته جالب این بود که پس از موفقیت «پسر دلفینی»، سرمایهگذار خارجی از کشور ترکیه برای مشارکت در تولید قسمت دوم این اثر اعلام آمادگی کرد. زمانی که یک اثر بتواند در بازار حضور پیدا کند و مسیر توسعه خود را ادامه دهد، طبیعتا امکان بازآفرینی و گسترش آن حتی به خارج از مرزهای خودمان نیز فراهم میشود.

کاراکترهایی که مهمان تولد کودکان میشوند
خیراندیش در ادامه با اشاره به بازخوردهای مخاطبان گفت: گاهی خانوادهها تصاویر جشن تولد فرزندانشان را برای ما ارسال میکنند که تِم آن کاملا بر اساس «پسر دلفینی» طراحی شده است. حتی نمونهای داشتیم که والدین برای فرزندشان یک بازی گنجیابی طراحی کرده بودند؛ کودک در خانه مرحله به مرحله سرنخها را پیدا میکرد تا در نهایت به هدیه تولدش که اسباببازی «پسر دلفینی» بود برسد. به نظرم برای یک تولیدکننده فرهنگی، چنین ارتباطی میان اثر و زندگی مخاطب، بالاترین سطح موفقیت است و همچنین این موضوع نشان میدهد که اگر به تولیدات جانبی هم فکر کنیم حیات اثر طولانیمدتتر خواهد بود.
چرا سرمایهگذاران کمتر سراغ انیمیشن میآیند؟
او در بخش دیگری از گفتوگو با ایسنا با مقایسه وضعیت سرمایهگذاری در انیمیشن و سینمای رئال گفت: یکی از دلایل اینکه سرمایهگذاران کمتر به سمت انیمیشن میآیند این است که تصور میکنند بازگشت سرمایه در سینمای بزرگسال سریعتر است. در حالی که انیمیشن ظرفیت بسیار بالایی برای بازار بینالمللی و محصولات جانبی دارد. با این حال، چون تولید آن زمانبر است و نیاز به برنامهریزی بلندمدت دارد، کمتر مورد توجه قرار میگیرد. با وجود همه این چالشها، اگر زیرساختهای حقوقی، اقتصادی و حمایتی درست شکل بگیرد، انیمیشن میتواند به یکی از سودآورترین و پایدارترین حوزههای فرهنگی تبدیل شود که در ادامه هم شخصیتهای ماندگاری برای کودکان خلق کند، اما شرط آن این است که IP بهدرستی تعریف و از خالق اثر محافظت شود.
او همچنین با اشاره به شرایط اقتصادی و تأثیر تورم بر سرمایهگذاریهای بلندمدت در حوزه انیمیشن و به دنبال آن خلق کاراکتر اظهار کرد: در چند سال گذشته، سرمایهگذاری در انیمیشن در ایران تحت تأثیر مستقیم تورم قرار گرفته است. در حالی که تولید انیمیشن ذاتا یک فرآیند زمانبر است و ممکن است چند سال طول بکشد، این بازه زمانی در شرایط اقتصادی فعلی برای بسیاری از سرمایهگذاران جذاب نیست.
او ادامه داد: سرمایهگذاری بلندمدت زمانی معنا پیدا میکند که بازگشت سرمایه قابل پیشبینی و پایدار باشد. اگر ما فقط به بازار داخلی نگاه کنیم، طبیعتا فشار تورمی باعث کاهش جذابیت سرمایهگذاری میشود؛ اما اگر تولیدات بتوانند به بازار بینالمللی برسند و درآمد ارزی ایجاد کنند، نه تنها این فشار جبران میشود بلکه حتی میتواند از اثر تورم هم جلو بزند و شرایط را به نفع تولیدکننده تغییر دهد. به همین دلیل در ماههای اخیر میبینیم که سرمایهگذارِ خصوصی باهوش دوباره در حال بازگشت به حوزه انیمیشن است. برخلاف سینمای رئال که عمدتا بازار داخلی دارد، انیمیشن ظرفیت صادرات فرهنگی و فروش بینالمللی را دارد و همین موضوع آن را به یک حوزه جذابتر تبدیل میکند.
از بازیهای دیجیتال غافل بودهایم
این انیماتور و کارگردان در ادامه با اشاره به اهمیت گسترش «بازارپردازی فرهنگی» به موضوع مهم تولید بازیهای دیجیتال پرداخت و اظهار کرد: امروز صنعت بازی از نظر اقتصادی بزرگتر از مجموع سینما، موسیقی و انیمیشن است و این نشان میدهد که با یک صنعت بسیار اثرگذار طرف هستیم، اما متأسفانه ما هنوز در این حوزه جزو کشورهای پیشرو نیستیم. در گذشته یک بازی موبایلی محدود برای «پسر دلفینی» تولید شد، اما این تنها یک تجربه اولیه بود و ظرفیت بسیار بیشتری وجود دارد که هنوز فعال نشده است. در مورد برخی آثار دیگر مانند انیمیشن «بچه زرنگ» نیز تجربههایی در تولید بازیهای موبایلی یا کامپیوتری وجود داشته، اما هنوز به سطح یک زیستبوم کامل نرسیدهایم.
این طراح کاراکتر با تأکید بر نقش بازیهای ویدیویی در ماندگاری شخصیتها گفت: اگر آی پی بهدرستی طراحی شود، بازی میتواند یکی از مهمترین ابزارهای توسعه آن باشد. در بسیاری از کشورها، انیمیشنها صرفا برای فروش سینمایی ساخته نمیشوند، بلکه هدف اصلی خلق یک جهان داستانی است که در بازی، اسباببازی، پوشاک و سایر محصولات جانبی ادامه پیدا میکند. در واقع بخش اصلی درآمد نیز از همین مسیرهای جانبی تأمین میشود. ما هنوز به نقطهای نرسیدهایم که بتوانیم یک کاراکتر را بهصورت کامل وارد بازار لایسنس کنیم؛ بهطوری که مثلا تولیدکننده پوشاک برای استفاده از یک شخصیت مجبور به خرید مجوز رسمی باشد. در حوزه بازی نیز همین مشکل وجود دارد و هنوز آن چرخه کامل اقتصادی شکل نگرفته است.
خیراندیش با تأکید بر اینکه رسیدن به جایگاههای جهانی در حوزه کاراکترسازی نیازمند زمان، امید و استمرار است، اظهار کرد: ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم به مسیری که دیگران طی چند دهه به آن رسیدهاند، بهسادگی و در مدت کوتاه دست پیدا کنیم. برای شکلگیری کاراکترهای ماندگار، قبل از هر چیز به امید، انگیزه و حس خوب در کنار تخصص نیاز داریم؛ چون اگر این مؤلفهها وجود نداشته باشد، حتی بهترین ایدهها هم ماندگار نخواهند شد. اگر یک کاراکتر بتواند برای مخاطب ارزش ایجاد کند، قطعا ماندگار هم خواهد شد. مسئله فقط تولید یک اثر نیست، بلکه ایجاد ارتباط عاطفی و فرهنگی با مخاطب است که به آن هویت میدهد.
انتهای پیام

