در ادامه نشست تخصصی «دانشگاه و دوگانههای پیش رو در سال تحصیلی ۱۴۰۵؛ از جنگ شناختی تا امید اجتماعی» اتاق گفتوگوی ایسنا در جهاددانشگاهی واحد استان زنجان، دانشجویان از تجربههای ملموس خود گفتند؛ تجربههایی که نشان میدهد برای ساختن امید و اعتماد اجتماعی، گاهی باید از حل همان مسائل ابتدایی دانشگاه آغاز کرد.
اگر در بخش نخست این نشست، «جنگ شناختی» و «امید اجتماعی» محور بخش مهمی از گفتوگوها بود، ادامه بحث نشان داد که پشت این مفاهیم کلی، پرسشهای ملموستری برای دانشجو وجود دارد؛ اینکه دانشگاه تا چه اندازه او را برای آینده آماده میکند؟ چه نسبتی میان آموزش دانشگاهی و بازار کار وجود دارد؟ چرا بخشی از دانشجویان نسبت به نهادهای رسمی فاصله گرفتهاند و دانشگاه برای بازسازی این رابطه چه باید بکند؟
در این نشست، سخنرانان و دانشجویان هر کدام از زاویهای به این پرسشها پرداختند؛ روایتهایی که در کنار یکدیگر، تصویری متفاوت از مسائل دانشگاه در سال تحصیلی جدید ارائه میدهد؛ تصویری که نشان میدهد مسئله دانشجو فقط آن چیزی نیست که در کلاس درس میگذرد.
هوش مصنوعی؛ از نگاه تهدیدمحور تا جستوجوی راهحل
نحوه مواجهه دانشگاه با هوش مصنوعی یکی از موارد مورد بحث بود؛ موضوعی که یکی از دانشجویان با مقایسه رویکرد ایران با برخی کشورهای پیشرفته، بر ضرورت عبور از نگاه صرفاً تهدیدمحور به این فناوری تأکید کرد.
زهرا منصوری با اشاره به اینکه در بسیاری از کشورها، همزمان با شناسایی تهدیدهای هوش مصنوعی، برای مدیریت آن و استفاده از ظرفیتهای این فناوری نیز راهکار طراحی میشود، گفت در ایران هنوز بیشتر نگاهها به این فناوری از زاویه تهدید است؛ در حالی که میتوان از هوش مصنوعی بهعنوان ابزاری در کنار انسان و برای تسهیل فرایندهای آموزشی و کاری استفاده کرد.
به گفته وی، دانشگاهها نیز باید به جای نادیده گرفتن این تحول، برای آن برنامه داشته باشند؛ از طراحی سرفصلهای آموزشی و آموزش نحوه استفاده صحیح از هوش مصنوعی گرفته تا فراهم کردن زیرساختهای لازم برای دسترسی و استفاده عملی از این فناوری.
در ادامه این بحث، سما محمدی، بر یک مسئله دیگر در مسیر استفاده از هوش مصنوعی در دانشگاه تأکید کرد و آن را نه صرفاً مسئله آموزش و فرهنگسازی، بلکه مسئله زیرساخت دانست.
او با اشاره به تجربه خود از استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در کلاس درس، گفت: گاهی برای باز کردن یک نرمافزار یا دسترسی به یک ابزار، آنقدر مشکلات فنی و محدودیت وجود دارد که بخش قابل توجهی از زمان کلاس صرف انتظار برای بارگذاری و راهاندازی آن میشود.
محمدی با اشاره به تجربهای در درس «تکنولوژی آموزشی»، افزود: یک بار استاد قصد داشت یکی از مدلهای هوش مصنوعی را در کلاس امتحان کند، اما شرایط استفاده از آن به اندازهای دشوار بود که در نهایت دانشجویان ترجیح دادند این کار را کنار بگذارند.
این دانشجو تأکید کرد: حتی اگر دانشگاه درباره فرهنگ استفاده از هوش مصنوعی، آموزش لازم را ارائه دهد و دانشجو نیز نحوه کار با این ابزارها را از منابع مختلف یاد گرفته باشد، بدون فراهم بودن زیرساخت مناسب، این آموزش عملاً امکان استفاده نخواهد داشت.
او در جمعبندی این بخش از سخنان خود گفت: نمیتوان مسئله هوش مصنوعی در دانشگاه را فقط به آموزش یا فرهنگ استفاده از آن محدود کرد؛ چراکه وقتی زیرساخت لازم وجود نداشته باشد، دانشجو عملاً امکان بهرهگیری از دانشی را که درباره این فناوری به دست آورده است، نخواهد داشت.

زیرساخت یکی از پیششرطهای استفاده درست از هوش مصنوعی
در ادامه این بحث، علیرضا طاهری نیز با تأیید بخشی از صحبتهای محمدی، مسئله زیرساخت را یکی از پیششرطهای استفاده درست از هوش مصنوعی دانست و گفت: نمیتوان از دانشجو انتظار داشت در مسیر استفاده صحیح از فناوریهای جدید حرکت کند، در حالی که دسترسی او به اینترنت و ابزارهای مورد نیاز با محدودیتهایی مواجه است.
وی با اشاره به اظهاراتی که درباره میزان نیاز مردم به اینترنت بینالملل مطرح شده است، اظهار کرد: وقتی درباره محدود بودن دسترسی به اینترنت بینالملل چنین دیدگاههایی مطرح میشود، نمیتوان انتظار داشت ذهن دانشجو به سمت استفاده گسترده و صحیح از فناوریهایی مانند هوش مصنوعی حرکت کند.
طاهری با بیان اینکه سیاست وزارت علوم در زمینه استفاده از هوش مصنوعی میتواند علمی و مبتنی بر ظرفیتهای جدید فناوری باشد، این پرسش را مطرح کرد که: آیا سایر تصمیمگیریها در حوزه اینترنت و دسترسی به فناوری نیز با همین رویکرد هماهنگ است یا خیر؟
او تأکید کرد: استفاده از هوش مصنوعی تنها با تدوین سیاستهای آموزشی محقق نمیشود و دسترسی مناسب به اینترنت و فراهم بودن زیرساختهای ارتباطی نیز بخشی از همین مسئله است؛ موضوعی که به گفته او، باید همزمان با سیاستگذاری برای آموزش و استفاده از هوش مصنوعی مورد توجه قرار گیرد.
نمیتوان منتظر آماده شدن زیرساختها ماند؛ سواد رسانهای باید ارتقا یابد
در ادامه بحث درباره زیرساختهای لازم برای استفاده از فناوری و هوش مصنوعی، مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان، با تأکید بر اینکه مسئله زیرساخت در حوزههای مختلف کشور وجود دارد، گفت: نمیتوان منتظر ماند تا همه زیرساختها فراهم شود و سپس با فناوریهای جدید مواجه شد؛ چرا که توسعه فناوری و دسترسی مردم به فضای مجازی، پیش از آماده شدن کامل زیرساختها اتفاق افتاده است.
لیلا ندرلو با اشاره به گسترش فضای مجازی و جهانی شدن ارتباطات، بر ضرورت ارتقای سواد رسانهای تأکید کرد و یادآور شد: در شرایطی که شهروندان با حجم گستردهای از اطلاعات و روایتها در فضای مجازی و رسانههای مختلف مواجه هستند، باید توانایی تشخیص درست و نادرست بودن مطالب را داشته باشند.
او معتقد بود فضای مجازی را نمیتوان صرفاً یک تهدید دانست و مسئله اصلی، نحوه استفاده از این ظرفیت است. به گفته وی، جامعه نمیتواند در برابر پیشرفت فناوری متوقف بماند و منتظر تکمیل همه زیرساختها باشد، بلکه باید همزمان با پیگیری مشکلات زیرساختی، مهارت و توان تحلیل کاربران نیز ارتقا پیدا کند.
وی در ادامه با اشاره به تجربه فعالیت خود در حوزه جوانان، توجه به گروههای سنی پایینتر و آموزش آنها را نیز ضروری دانست و یادآور شد: بخشی از نوجوانان و جوانان، به دلیل حضور گسترده در فضای مجازی و نداشتن مهارت کافی برای تحلیل محتوای منتشرشده، بیش از دیگران در معرض تأثیرپذیری از روایتهای مختلف قرار دارند.
مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان با اشاره به اقدامات انجام شده در حوزه جوانان و فضای مجازی، افزود: در کنار پیگیری مسائل زیرساختی، آموزش و ارتقای سواد رسانهای نیز از جمله اقداماتی است که دستگاههای دولتی میتوانند در حوزه مسئولیت خود دنبال کنند.
او همچنین بر ضرورت استفاده از ظرفیت خود جوانان در تصمیمسازی و اجرای برنامهها تأکید کرد و گفت تجربه فعالیتهای انجامشده در حوزه جوانان نشان داده است که اگر به جوانان میدان داده شود و ایدههای آنها مورد حمایت قرار گیرد، میتوان از ظرفیت آنها برای حل مسائل اجتماعی و فرهنگی استفاده کرد.
ندرلو در بخش دیگری از سخنان خود، تداوم برنامههای مربوط به جوانان را یکی از چالشهای موجود دانست و با اشاره به تغییر دولتها و تغییر برخی ساختارها و برنامهها، بر ضرورت ایجاد سازوکاری تأکید کرد که اقدامات انجام شده با تغییر مدیران و دولتها متوقف نشود.
وی خاطرنشان کرد: به جای اتکا به تغییر افراد، باید ساختارهایی ایجاد شود که بتواند مشارکت جوانان و برنامههای مربوط به آنها را در طول زمان حفظ و تقویت کند.

دانشگاه جای تکرار حرفهای رسانهای نیست؛ باید مسئله را علمی دید
در ادامه این گفتوگو، مدرس دانشگاههای زنجان، با انتقاد از غلبه ادبیات کلیشهای و رسانهای در برخی مباحث مربوط به دانشگاه، تأکید کرد که نشستهای دانشگاهی باید فرصتی برای طرح مسائل علمی، نقد و ارائه راهکار باشد، نه محلی برای دفاع از عملکرد مسئولان یا تکرار حرفهایی که پیش از این بارها در رسانهها مطرح شده است.
فریدالدین حبیبیان، با بیان اینکه نباید همه مسائل دانشگاه را صرفاً سیاسی دید، گفت: بسیاری از مطالبات دانشجویان و مشکلات موجود، ریشه در مسائل ساختاری، اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی دارد و برای فهم آنها باید از نگاههای سادهانگارانه فاصله گرفت.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با تأکید بر ضرورت مطالبهگری مبتنی بر شناخت، از دانشجویان خواست پیش از طرح مطالبات، ظرفیتهای قانونی و حقوقی موجود را بشناسند و به جای تکرار مطالبات کلی، پرسشهای مشخص و مبتنی بر قانون و داده مطرح کنند.
او همچنین با نقد این نگاه که دانشجوی امروز را صرفاً «غیرسیاسی» یا بیتفاوت بدانیم، اظهار کرد: دسترسی گسترده نسل جدید به اطلاعات باعث شده دانشجوی امروز با حجم بسیار بیشتری از اخبار، تحلیلها و روایتها مواجه باشد و از این جهت حتی میتواند بیش از نسلهای گذشته در معرض مسائل سیاسی و اجتماعی قرار داشته باشد.
مدرس دانشگاههای زنجان در ادامه بر ضرورت عبور از نگاه دفاعی و پاسخهای کلیشهای تأکید کرده و متذکر شد: دانشگاه باید محلی برای تولید اندیشه و تحلیل باشد؛ بهگونهای که دانشجو بتواند مسائل کشور را فراتر از روایتهای آماده و دوگانههای رایج بررسی کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، مسئله آینده را یکی از محورهای مهمی دانست که باید در دانشگاه جدیتر درباره آن گفتوگو شود و تأکید کرد: مشکلات موجود کشور را نباید انکار کرد، اما در عین حال نباید به این نتیجه رسید که هیچ آیندهای قابل تصور نیست.
حبیبیان با اشاره به مسائل اقتصادی، زیرساختی و اجتماعی کشور، بر این نکته تأکید کرد که بسیاری از مشکلات، با وجود پیچیدگی، قابل اصلاح هستند و دانشجویان نیز میتوانند در ساختن آینده نقش داشته باشند.
او خواستار آن شد که دانشگاه از فضای صرفاً رسانهای و واکنشی فاصله بگیرد و به جای تمرکز بر بازتولید روایتهای موجود، به سمت تولید اندیشه، تحلیل مسائل و گفتوگوی واقعی درباره آینده حرکت کند.
تبعیض آموزشی؛ وقتی حداقلهای دانشگاهی برای همه دانشجویان یکسان نیست
در ادامه این بحث، رئیس دانشگاه ملی مهارت زنجان، با اشاره به تفاوت امکانات و تسهیلات رفاهی در مراکز آموزش عالی، مسئله «تبعیض آموزشی» را یکی از زمینههای شکلگیری مطالبات و اعتراضات دانشجویان دانست و یادآور شد: امکانات آموزشی و رفاهی در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی یکسان نیست و نمیتوان انتظار داشت دانشجویانی که از حداقل امکانات نیز برخوردار نیستند، مطالبات و دغدغههایی مشابه دانشجویان دانشگاههای برخوردار داشته باشند.
رضا پیرایش با اشاره به تفاوت شرایط دانشگاهها، افزود: در دانشگاهی که امکانات رفاهی و خدماتی در سطح قابل قبول قرار دارد، طبیعی است که مسئله غذا یا برخی نیازهای اولیه، مطالبه اصلی دانشجو نباشد، اما در دانشگاههایی مانند دانشگاه فرهنگیان یا دانشگاه ملی معارف، که به گفته وی با محدودیت بیشتری در امکانات مواجه هستند، همین مسائل میتواند به مطالبه جدی دانشجویان تبدیل شود.
او با بیان اینکه تفاوت سرانه و فضای آموزشی و رفاهی میان مراکز آموزش عالی قابل توجه است، ادامه داد: نمیتوان شرایط دانشگاهی با سرانه فضای ۱۸ مترمربع را با مرکزی که سرانه آن حدود یکونیم مترمربع است، یکسان دانست. به همین دلیل، بخشی از مطالبات و اعتراضات دانشجویان در دانشگاههای کمبرخوردار، ریشه در همین تفاوتهای ساختاری دارد.
وی بر ضرورت توجه مسئولان عالی کشور به این مسئله تأکید کرد و افزود: برای کاهش چنین مطالباتی، باید درباره تفاوت امکانات و اعتبارات میان مراکز آموزش عالی چارهاندیشی شود و توزیع اعتبارات به گونهای باشد که حداقلهای آموزشی و رفاهی برای دانشجویان در مراکز مختلف تأمین شود.

دانشجوی امروز سیاسی نیست؛ شکل سیاستورزی او تغییر کرده است
حبیبیان در ادامه این نشست با تأکید بر تفاوت میان «سیاستورزی» و «سیاستزدگی»، بخشی از مشکلات موجود در عرصه سیاسی را ناشی از ضعف ساختارهای حزبی و تشکیلاتی دانست و گفت: جامعه برای رسیدن به سیاستورزی مبتنی بر اندیشه، خواستگاه و اصول مشخص، نیازمند تقویت ساختارهای سیاسی و حزبی است و نمیتوان همه مسائل را در قالب جناحبندیهای سیاسی دنبال کرد.
وی در ادامه با نقد برخی برداشتها درباره نسل جدید دانشجویان، با این گزاره که دانشجوی امروز سیاسی نیست، مخالفت کرد و گفت: به اعتقاد من دانشجوی امروز سیاسی است، اما شکل مواجهه او با مسائل سیاسی با نسلهای گذشته تفاوت کرده است.
حبیبیان با اشاره به دسترسی گسترده نسل جدید به اطلاعات افزود: دانشجوی امروز به دلیل دسترسی آسانتر به اطلاعات، در بسیاری از موضوعات میتواند با آگاهی و منطق بیشتری درباره مسائل جامعه گفتوگو کند و این تفاوت نباید به معنای بیتفاوتی یا سیاستگریزی تفسیر شود.
مدرس دانشگاههای زنجان ادامه داد: اگر با دانشجویان امروز گفتوگو کنیم، در بسیاری از موارد با نسلی مواجه میشویم که استدلال و منطق بیشتری در بیان مسائل دارد، اما ما به اندازه کافی برای گفتوگو با این نسل وقت نمیگذاریم.
او همچنین با اشاره به نسبت میان تصمیمات سیاسی و پیامدهای اجتماعی آن، بر ضرورت وجود ساختارهایی برای پاسخگو کردن تصمیمگیران تأکید کرد و گفت: بخشی از رفتارهای کنترلی و امنیتی را باید در ارتباط با پیامد تصمیمات و خطاهای سیاسی تحلیل کرد؛ زیرا زمانی که یک تصمیم یا رفتار سیاسی پیامدهای امنیتی ایجاد میکند، هزینه آن در نهایت متوجه ساختارهای مسئول امنیت میشود.
حبیبیان در بخش دیگری از سخنان خود بر ضرورت تقویت ساختارهای حزبی و تشکیلاتی تأکید کرد و گفت: تا زمانی که سیاستورزی بر مبنای اندیشه، برنامه و اصول شکل نگیرد و همچنان در چارچوب جناحبندیها دنبال شود، بخشی از مشکلات موجود اصلاح نخواهد شد.
اعتماد اجتماعی با روایت صادقانه و شنیدن نقدها ساخته میشود
مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان، در ادامه این نشست و در پاسخ به مباحث مطرحشده درباره زیرساختها و عملکرد دستگاههای مسئول، تأکید کرد که طرح مسئله زیرساختها به معنای دفاع از عملکرد دستگاه خاصی نیست، بلکه بخشی از واقعیت عمومی جامعه است که دانشگاه و دانشجو نیز از آن جدا نیستند.
وی با اشاره به ضرورت اعتمادسازی در مواجهه با جنگ شناختی، گفت: مسئولان باید مسائل و مشکلات را صادقانه با مردم در میان بگذارند و پیش از آنکه روایت مسائل از سوی دیگران شکل بگیرد، خود جامعه و مسئولان روایت دقیق و واقعی از شرایط ارائه کنند.
ندرلو، «روایتگری بهموقع» را یکی از الزامات مواجهه با جنگ شناختی دانست و افزود: اگر ما روایت خودمان را بهموقع ارائه نکنیم، دیگران بر اساس دیدگاه و منافع خودشان روایت خواهند کرد؛ بنابراین باید در کنار اطلاعرسانی صادقانه، امکان گفتوگو با جامعه بهویژه نسل جوان فراهم شود.
وی با تأکید بر اینکه نقدهای مطرحشده از سوی جوانان نباید با گارد گرفتن پاسخ داده شود، اظهار کرد: باید نقدها را تا زمانی که در مسیر حل مسائل و مشکلات جامعه مطرح میشوند، سازنده تلقی کنیم. مسائل اجتماعی و اقتصادی از یکدیگر جدا نیستند و اگر بخشی از جامعه دچار مشکل شود، آثار آن میتواند بخشهای دیگر را نیز تحت تأثیر قرار دهد؛ بنابراین برای حل مسائل، به انسجام و هماهنگی اجتماعی نیاز داریم.
مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان همچنین بر ضرورت مشارکت دادن مردم در حل مسائل تأکید کرد و گفت: اگر مردم احساس کنند در تصمیمگیری، سیاستگذاری و برنامهریزی نقش دارند و صرفاً مخاطب تصمیمات نیستند، زمینه برای تقویت اعتماد و امید اجتماعی فراهم میشود.
او با اشاره به برخی برنامههای مشارکتمحور در سطح محلات افزود: محلهمحوری و استفاده از ظرفیت شوراها و گروههای محلی میتواند بخشی از این مسیر باشد؛ چراکه وقتی مردم در حل مسائل محل زندگی خود مشارکت داده شوند، احساس مسئولیت و تعلق اجتماعی نیز تقویت خواهد شد.
ندرلو در بخش دیگری از سخنان خود، دانشگاه را یکی از ظرفیتهای مهم برای حل مسائل جامعه دانست و بر تقویت ارتباط میان دانشگاه و صنعت، مهارتمحوری و استفاده از ظرفیت جوانان تأکید کرد و گفت: بخشی از مسیر حل مشکلات کشور، استفاده از ظرفیت دانشگاهها و جوانان در شناسایی و حل مسائل است و در این زمینه، پیشنهادها و نقدهای مطرحشده نیز باید به مسیر تصمیمگیری و پیگیری منتقل شود

طرحهای مشارکتمحور در چه مرحلهای قرار دارند؟
در ادامه این بحث، دانشجوی دانشگاه پیام نور، با طرح پرسشی درباره برنامههای محلهمحور مطرحشده از سوی ندرلو، بر فاصله میان طرح ایدهها و مرحله اجرای آنها تأکید کرد.
آرینا ابراهیمی با اشاره به اینکه موضوع مشارکت مردم در قالب برنامههای محلهمحور پیشتر نیز در جلسهای با حضور مسئولان استانداری و استاندار زنجان مطرح شده بود، پرسید: این طرحها اکنون در چه مرحلهای قرار دارند و چه میزان از آنها وارد مرحله اجرا شده است؟
این پرسش، بار دیگر یکی از محورهای اصلی این نشست را به میان آورد؛ اینکه در کنار طرح ایدهها و برگزاری جلسات، سازوکار پیگیری و تبدیل مطالبات و برنامهها به نتیجه عملی چگونه تعریف شده است.
در پاسخ به این پرسش، ندرلو با ارائه جزئیاتی از اجرای طرحهای محلهمحور در استان زنجان گفت: در شهرستان زنجان، هشت محله کمبرخوردار تحت پوشش این طرح قرار گرفته و شوراهای محله در این مناطق تشکیل شده است.
وی افزود: بخشی از مسائل و مشکلات این محلات با استفاده از ظرفیتهای موجود و با مشارکت خود مردم پیگیری و حل شده و مواردی که نیازمند اعتبار و بودجه بوده، برای پیگیری به کارگروههای مربوط ارجاع شده است.
ندرلو با اشاره به برخی درخواستهای مطرحشده در این محلات ادامه داد: مسائلی مانند آسفالت، ایجاد کتابخانه و تأمین فضای فرهنگی از جمله مطالباتی بوده که در این فرایند مطرح شده است. در مواردی که محله از فضای فرهنگی مناسب برخوردار نبوده، تلاش شده از ظرفیت فضاهای موجود دستگاههای اجرایی، از جمله مدارس در ساعات و زمانهای بدون استفاده، برای اجرای برنامههای فرهنگی محله استفاده شود.
مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان گفت: علاوه بر هشت محله در شهرستان زنجان، چهار محله دیگر در شهرستانهای استان نیز تحت پوشش این طرح قرار گرفتهاند و در مجموع، ۱۲ منطقه کمبرخوردار در استان در این فرایند قرار دارند.
وی با بیان اینکه مسائل و مشکلات این مناطق در قالب «نظام مسائل» نیز بررسی میشود، افزود: این موضوع در جلسات کارگروهی دنبال شده و گزارش اقدامات انجامشده و مسائل باقیمانده نیز در نشستهای مربوط مورد بررسی قرار میگیرد.

جوانان باید راوی مسائل و تجربههای نسل خود باشند
ندرلو، در ادامه بحث درباره چرایی جذابیت برخی روایتها برای نسل جوان، بر اهمیت «راوی» در شکلگیری و پذیرش روایت تأکید کرد و گفت: گاهی حتی اگر یک مسئول واقعیت را بیان کند، مخاطب ممکن است تصور کند که او در حال دفاع از عملکرد خود است؛ بنابراین روایت زمانی میتواند اثرگذاری بیشتری داشته باشد که از سوی خود جوانان و افراد همنسل و همتجربه آنان مطرح شود.
وی افزود: اگر جوانی درباره مسائل و مشکلات نسل خودش صحبت کند، روایت او برای سایر جوانان پذیرفتنیتر خواهد بود؛ چراکه مخاطب احساس میکند این سخن از دل همان جامعه و از سوی فردی بیان میشود که مسئله را از نزدیک تجربه کرده است.
ندرلو با تأکید بر اینکه هدف از روایتگری نباید صرفاً دفاع از عملکرد دستگاههای رسمی باشد، ادامه داد: باید اجازه داد افراد از درون جامعه، از جمله جوانان و دانشجویان، هم روایت کنند و هم نقد داشته باشند. مسئولان نیز باید بپذیرند که ممکن است در عملکرد خود دچار خطا شوند و نقد و تذکر میتواند به اصلاح مسیر کمک کند.
وی با اشاره به اهمیت تشخیص منبع و راوی در مواجهه با اخبار و روایتهای مختلف اظهار کرد: در جنگ شناختی، فقط محتوای یک خبر اهمیت ندارد، بلکه باید شناخت که چه کسی آن را روایت میکند، با چه هدفی و بر اساس چه اطلاعاتی. اگر جامعه و بهویژه نسل جوان بتواند راوی و منبع خبر را بهدرستی تشخیص دهد، امکان مواجهه آگاهانهتر با روایتهای مختلف نیز افزایش پیدا میکند.
مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان تأکید کرد: روایتگری مؤثر، به معنای توجیه عملکرد دولت یا دستگاههای رسمی نیست؛ بلکه باید امکان نقد، بیان خطاها و ارائه راهکار از سوی خود جامعه فراهم شود. به گفته وی، چنین رویکردی میتواند به شکلگیری روایتهایی واقعیتر و قابلاعتمادتر برای نسل جوان کمک کند.
دانشجوی امروز فهم سیاسی دارد، اما در سیاستورزی با مشکل مواجه است
مشاور استاندار زنجان، در ادامه نشست و در پاسخ به مباحث مطرحشده درباره سیاسی بودن یا نبودن دانشجوی امروز، میان «فهم و آگاهی سیاسی» و «سیاستورزی به معنای مشارکت اجتماعی و سازمانیافته» تفاوت قائل شد.
رسول بیات گفت: وقتی از سیاستگریزی دانشجوی امروز صحبت میکنم، منظورم این نیست که دانشجو نسبت به مسائل سیاسی آگاهی ندارد. نسل امروز به دلیل دسترسی گسترده به اطلاعات، از مسائل مختلف سیاسی مطلع است؛ بحث من این است که سیاستورزی باید ظهور و بروز اجتماعی داشته باشد و در قالب گفتوگو، مناظره، تشکل و فعالیتهای سازمانیافته خودش را نشان دهد.
بیات با اشاره به تجربه دانشگاه در دهههای گذشته افزود: در دورهای که ما دانشجو بودیم، مناظرهها، میزگردها و برنامههای سیاسی در دانشگاهها حضور پررنگتری داشت، اما امروز باید پرسید در دانشگاههای کشور و حتی در سطح استان، چه میزان میزگرد و مناظره جدی درباره مسائل سیاسی و اجتماعی برگزار میشود.
وی با تأکید بر اینکه اعتراض نیز بخشی از حیات سیاسی جامعه است، ادامه داد: اعتراضات نشان میدهد دانشجو و جامعه زنده هستند، اما مسئله این است که آیا ما توانستهایم سازوکار و زبان مناسبی برای بیان اعتراض و مطالبه ایجاد کنیم یا خیر.
مشاور استاندار زنجان با اشاره به تجربه اعتراضات اجتماعی، گفت: در این زمینه نمیتوان همه مسئولیت را متوجه یک طرف دانست؛ هم ساختار حکمرانی و هم جامعه در شکلگیری وضع موجود سهم دارند و باید آن را به عنوان واقعیتی که همه در آن نقش داشتهایم، پذیرفت.

سرمایه اجتماعی؛ حسابی که بیشتر از آن برداشت کردهایم
بیات در بخش دیگری از سخنان خود، مسئله اعتماد اجتماعی را یکی از چالشهای مهم جامعه دانست و با استناد به نتایج برخی پیمایشهای اجتماعی که به گفته وی در سالهای اخیر انجام شده است، اظهار کرد: جامعه ایران در چند دهه اخیر با بحران اعتماد مواجه شده و این مسئله در میان نسل جدید، از جمله دانشجویان، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.
وی افزود: اگر سرمایه اجتماعی را به یک حساب تشبیه کنیم، در طول سالهای گذشته بیشتر از این سرمایه برداشت کردهایم و به اندازه کافی به آن اضافه نکردهایم؛ بنابراین امروز با فاصله میان نسلها و کاهش اعتماد مواجه هستیم.
بیات با اشاره به تفاوت مطالبات نسلهای مختلف ادامه داد: نسلهای گذشته بیشتر به دنبال تثبیت وضع موجود بودند، اما نسل جدید بیشتر به دنبال تغییر و ساختن آینده است و اگر این تفاوت نسلی در سیاستگذاری و شیوه حکمرانی مورد توجه قرار نگیرد، فاصله میان نسلها بیشتر خواهد شد.
وی تأکید کرد: نمیتوان نیازهای امروز جامعه را با تصوراتی که مربوط به چند دهه قبل است مدیریت کرد و باید شیوههای حکمرانی و سیاستگذاری با نیازهای روز جامعه و تغییرات نسلی متناسب شود.
آیندهای که دانشجو نمیداند چگونه باید آن را بسازد
بیات در ادامه، با اشاره به مفهوم «سرقت آینده» که در این نشست مطرح شده بود، آن را به مسئله تصور نسل جوان از آینده پیوند زد و گفت: پیش از آنکه درباره آینده صحبت کنیم، باید از دانشجو پرسید اساساً چه تصویری از آینده خود دارد و آیا آیندهای برای خود متصور است یا نه.
به گفته وی، بخشی از دغدغه نسل جدید نه در مسائل ایدئولوژیک، بلکه در پرسشهایی درباره آینده شغلی، رفاه و امکان ساختن یک زندگی قابل پیشبینی خلاصه میشود؛ پرسشهایی که اگر پاسخی برای آنها وجود نداشته باشد، نمیتوان صرفاً با توصیههای فرهنگی و سیاسی انتظار شکلگیری امید اجتماعی داشت.
بیات همچنین در پاسخ به مباحث مطرحشده درباره هوش مصنوعی، به اقدامات انجامشده در استان زنجان در این حوزه اشاره کرد و گفت ظرفیتهای انسانی و فعالان این حوزه در استان شناسایی شدهاند و زنجان میتواند در این زمینه نقش پیشرو داشته باشد.
رفاه و معیشت، بخشی از زمینه شکلگیری نگاه اجتماعی دانشجو است
ندرلو، در ادامه بحث درباره اینکه دغدغه اصلی دانشجوی امروز بیشتر مسائل ایدئولوژیک است یا موضوعاتی مانند رفاه، معیشت و آینده شغلی، گفت: نمیتوان این دو حوزه را از یکدیگر جدا کرد و شرایط اقتصادی و اجتماعی افراد در شکلگیری نگاه و نگرش آنان نیز اثرگذار است.
وی اظهار کرد: اگر رفاه، معیشت، شغل و آینده فرد تأمین باشد، زمینه برای شکلگیری و پیگیری سایر دغدغهها نیز فراهم میشود، اما وقتی دانشجو یا هر فرد دیگری نسبت به آینده شغلی، مهارت و درآمد خود اطمینان ندارد، نمیتوان انتظار داشت مسائل ایدئولوژیک و فرهنگی برای او در اولویت قرار گیرد.
ندرلو با تأکید بر اینکه مسائل معیشتی و فرهنگی را باید در کنار یکدیگر دید، افزود: این موضوعات مکمل یکدیگر هستند و نمیتوان بدون توجه به نیازهای اولیه و آینده اقتصادی و شغلی نسل جوان، انتظار داشت سایر مسائل اجتماعی و فرهنگی به شکل مطلوب دنبال شود.

تفاوت دیدگاهها را نباید به دوگانههای سیاسی تقلیل داد
حبیبیان، در واکنش به بخشی از مباحث مطرحشده از سوی رسول بیات درباره نگرش جامعه و نسل جدید، بر ضرورت پرهیز از یکساندیدن جامعه تأکید کرد و گفت: نمیتوان بر اساس تجربه یا برداشت از بخشی از جامعه، درباره همه مردم با یک نگاه واحد صحبت کرد و برای سنجش دقیق دیدگاهها باید به تفاوتهای موجود در میان افراد توجه داشت.
وی با بیان اینکه حتی در یک خانواده نیز افراد میتوانند در مواجهه با یک موضوع واحد دیدگاهها و واکنشهای متفاوتی داشته باشند، افزود: تفاوت در نگرشها به معنای آن نیست که همه افراد یک نظر دارند و برای شناخت جامعه باید این تفاوتها و تنوع دیدگاهها را به رسمیت شناخت.
حبیبیان در ادامه با تأکید بر اینکه مسائل اجتماعی و دانشگاهی نباید صرفاً از زاویه سیاسی مورد بررسی قرار گیرد، اظهار کرد: بهتر است مسائل را سیاسی نبینیم و سیاسی درباره آنها صحبت نکنیم، چراکه همه افراد جامعه در سرنوشت مشترکی قرار دارند و مسائل اساسی کشور، صرفنظر از تفاوت دیدگاهها، بر زندگی همه اثر میگذارد.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی، به جای تقلیل مسائل به دوگانههای سیاسی، باید بر گفتوگو، پذیرش تفاوت دیدگاهها و یافتن راهحلهای مشترک برای مسائل جامعه تمرکز کرد.
انسجام ملی با برچسبزنی سیاسی سازگار نیست
علیرضا طاهری، در ادامه بحث درباره «انسجام ملی»، با طرح پرسشی درباره نحوه مواجهه با مسئولان و چهرههای سیاسی کشور گفت: اگر قرار است از انسجام ملی و قرار گرفتن همه افراد در یک کشتی سخن گفته شود، باید دید آیا برچسبزنی به افرادی که پیشتر مسئولیتهای مهمی در کشور داشتهاند، با این مفهوم سازگار است یا خیر.
وی با اشاره به انتقادها و اتهامهایی که به گفته او در برخی رسانهها و برنامههای صداوسیما علیه مسئولان سابق مطرح میشود، اظهار کرد: فردی که هشت سال رئیسجمهور کشور بوده نیز بخشی از همین ساختار و به تعبیر او «کشتی» بوده است و نمیتوان از یک سو بر ضرورت انسجام ملی تأکید کرد و از سوی دیگر با ادبیات اتهامآمیز با افراد و جریانهای سیاسی برخورد کرد.
طاهری تأکید کرد که منظورش از طرح این موضوع، ورود به بحث سیاسی نیست، بلکه میخواهد نسبت میان «انسجام ملی» و نحوه مواجهه با اختلافات سیاسی را مورد پرسش قرار دهد.
وی در ادامه با تفکیک میان نهادهای امنیتی و جریانهای سیاسی گفت: به اعتقاد او، نباید میان نهادهای امنیتی و سیاسیون خلط کرد و اگر تصمیمها و رفتارهای سیاسی زمینهای ایجاد کند که نهادهای امنیتی در جایگاه پاسخگویی یا مواجهه با پیامدهای آن قرار گیرند، در نهایت این نهادها ممکن است هزینه تصمیمات سیاسی را پرداخت کنند.
طاهری افزود: اگر هدف، تقویت انسجام ملی است، باید میان اختلاف نظر سیاسی و تقابل با منافع و ساختارهای ملی تفکیک قائل شد و درباره نحوه مواجهه با اختلافات، به گونهای عمل کرد که شکافهای اجتماعی و سیاسی تشدید نشود.
اگر همه در یک کشتی هستیم، باید امکان گفتوگو هم وجود داشته باشد
مدرس دانشگاههای زنجان، در ادامه مباحث مطرحشده درباره قدرت، مسئولیت سیاسی و انسجام ملی، بر ضرورت پرهیز از نگاههای سادهانگارانه به مناسبات قدرت تأکید کرد و گفت: قدرت در همه جوامع جذابیت دارد و نمیتوان مسائل مربوط به قدرت و مدیریت کشور را صرفاً با این گزاره توضیح داد که «عدهای اجازه کار کردن نمیدهند».
وی با اشاره به تجربه دولتهای مختلف پس از انقلاب اسلامی، خواستار بررسی دقیقتر عملکرد جریانها و دولتهای مختلف شد و افزود: به جای بیان کلی مسائل، باید دید در چند دهه گذشته چه جریانها و گروههایی در ساختار قدرت حضور داشتهاند و مسئولیت اداره کشور را بر عهده داشتهاند.
حبیبیان در ادامه با انتقاد از آنچه رویکرد یکجانبه در رسانههای رسمی میدانست، اظهار کرد: اگر قرار است افراد مختلف درباره مسائل کشور و نظام دیدگاه خود را بیان کنند، باید امکان شنیدهشدن دیدگاههای متفاوت نیز وجود داشته باشد. به گفته وی، بخشی از جوانان و دانشگاهیان ترجیح میدهند دیدگاههای خود را در فضای مجازی مطرح کنند، در حالی که رسانههای رسمی نیز باید زمینه حضور و بیان دیدگاههای متنوع را فراهم کنند.
مدرس دانشگاههای زنجان تأکید کرد که نقد او از سر بیتفاوتی نسبت به کشور نیست و گفت: کسانی که در این نشست درباره مشکلات سخن میگویند، خود را بخشی از همین جامعه میدانند و دغدغه آینده کشور و نظام را دارند.
وی با اشاره به تعبیر «کشتی مشترک» که در بخش دیگری از نشست مطرح شده بود، افزود: برای ساختن و حفظ این کشتی هزینه شده است و تجربه کشورهای منطقه نیز نشان میدهد که آسیبدیدن ساختار یک کشور میتواند پیامدهای گستردهای برای جامعه به همراه داشته باشد.
حبیبیان در ادامه با اشاره به تجربه کشورهایی مانند لیبی، این موضوع را بهعنوان نمونهای برای ضرورت توجه به ثبات و انسجام اجتماعی مطرح کرد و گفت: نباید تصور کرد اختلافات و مشکلات را میتوان صرفاً با قرار دادن افراد در دو سوی یک دوگانه سیاسی حل کرد.
وی خطاب به رسول بیات گفت: مسئله اصلی این است که فضای گفتوگو به گونهای شکل بگیرد که افراد بتوانند درباره دردها و مشکلات خود صحبت کنند، بدون اینکه صرف بیان یک دیدگاه متفاوت، با برچسب مواجه شوند.
حبیبیان تأکید کرد: اگر همه در یک جامعه و به تعبیر مطرحشده در این نشست، در یک کشتی قرار داریم، باید بتوانیم در همان کشتی با یکدیگر گفتوگو کنیم و برای مشکلات راهحل پیدا کنیم.

صرف ارجاع به قانون برای حل مسئله کافی نیست
سما محمدی، دانشجوی حاضر در این نشست، در واکنش به بخشی از سخنان حبیبیان درباره ضرورت شناخت قانون اساسی و طرح مطالبات در چارچوب ظرفیتهای قانونی، ضمن اعلام موافقت با بخشی از مباحث مطرحشده، نسبت به کافی بودن صرف ارجاع به قانون برای حل مسائل اجتماعی و دانشگاهی پرسش مطرح کرد.
وی گفت: در برخی مباحث با حبیبیان همنظر است، اما درباره تأکید بر قانون اساسی، مسئله را باید از زاویه دیگری نیز دید و صرف استناد به قانون را نمیتوان به معنای پایان یافتن بحث درباره یک مسئله دانست.
محمدی برای توضیح دیدگاه خود به جایگاه قانون در حل اختلافات اشاره کرد و افزود: همانگونه که در یک فرایند حقوقی، وکیل میتواند بر اساس قانون از فردی دفاع کند و حتی در شرایطی بیگناهی او را اثبات کند، صرف وجود یک چارچوب قانونی به تنهایی پاسخ همه مسائل و واقعیتهای اجتماعی نیست.
وی تأکید کرد: مسئله اصلی این است که در کنار شناخت قانون، باید درباره نحوه اجرای آن، تفسیر و آثار عملی قوانین نیز گفتوگو کرد و نمیتوان صرفاً با ارجاع به قانون، پرسشها و نقدهای مطرحشده از سوی دانشجویان را کنار گذاشت.
قانون اساسی را باید بهعنوان مبنای حقوق شهروندی شناخت
در ادامه این بحث، حبیبیان در پاسخ به سما محمدی، با تفکیک میان قانون اساسی و قوانین عادی مانند قانون مدنی، تجارت و مجازات، بر ضرورت شناخت قانون اساسی تأکید کرد و گفت: قانون اساسی جایگاه متفاوتی دارد و بهعنوان قانون مادر، ظرفیتهای مهمی را برای جامعه و شهروندان پیشبینی کرده است.
وی خطاب به دانشجویان و حاضران در نشست توصیه کرد: قانون اساسی را یکبار با دقت مطالعه کنند و این موضوع را به دوستان خود نیز توصیه کنند؛ چراکه به اعتقاد وی، آشنایی با ظرفیتهای قانون اساسی میتواند شناخت دقیقتری از حقوق، مسئولیتها و امکانات قانونی در اختیار شهروندان قرار دهد.
حبیبیان افزود: قانون اساسی در مقایسه با قوانین عادی، ساختاری پایدارتر دارد و نباید بدون مطالعه و شناخت دقیق، درباره ظرفیتهای آن قضاوت کرد. به گفته وی، آشنایی با این قانون میتواند مبنایی برای طرح دقیقتر مطالبات و گفتوگو درباره مسائل اجتماعی و دانشگاهی باشد.
اگر در یک کشتی هستیم، هزینههای بحران برای همه یکسان نیست
در ادامه بحث درباره قانون اساسی و تعبیر «کشتی مشترک»، سما محمدی در پاسخ به حبیبیان گفت: همانطور که برای قوانین ظرفیتهایی برای دور زدن یا بیاثر کردن آنها وجود دارد، صرف وجود قانون به معنای تضمین اجرای یکسان آن در جامعه نیست.
حبیبیان در پاسخ به این نکته، قانون را محصول تصمیم و اراده انسان دانست و گفت: قوانین را انسانها تدوین میکنند و از این رو امکان تغییر و اصلاح آنها نیز وجود دارد.
محمدی سپس با بازگشت به تعبیر «همه در یک کشتی هستیم»، با این برداشت مخالفت کرد و گفت: نمیتوان جامعه را به گونهای تصور کرد که همه افراد در برابر یک بحران، به یک اندازه آسیب ببینند یا از امکانات یکسانی برای مواجهه با آن برخوردار باشند.
وی با استفاده از تشبیه کشتی «تایتانیک»، اظهار کرد: اگر کشتی دچار آسیب شود، نمیتوان فرض کرد که همه مسافران به یک شکل با پیامدهای آن مواجه میشوند؛ ممکن است اقشار پایینتر جامعه هزینههای بحران را بیشتر تحمل کنند، در حالی که اقشار برخوردارتر امکان بیشتری برای دور شدن از پیامدهای آن داشته باشند.
محمدی تأکید کرد: بنابراین، در کنار تأکید بر مسئولیت و سرنوشت مشترک، باید تفاوت میان موقعیت اقتصادی و اجتماعی گروههای مختلف را نیز دید و بررسی کرد که هزینه مشکلات و بحرانها در عمل بر دوش چه کسانی قرار میگیرد.
اختلافات نباید ما را از سرنوشت مشترک جامعه غافل کند
حبیبیان، در پاسخ به نقد سما محمدی درباره تعبیر «کشتی مشترک»، با رد این برداشت که اقشار برخوردار در مواجهه با بحرانها الزاماً از پیامدهای آن دور میمانند، گفت: در سالهای گذشته افراد و چهرههای مختلفی از میان اقشار و جریانهای گوناگون کشور هزینه دادهاند و بسیاری از مسئولان، نخبگان و نیروهای سیاسی و نظامی نیز در مقاطع مختلف در معرض آسیب قرار گرفتهاند.
وی با اشاره به شهادت شماری از مسئولان و دانشمندان کشور، اظهار کرد: نمیتوان این تصور را داشت که تنها اقشار پایین جامعه هزینههای بحران را پرداخت میکنند و گروههای برخوردار یا مسئولان از پیامدهای آن مصون هستند.
حبیبیان در ادامه با انتقاد از آنچه «روایتهای رسانهای یکجانبه» میدانست، گفت: بخشی از روایتهایی که در رسانهها ارائه میشود میتواند بر برداشت مردم از واقعیتها اثر بگذارد و باید میان واقعیت موجود و تصویری که از آن ساخته میشود، تفاوت قائل شد.
او با تأکید بر ضرورت توجه به قانون و سازوکارهای سیاسی، افزود: مسئله اصلی او در طرح تعبیر «کشتی مشترک»، این است که آسیب دیدن ساختارهای اصلی کشور میتواند پیامدهایی داشته باشد که محدود به یک جریان یا گروه سیاسی نماند.
حبیبیان با اشاره به تجربه کشورهایی مانند لیبی، عراق و افغانستان، این موارد را نمونههایی از پیامدهای تغییرات و تحولات سیاسی دانست و گفت: به اعتقاد وی، در تحلیل مسائل سیاسی باید فراتر از اختلافات جناحی و مقطعی نگاه کرد و نسبت میان تصمیمهای سیاسی، امنیت، ثبات و آینده کشور را مورد توجه قرار داد.
او تأکید کرد: مقصودم از این بحث، دفاع از یک جریان سیاسی خاص نیست، بلکه هشدار نسبت به پیامدهایی است که در صورت تضعیف ساختارهای سیاسی و اجتماعی، میتواند متوجه کلیت جامعه شود.

آسیب به زیرساختهای کشور، همه جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد
مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری زنجان، در ادامه بحث درباره تعبیر «کشتی مشترک» و تفاوت میان اقشار مختلف جامعه، گفت: اگر زیرساختهای یک کشور آسیب ببیند، پیامدهای آن محدود به یک قشر خاص نخواهد بود و همه جامعه از آثار آن تأثیر میپذیرند.
وی با اشاره به اینکه زیرساختهای عمومی متعلق به کل جامعه است، افزود: فارغ از اینکه افراد در چه سطح اقتصادی قرار دارند، آسیب دیدن زیرساختهای اساسی کشور میتواند زندگی همه را تحت تأثیر قرار دهد؛ هرچند ممکن است میزان و شکل این آسیب برای گروههای مختلف متفاوت باشد.
ندرلو با تأکید بر اینکه حفظ انسجام اجتماعی حاصل تلاش و هزینهکرد بخشهای مختلف جامعه است، اظهار کرد: در طول سالهای گذشته گروههای مختلف برای حفظ و پیشرفت کشور تلاش کردهاند و نمیتوان نقش این تلاش جمعی را نادیده گرفت.
وی در عین حال با اشاره به وجود تفاوت میان موقعیت افراد در جامعه، گفت: ممکن است گروه کوچکی از افراد به دلیل برخورداری از امکانات بیشتر، در شرایط خاص امکان انتخابها و دسترسیهای متفاوتی داشته باشند، اما در مجموع، آسیب دیدن زیرساختها و بنیانهای عمومی کشور آثار خود را بر کل جامعه نشان خواهد داد.
برای فهم آینده باید کلانتر از مسائل روزمره نگاه کرد
مدرس دانشگاههای زنجان، در ادامه بحث درباره تفاوت موقعیت اقشار مختلف جامعه، با اشاره به فشارهای اقتصادی موجود گفت: هزینههای زندگی و حتی مخارج تحصیل فرزندان برای بسیاری از خانوادهها افزایش یافته و این فشار اقتصادی را نمیتوان محدود به یک گروه خاص دانست.
وی با اشاره به تجربه شخصی خود اظهار کرد: همین روزها برای تهیه لوازمالتحریر دو فرزند خود حدود ۲۵ میلیون تومان هزینه کرده است و در عین حال، تفاوتی میان افراد از نظر میزان تحمل این فشارها وجود دارد؛ چراکه برخی خانوادهها ممکن است با وجود دشواری، همچنان امکان تأمین این هزینهها را داشته باشند.
حبیبیان در ادامه، بحث «آینده» را فراتر از مسائل اقتصادی روزمره دانست و گفت: برای تحلیل آینده کشور باید موقعیت تاریخی و ژئوپلیتیکی ایران را نیز در نظر گرفت. به اعتقاد وی، ایران به دلیل قرار گرفتن در موقعیت جغرافیایی و راهبردی خاص، همواره تحت تأثیر مجموعهای از عوامل منطقهای و بینالمللی قرار داشته است.
وی با اشاره به مقاطع مختلف تاریخ معاصر ایران، بر ضرورت نگاه کردن به مسائل در یک چارچوب کلی تأکید کرد و افزود: منظور او از طرح این مباحث، دفاع از یک موضوع یا جریان خاص نیست، بلکه باید مجموعه عوامل تاریخی، سیاسی، اجتماعی و بینالمللی را در کنار یکدیگر دید.
حبیبیان با بازگشت به بحث مطرحشده درباره «آینده»، گفت: وقتی از آینده سخن گفته میشود، نباید این موضوع را صرفاً به آینده یک کشور یا یک مقطع زمانی محدود کرد، بلکه باید تحولات گستردهتر نظام جهانی و روندهایی را که بر آینده جوامع اثر میگذارند نیز مورد توجه قرار داد.
مسئله فقط آینده نیست؛ چه کسی آینده را تعریف میکند؟
حبیبیان، در ادامه بحث درباره «سرقت آینده»، این مفهوم را فراتر از مسائل روزمره و حتی آینده یک کشور دانست و گفت: پرسش اصلی فقط این نیست که در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد، بلکه باید پرسید «چه کسی آینده را تعریف میکند؟» و چه عواملی دامنه انتخابها و تصورات یک جامعه از آینده را شکل میدهند.
وی با اشاره به مفهومی که از آن با عنوان «استعمار زمانی» یاد کرد، افزود: در برداشت کلاسیک، استعمار بیشتر با تصرف سرزمین، اعمال سلطه سیاسی و تعیین ساختار حکومت شناخته میشد و در برداشتهای جدیدتر نیز از استعمار اقتصادی و تسلط بر منابع و ساختارهای اقتصادی سخن گفته میشود، اما امروز باید نسبت به شکلهای جدید سلطه نیز توجه داشت.
حبیبیان اظهار کرد: منظور از «استعمار زمانی» در این چارچوب، فرایندی است که در آن یک قدرت تلاش میکند بر افق زمانی یک جامعه اثر بگذارد و دامنه آیندهای را که آن جامعه میتواند برای خود تصور و انتخاب کند، محدود یا وابسته کند.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، مسئله فقط این نیست که به افراد گفته شود آینده چه خواهد بود، بلکه ممکن است بهتدریج این تصور شکل بگیرد که «چه آیندهای را حق داری تصور کنی» و اساساً چه قابلیتها و مسیرهایی برای آینده خود متصور باشی.
او تاکید کرد: بنابراین، یکی از مسائل مهم در مواجهه با تحولات امروز، توجه به نحوه شکلگیری تصور جامعه از گذشته، حال و آینده است؛ اینکه چه روایتی از گذشته به نسل جدید ارائه میشود، چه تصویری از وضعیت موجود شکل میگیرد و چه افقی برای آینده در برابر او قرار میگیرد.
حبیبیان گفت: اگر قرار است درباره «سرقت آینده» صحبت کنیم، باید از سطح پرسش درباره اینکه «آینده چه خواهد شد» عبور کنیم و به این پرسش برسیم که «چه کسی و با چه سازوکاری آینده را تعریف میکند».

حداقلهای دانشگاهی برای همه دانشجویان فراهم نیست
آرینا ابراهیمی، دانشجوی دانشگاه پیام نور زنجان، در ادامه این نشست با اشاره به تفاوت امکانات میان دانشگاههای مختلف، گفت: بخشی از مسائلی که برای دانشگاههایی مانند دانشگاه زنجان یا دانشگاه ملی مهارت ممکن است مسائل معمول و ابتدایی تلقی شود، در برخی دانشگاهها همچنان به یک مطالبه جدی تبدیل شده است.
وی با اشاره به شرایط دانشجویان دانشگاه پیام نور افزود: دانشجویان این دانشگاه نیز با ابتداییترین مسائل رفاهی و آموزشی مواجه هستند و حتی موضوعاتی مانند غذا و امکانات اولیه دانشگاه برای آنان به شکل یکسان فراهم نیست.
به گفته ابراهیمی، او سه تا چهار روز در هفته از صبح تا عصر در دانشگاه حضور داشته، اما در این ساعات امکاناتی مانند صبحانه یا غذای مناسب در اختیار دانشجویان نبوده و بخش قابل توجهی از نیازهای روزمره را خود دانشجویان تأمین میکردند.
از قطعی برق در امتحانات تا کلاس مجازی بدون اینترنت
ابراهیمی در بخش دیگری از سخنان خود به قطعی برق در زمان امتحانات اشاره کرد و یادآور شد: در دورهای که امتحانات برگزار میشد، قطعی برق موجب شد سالنهای امتحان در تاریکی قرار بگیرند و در حالی که دانشجویان انتظار داشتند مشکل از سوی دستگاههای مسئول پیگیری شود، به آنها گفته شده بود تأمین برق اضطراری و موتور برق بر عهده دانشگاه است.
وی تأکید کرد: این اتفاق مربوط به دوره پیش از جنگ بوده و دانشجویان در زمان برگزاری امتحانات با چنین مشکلی مواجه شدهاند؛ مسئلهای که به گفته او نشان میدهد حتی در موضوعات ابتدایی نیز گاهی سازوکار مشخصی برای حفظ شرایط مناسب آموزشی وجود ندارد.
دانشجوی دانشگاه پیام نور زنجان همچنین به مشکلات دسترسی به اینترنت بینالملل اشاره کرد و گفت: در برخی مقاطع، حتی برگزاری کلاسهای مجازی نیز با مشکل مواجه شده است؛ چراکه سامانههایی مانند ادوبی کانکت به سرورهای خارج از کشور وابستهاند و با اختلال یا قطع اینترنت بینالملل، امکان دسترسی دانشجویان به کلاسها از بین میرفت.
ابراهیمی ادامه داد: در یکی از دورهها که امتحانات دانشگاه پیام نور به دلیل اختلالات و شرایط موجود به تعویق افتاده بود، برخی دانشجویان حتی از این تغییر زمان مطلع نشدند؛ چراکه دسترسی آنها به اینترنت محدود بود و اطلاعرسانی مؤثری نیز از مسیرهای دیگر انجام نشده بود.
به گفته وی، حتی پیامکهایی که قرار بود برای اطلاعرسانی ارسال شود، برای برخی دانشجویان با تأخیر قابل توجه همراه بود.
کتاب برای دانشجو ضروری است، اما قدرت خرید آن کاهش یافته است
وی در ادامه با اشاره به هزینههای تهیه کتاب، اظهار کرد: دانشجو برای تحصیل به کتاب و منابع آموزشی نیاز دارد، اما افزایش قیمت کتابها دسترسی بسیاری از دانشجویان به منابع را دشوار کرده است.
ابراهیمی با اشاره به حمایتهای پیشین از خرید کتاب، افزود: در سال گذشته امکان استفاده از بن تخفیف کتاب برای دانشجویان وجود داشت و اگرچه مبلغ آن نیز برای خرید منابع کافی نبود، اما دستکم بخشی از هزینهها را پوشش میداد. به گفته وی، این امکان در سال جاری نیز فراهم نشده و دانشجو عملاً با افزایش هزینههای آموزشی و کاهش حمایتهای جانبی مواجه است.
ابراهیمی در بخش دیگری از سخنان خود به مباحث مطرح شده درباره سیاستگریزی دانشجویان واکنش نشان داد و گفت: با توجه به مباحثی که دانشجویان در این نشست مطرح کردهاند، همچنان برای او روشن نیست که آیا مسئله دانشجوی امروز «سیاستگریزی» است یا اینکه شکل و شیوه سیاستورزی او تغییر کرده است.
وی افزود: دانشجویان حاضر در نشست نسبت به این گزاره واکنش نشان داده و دیدگاههای خود را بیان کردهاند، اما همچنان پاسخ روشنی درباره چرایی نسبت دادن سیاستگریزی به دانشجوی امروز دریافت نکردهاند.
این دانشجو تأکید کرد: اگر دانشجوی امروز با سیاستورزی مشکل دارد، باید درباره چرایی آن گفتوگو کرد و اگر سیاستگریز نیست، لازم است این تفاوت در تحلیلها مورد توجه قرار گیرد؛ چراکه تجربه و سخنان دانشجویان حاضر در چنین جلساتی میتواند بخشی از این تصویر را روشن کند.

نقد با اعتراض متفاوت است؛ دانشجو باید شیوه مطالبهگری را بیاموزد
ابراهیمی در ادامه به تفاوت میان «نقد» و «اعتراض» اشاره کرد و گفت: آنچه او و دیگر دانشجویان در این نشست مطرح میکنند، در بسیاری موارد نقد نسبت به شرایط موجود است و نباید هر نقدی را با اعتراض یکسان دانست.
وی درباره اعتراضات و رخدادهای اجتماعی گذشته نیز اظهار کرد: ممکن است بخشی از رفتارها یا شیوه بیان مطالبات در آن مقاطع مناسب نبوده باشد و اگر همان مطالبات به شکل دیگری مطرح میشد، احتمالاً میتوانست نتیجه متفاوتی داشته باشد؛ اما در کنار این مسئله باید پرسید دانشجو چگونه باید شیوه درست نقد و مطالبهگری را بیاموزد.
او افزود: دانشجوی ۱۸ سالهای که از مدرسه وارد دانشگاه میشود، لزوماً آموزش مشخصی درباره شیوه بیان مطالبه، نقد مسئولان، گفتوگو و پیگیری قانونی خواستههای خود ندیده است. اگر قرار است از دانشجو انتظار داشته باشیم نقد سازنده داشته باشد، باید سازوکار و آموزش لازم برای آن نیز در اختیارش قرار گیرد.
وی با اشاره به نقش فضای مجازی در شکلدهی نگرش جوانان گفت: وقتی دانشگاه، نهادهای رسمی و دستگاههای مسئول چنین فضایی را برای آموزش گفتوگو و مطالبهگری فراهم نکنند، دانشجو برای دریافت پاسخهای خود به سراغ منابع دیگری میرود و بخش مهمی از این آموزش را از فضای مجازی دریافت میکند.
ابراهیمی تأکید کرد: اگر قرار است نسبت به تأثیرگذاری برخی روایتها بر دانشجویان نگرانی وجود داشته باشد، راهکار فقط هشدار دادن درباره این روایتها نیست؛ بلکه باید فضای گفتوگو و آموزش نقد در داخل دانشگاه نیز تقویت شود و به دانشجو آموزش داده شود که چگونه مطالبه خود را مطرح، نقد خود را بیان و مسئله را از مسیرهای درست پیگیری کند.
دانشگاه با امکانات فرسوده نمیتواند دانشجو را به مطالعه دعوت کند
امیر تاریوردی، از دیگر دانشجویان حاضر در نشست، در ادامه مباحث مطرح شده درباره مسائل دانشگاه، بر ضرورت توجه به مشکلات ملموس و روزمره دانشجویان تأکید کرد و گفت: گاهی مسائل دانشگاه به قدری تکرار میشوند که تنها به طرح دوباره آنها در جلسات بعدی محدود میشود، بدون آنکه نتیجه مشخصی در پی داشته باشد.
وی با اشاره به وضعیت کتابخانه پردیس شهید بهشتی، اظهار کرد: موکت کتابخانه این پردیس حدود ۳۰ سال است که تعویض یا حتی شستوشوی اساسی نشده و در سال تحصیلی جاری و سال گذشته نیز کتابهای جدیدی برای آن خریداری نشده است.
تاریوردی افزود: وقتی از دانشجو انتظار داریم کتاب بخواند و مطالعه کند، باید فضای مناسب مطالعه و منابع بهروز نیز در اختیار او قرار گیرد. در شرایطی که کتابخانه با کمبود امکانات و فضای مطالعه مواجه است، نمیتوان صرفاً از دانشجو انتظار داشت که برای مطالعه و فعالیت علمی انگیزه داشته باشد.
وی با اشاره به اینکه حدود ۱۵ هزار جلد کتاب در این پردیس وجود دارد، ادامه داد: با وجود این حجم از منابع، پردیس شهید بهشتی فضای مناسب و مستقلی برای مطالعه دانشجویان ندارد و دانشجویان رشتههایی مانند علوم اجتماعی نیز با این مشکل مواجه هستند.
این دانشجو با اشاره به جمعیت حدود ۸۰۰ نفری دانشجویان این مجموعه، گفت: اگر قرار است درباره سرانه آموزشی، فرهنگی و مطالعاتی سخن گفته شود، باید ابتدا امکانات موجود متناسب با تعداد دانشجویان بررسی و برای کمبودهای آن برنامهریزی شود.
ایران را نمیتوان با نمونههای ناقص مقایسه کرد
تاریوردی در ادامه نشست درباره وضعیت کشور و تجربه کشورهای دیگر، نسبت به مقایسه ایران با کشورهایی مانند عراق، افغانستان و سوریه نقد مطرح کرد و یادآور شد: برای تحلیل آینده و مسیر توسعه کشور، باید نمونههای موفقی مانند کره جنوبی و ژاپن را نیز مورد توجه قرار داد.
وی افزود: ایران نه سوریه است و نه عراق و افغانستان و نمیتوان با تکیه بر تجربه این کشورها درباره آینده ایران نتیجهگیری کرد.
به اعتقاد او، اگر قرار است درباره سیاستها و تصمیمهای اثرگذار بر وضعیت کشور بحث شود، باید تجربه کشورهایی که توانستهاند مسیر توسعه متفاوتی را طی کنند نیز بررسی شود.
تاریوردی با اشاره به تجربه اموزشی کشور کره جنوبی، گفت: باید بررسی کرد چه سیاستها و تصمیمهایی باعث شد این کشور از شرایطی که در دهههای گذشته داشت، به وضعیت امروز برسد و چه بخشهایی از آن تجربه میتواند در تحلیل مسیر توسعه ایران مورد استفاده قرار گیرد.
وی تأکید کرد: مقایسه کشورها زمانی میتواند راهگشا باشد که همه ابعاد و تفاوتهای تاریخی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آنها در نظر گرفته شود و از نمونههای ناقص برای نتیجهگیری کلی استفاده نشود.

مسئله فقط انتخاب مسیر نیست، پایههای تصمیمگیری اهمیت دارد
حبیبیان در واکنش به این مباحث، با تأکید بر ضرورت نگاه به ریشههای مسائل، گفت: هنگامی که در یک جامعه برخی بخشهای تولیدکننده منابع و درآمد در اولویت قرار میگیرند، ممکن است بخشهایی که وظیفه تربیت نیروی انسانی، تولید دانش و ایجاد زیرساخت فکری را بر عهده دارند، کمتر مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: مسئله فقط میزان بودجه یا امکانات یک دانشگاه نیست، بلکه باید دید چه نوع نگاهی به تولید، آموزش، فرهنگ و نیروی انسانی در سیاستگذاری کشور حاکم است و چگونه این اولویتها در طول زمان شکل گرفتهاند.
حبیبیان همچنین با اشاره به برخی تجربههای انتخاباتی و اجتماعی، بر ضرورت توجه به کیفیت گفتوگو و انتخابهای جامعه تأکید کرد و گفت: نباید مسائل پیچیده کشور را به نمونهها و شعارهای ساده تقلیل داد، بلکه لازم است ریشههای شکل گیری تصمیمها و پیامدهای آنها مورد بررسی قرار گیرد.
کشتی باید به مقصد برسد، نه اینکه فقط درباره سوراخ شدن آن بحث کنیم
تاریوردی در ادامه با بازگشت به تعبیر «کشتی» که در بخشهای مختلف نشست مطرح شده بود، گفت: اگر جامعه را به یک کشتی تشبیه کنیم، مسئله فقط این نیست که درباره سوراخ شدن یا نشدن کشتی صحبت کنیم؛ بلکه باید دید این کشتی قرار است به کجا برسد و چه مسیری را طی کند.
وی اظهار کرد: تصمیمگیران و مدیران در جایگاه هدایت این کشتی قرار دارند و باید مسیر را به گونهای انتخاب کنند که جامعه به مقصدی برسد که مردم نیز در تعیین و انتخاب آن نقش داشته باشند.
این دانشجو تأکید کرد: مردم صرفاً مسافر این کشتی نیستند و نمیتوان تصمیمهای کلان را بدون توجه به خواست و نظر آنان گرفت. اگر قرار است از آینده، امید اجتماعی و انسجام سخن گفته شود، باید درباره مقصد، مسیر و نحوه رسیدن به آن نیز گفتوگو شود.
تاریوردی گفت: هدف نباید این باشد که جامعه همواره درگیر حل یک مشکل پس از مشکل دیگر باشد، بلکه باید سازوکاری برای تصمیمگیری و سیاستگذاری شکل گیرد که کشور را از این دور باطل خارج کند و امکان رسیدن به آیندهای قابل پیشبینیتر را برای مردم فراهم آورد.
و اما...
آنچه از این نشست برمیآید، این است که دانشگاه امروز با مجموعهای از مسائل درهمتنیده مواجه است؛ از امکانات و زیرساختهای آموزشی و رفاهی گرفته تا هوش مصنوعی، اینترنت، آینده شغلی، معیشت، مشارکت اجتماعی و اعتماد. در این میان، دانشجو نه صرفاً مخاطب برنامههای دانشگاه، بلکه بخشی از مسئله و در عین حال بخشی از راهحل است و نمیتوان درباره آینده دانشگاه بدون شنیدن تجربه و مطالبه او تصمیم گرفت.
در نهایت، عبور از این دوگانهها بیش از هر چیز به گفتوگوی مستمر، پذیرش نقد، پاسخگویی و تبدیل مطالبات به نتیجه نیاز دارد. اگر قرار است از امید اجتماعی، سرمایه اجتماعی و نقش دانشگاه در آینده کشور سخن گفته شود، این مفاهیم زمانی معنا پیدا میکنند که دانشجو بتواند پرسش خود را بدون هراس مطرح کند، پاسخ روشن بگیرد و اثر مشارکت خود را در واقعیت ببیند؛ چراکه فاصله میان «شنیده شدن» و «اثرگذاری» همان نقطهای است که میتواند اعتماد را تقویت یا تضعیف کند.
انتهای پیام
