حافظ شیرازی، فراتر از غزلهای عاشقانه و رسم دیرینه فالگرفتن، شاعری است که اندیشههایش درباره انسان، عشق، آزادی، ریا و معرفت همچنان میتواند با زندگی انسان امروز پیوند بخورد.
ماندگاری شعر حافظ در فرهنگ ایرانی، پرسشهایی درباره راز جاودانگی او و چگونگی شناخت عمیقتر جهانبینیاش در روزگاری که مواجهه با ادبیات بیش از گذشته تحت تأثیر فضای مجازی قرار گرفته است، مطرح میکند.
زیبا اسماعیلی، استاد زبان و ادبیات فارسی و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید رجایی، در گفتوگو با ایسنا، به مناسبت ۲۰ مهر روز بزرگداشت حافظ از دلایل ماندگاری حافظ، جایگاه او در زندگی ایرانیان، ضرورت آشنایی نسل جوان با اندیشههایش و مهمترین پیام این شاعر برای انسان معاصر میگوید.
وی با اشاره به ماندگاری شعر و اندیشه حافظ پس از گذشت بیش از شش قرن اظهار کرد: وقتی درباره حافظ صحبت میکنیم، نمیتوانیم او را صرفاً بهعنوان یک شاعر معرفی کنیم یا جایگاهش را تنها به هنر شاعری او محدود کنیم. شاعران بسیاری وجود دارند که اشعارشان در ذهن و زبان مردم جاری شده است؛ برای مثال، در دوره معاصر شهریار را داریم که بخش قابل توجهی از اشعارش بر زبان مردم جاری است و در حافظه جمعی ایرانیان حضور دارد، اما با وجود این، میان جایگاه شهریار و حافظ فاصله قابل توجهی وجود دارد.
عضو هیات علمی گروه ادبیات دانشگاه شهید رجائی افزود: حافظ تنها بهعنوان یک شاعر در میان ایرانیان حضور ندارد، بلکه حضور او را میتوان در ابعاد آیینی، هنری و ادبی نیز بررسی کرد. حضور آیینی حافظ را در مراسمی مانند نوروز و شب یلدا و دورهمیهایی میبینیم که ایرانیان در آنها دیوان حافظ میخوانند. به این ترتیب، حضور او به بخشی از آیینها و نمادهای فرهنگی ایرانیان تبدیل شده است.
این استاد زبان و ادبیات فارسی ادامه داد: حافظ در عرصه هنر نیز حضوری پررنگ دارد و میتوان حضور شعر او را در موسیقی، پادکستها، خطاطی و خوشنویسی مشاهده کرد. از سوی دیگر، جایگاه ادبی حافظ در سیر تاریخ ادبیات فارسی انکارناپذیر است و بسیاری از شاعران پس از او به شعر و اندیشهاش توجه داشتهاند؛ بنابراین، حافظ حضوری مستمر در تاریخ ادبیات فارسی داشته است.
اسماعیلی با بیان اینکه دیوان حافظ در بسیاری از خانههای ایرانیان در کنار کتابهایی مانند قرآن، نهجالبلاغه و مفاتیحالجنان قرار دارد، اظهار کرد: این موضوع نشان میدهد که حضور حافظ در فرهنگ ایرانی، حضوری عمیق و پیوسته است.
وی در تشریح مهمترین ویژگیهای شعر حافظ که به ماندگاری آن در میان نسلهای مختلف انجامیده است، گفت: نخستین و به نظر من مهمترین ویژگی شعر حافظ، تصویری است که او از انسان ارائه میدهد. حافظ انسانی را معرفی میکند که مطلقاً پاک و پیراسته نیست، بلکه وجود او از دو بعد روحانی و جسمانی تشکیل شده و همزمان در دو قطب خیر و شر در حرکت است.
این استاد دانشگاه افزود: انسان در شعر حافظ میان لذت و معرفت، عقل و عشق و دیگر مفاهیم متضاد قرار دارد و حافظ این تضادها را به شیوهای خاص در شعر خود تلفیق میکند. این تصویر به واقعیت وجودی انسان نزدیک است؛ زیرا هر فردی وقتی به خود نگاه میکند، نمیتواند وجودش را بدون این ابعاد متضاد تصور کند. انسان همواره در میان جنبههای گوناگون و گاه متناقض وجود خود در حرکت است.
اسماعیلی ادامه داد: به همین دلیل، هنگامی که شعر حافظ را میخوانیم، گویی تصویری از خودمان را در آن پیدا میکنیم، این ویژگی موجب میشود مخاطب بتواند با شعر حافظ ارتباطی عمیق و شخصی برقرار کند.
چندمعنایی و فرم شعری؛ از دلایل ماندگاری حافظ
وی چندمعنایی و تعبیرپذیری را از دیگر ویژگیهای مهم دیوان حافظ دانست و گفت: غزلهای حافظ را نمیتوان صرفاً از یک زاویه تفسیر کرد. شعر او بهگونهای نیست که تنها بتوان تعبیری عرفانی از آن ارائه داد یا صرفاً به تفسیری زمینی محدودش کرد؛ بلکه ظرفیت تفسیرهای گوناگون را دارد و مخاطبان مختلف میتوانند متناسب با نگاه و تجربه خود با شعر حافظ ارتباط برقرار کنند.
اسماعیلی با اشاره به ویژگیهای فرمی شعر حافظ اظهار کرد: فرم شعر مجموعهای از هماهنگیها میان وزن، موسیقی، قافیه، تداعی معانی و مهندسی کلمات است. تمام این عناصر در شعر حافظ بهگونهای با یکدیگر هماهنگ شدهاند که ساختاری منسجم و تأثیرگذار ایجاد میکنند. این هماهنگی یکی از دلایل اصلی ماندگاری شعر حافظ است و به آن قدرت نفوذ و تأثیرگذاری بخشیده است.
وی، حکمتهای عمیق موجود در شعر حافظ را از دیگر عوامل ماندگاری آثار او برشمرد و گفت: پیش از حافظ نیز شاعران بسیاری اشعاری سرودهاند که از حکمتهای عمیق برخوردار بودهاند، اما حافظ بهنوعی این حکمتها را در شعر خود گرد آورده است. این حکمتها که از فرهنگ غنی ایرانی سرچشمه گرفتهاند، در دیوان حافظ جلوهای ویژه یافتهاند.
این استاد زبان و ادبیات فارسی افزود: این ویژگیها حافظ را به صدایی از ناخودآگاه جمعی ایرانیان تبدیل کرده است و موجب میشود شعر او در لایههای عمیق وجود انسانها تأثیر بگذارد.
اسماعیلی با اشاره به بیت جام می و خون دل هر یک به کسی دادند، در دایره قسمت اوضاع چنین باشد، بیان کرد: ابیاتی از این دست در دیوان حافظ کم نیستند. حکمت عمیق نهفته در آنها به مخاطب کمک میکند تا خود را در شعر پیدا کند و در عین حال، هنگام مطالعه آن، نوعی آرامش و تسلی خاطر را تجربه کند.

ریاستیزی حافظ؛ نقد فاصله میان ظاهر و باطن انسان
عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی با اشاره به مفاهیم اثرگذار در شعر حافظ برای انسان امروز، ریاستیزی را یکی از ملموسترین مفاهیم در اندیشه این شاعر دانست و گفت: اگر بخواهیم از ملموسترین مفاهیم شعر حافظ که برای انسان امروز نیز اثرگذار است صحبت کنیم، باید به مبارزه او با ریاکاری و تظاهر اشاره کنیم. در شعر حافظ، واعظ، زاهد و صوفی بارها مورد انتقاد قرار میگیرند و شاعر رفتارهای ریاکارانه آنان را به باد تمسخر میگیرد.
وی با اشاره به انتقاد حافظ از دوگانگی میان ظاهر و باطن افراد اظهار کرد: حافظ میگوید؛ واعظان کاین جلوه در محراب و منبر میکنند، چون به خلوت میروند آن کار دیگر میکنند. همچنین در بیتی دیگر میگوید؛ یا رب این زاهد خودبین که به جز عیب ندید، دود آهی در آیینه ادراک انداز.
اسماعیلی با اشاره به ابیات دیگری از حافظ در نقد رفتارهای ریاکارانه افزود: حافظ در بیت صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد، بنیاد مکر با فلک حقهباز کرد نیز به انتقاد از رفتارهای فریبکارانه میپردازد. پرسش این است که چرا حافظ تا این اندازه با این گروهها مخالفت میکند؟ دلیلش این است که از نگاه او، این افراد تنها بخش مثبت وجود خود را نمایش میدهند و بخشهای منفی را انکار یا پنهان میکنند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: یکی از پیامهای اصلی شعر حافظ این است که انسان مجموعهای از ابعاد مثبت و منفی است و نمیتوان بخشی از وجود او را نادیده گرفت. انسانی که بخشهای منفی وجود خود را پنهان یا انکار میکند، در واقع شخصیتی نمایشی از خود ارائه میدهد که با واقعیت وجودی او مطابقت ندارد.
وی با بیان اینکه این مسئله در جامعه امروز نیز قابل مشاهده است، تصریح کرد: یکی از مشکلات اصلی جامعه ما همین مسئله است؛ بسیاری از افراد به نمایشدادن خود روی میآورند، رفتارهایشان واقعی نیست و خود واقعیشان را نشان نمیدهند یا آنگونه که واقعاً هستند زندگی نمیکنند. این مسئله به دوگانگی و تعارض میان ظاهر و باطن منجر میشود؛ موضوعی که حافظ بهشدت با آن مسئله دارد.
آزادی در شعر حافظ؛ رهایی از وابستگیها
اسماعیلی، آزادی را دومین مفهوم اثرگذار در شعر حافظ برای انسان امروز دانست و اظهار کرد: آزادی در شعر حافظ معنای ویژهای دارد و بیش از هر چیز به رهایی از تعلقات و وابستگیها اشاره میکند. حافظ میگوید؛ غلام همت آنم که زیر چرخ کبود، ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.
وی افزود: آزادی در این نگاه، به معنای رهاشدن از وابستگی به ثروت، موقعیت اجتماعی و هر آن چیزی است که انسان را درگیر خود میکند. از دیدگاه حافظ، انسان زمانی به آزادی دست پیدا میکند که بتواند از این تعلقات عبور کند و معنای واقعی رهایی را دریابد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی، عشق را سومین مفهوم مهم و اثرگذار در شعر حافظ برای انسان امروز برشمرد و گفت: عشق در دیوان حافظ به شکلهای مختلفی نمود پیدا میکند، اما یکی از جلوههای مهم آن، پیوند عشق با وارستگی است.
اسماعیلی با اشاره به نگاه ویژه حافظ به عشق بیان کرد: حافظ میگوید؛ جهانیان همه گر منع من کنند از عشق، من آن کنم که خداوندگار فرماید.

وی با بیان اینکه نگاه حافظ به عشق با برداشت عمومی از این مفهوم تفاوت دارد، افزود: از نظر حافظ، عشق راهی برای رسیدن به وارستگی انسانی است. هنگامی که انسان در تاریکیها، گمراهیها و دشواریهای زندگی نمیتواند مسیر درست را پیدا کند، عشق او را نجات میدهد، به تعالی میرساند و زندگیاش را تغییر میدهد.
این استاد دانشگاه ادامه داد: عشق در نگاه حافظ صرفاً یک احساس نیست، بلکه راهی برای پیمودن مسیر زندگی و عبور از سختیهاست. حافظ در بیتی دیگر میگوید؛ در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود، از گوشهای برون آی ای کوکب هدایت.
وی تأکید کرد: به نظر میرسد در جهانبینی حافظ، هدایتشدن به واسطه عشق اتفاق میافتد و این عشق، عشقی متعالی است که میتواند مسیر زندگی انسان را تغییر دهد. ریاستیزی، آزادی از تعلقات و عشق از جمله مفاهیمی هستند که در شعر حافظ بازتاب یافتهاند و همچنان برای انسان امروز قابل لمس و اثرگذارند.
فال حافظ؛ پیوندی آیینی میان شعر و زندگی روزمره ایرانیان
استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به جایگاه فال حافظ در زندگی روزمره ایرانیان گفت: حضور حافظ در میان مردم به نوعی حضور آیینی تبدیل شده است و به همین دلیل، ایرانیان در مناسبتهای مختلف و حتی برای تصمیمگیریهای شخصی به دیوان او مراجعه میکنند. فال گرفتن با دیوان حافظ با مراجعه به خرافات و اموری از این دست تفاوت دارد و باید آن را بهعنوان یک رفتار فرهنگی و آیینی مورد توجه قرار داد.
وی همچنین با تأکید بر ضرورت نگاهی عمیقتر به این موضوع اظهار کرد: برای اینکه بدانیم چرا مردم حافظ را برای تفأل انتخاب میکنند، باید به چند ویژگی مهم دیوان او توجه کنیم. نخستین ویژگی، تعبیرپذیری اشعار حافظ و دیگری چندمعنایی و ابهامی است که در دیوان او وجود دارد. این ویژگیها باعث میشود مخاطب هنگام مواجهه با شعر حافظ بتواند تفسیرهای متعددی از آن داشته باشد و برداشتهای متفاوتی را تجربه کند.
اسماعیلی، تنوع مضامین را از دیگر دلایل استقبال مردم از فال حافظ دانست و افزود: پیش از حافظ، شاعران اغلب یک مضمون را در محور عمودی غزل دنبال میکردند، اما حافظ مضامین متنوعی را در یک غزل کنار هم قرار میدهد. برای مثال، ممکن است در یک غزل او مضامین عاشقانه، عرفانی و اجتماعی در کنار حکمتهای عمیق مطرح شوند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: چنین ویژگیای باعث میشود تفأل به دیوان حافظ برای مخاطب خوشایند باشد، زیرا از یک سو، شعر او ظرفیت تفسیرهای گوناگون دارد و از سوی دیگر، مضامین متنوعی را در بر میگیرد که با وجود تفاوت، از ساختار و انسجام کلی برخوردارند.
وی با اشاره به کارکردهای فرهنگی و روانی فال حافظ اظهار کرد: تفأل به دیوان حافظ در طول سالیان کارکردهای قابل توجهی داشته است. افرادی که به دیوان او تفأل میزنند، با خواندن غزلهای حافظ نوعی آرامش را تجربه میکنند و این آرامش میتواند به کاهش اضطراب و تسلی خاطر آنان کمک کند.
اسماعیلی با اشاره به حکمتهای عمیق موجود در اشعار حافظ گفت: یکی از ویژگیهای مهم شعر حافظ، جنبه حکمتآمیز و تسلیبخش آن است. مخاطب هنگامی که با این حکمتها مواجه میشود، ممکن است احساس آرامش کند و تسلی خاطر بیابد؛ موضوعی که به شعر حافظ کارکردی روانی نیز میبخشد.
وی افزود: از سوی دیگر، دیوان حافظ برای مخاطبان نوعی زبان مشترک ایجاد میکند. هنگامی که فرد به دیوان حافظ تفأل میزند، از طریق این زبان مشترک با شعر او ارتباط برقرار میکند. همین ارتباط مشترک کمک کرده است که این متن ادبی در طول نسلهای مختلف تداوم پیدا کند و پیوند میان نسلها و دیوان حافظ حفظ شود.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه فال حافظ در مناسبتهایی مانند نوروز و شب یلدا جایگاه ویژهای در فرهنگ ایرانیان دارد، تصریح کرد: بهتر است فال حافظ را بهعنوان یک کارکرد فرهنگی و حرکتی نمادین و آیینی در جامعه ایرانی تحلیل کنیم، نه اینکه آن را به مراجعه به رمالها یا رفتارهایی از این دست تقلیل دهیم.
ارتباط گیری نسل جدید با شعر حافظ
اسماعیلی در پاسخ به این پرسش که با تغییر شیوههای مطالعه و گسترش شبکههای اجتماعی، چگونه میتوان نسل جدید را به شعر حافظ نزدیکتر کرد، گفت: نسل امروز بهطور مداوم در شبکههای اجتماعی، پادکستها، موسیقی، بهویژه موسیقی سنتی، و حتی فیلمهایی که تماشا میکند، با حافظ مواجه میشود؛ اما این مواجههها بیشتر راه ورود به دنیای شعر حافظ هستند و لزوماً به شناخت عمیق او منجر نمیشوند.
وی با اشاره به موانع ارتباط عمیقتر نسل جوان با شعر حافظ اظهار کرد: یکی از این موانع، فاصله زبانی میان زبان حافظ و زبان نسل امروز است. همچنین شیوههای آموزشی که در مدارس و دانشگاهها برای معرفی حافظ به کار گرفته میشود، از جمله مواردی است که به بازنگری نیاز دارد.
این استاد دانشگاه در ادامه با تأکید بر ضرورت استفاده از ظرفیتهای فرهنگی و هنری برای معرفی مفاخر ادبی ایران افزود: میتوان از ظرفیت موسیقی، انیمیشن و تولید ویدئوهای کوتاه بیشتر استفاده کرد تا مفاخری مانند حافظ، سعدی، فردوسی، مولانا و دیگر شاعران و نویسندگان بزرگ کشورمان را به نسل جدید معرفی کنیم. بهرهگیری از این ظرفیتها میتواند دانشآموزان، دانشجویان و بهطور کلی جوانان را بیش از گذشته با میراث ادبی ایران آشنا کند.
اسماعیلی با بیان اینکه استفاده از ظرفیتهای فضای مجازی و محصولات هنری بهتنهایی کافی نیست، گفت: در کنار این اقدامات، لازم است کارگاههای گفتوگومحور درباره شعر شاعران و نویسندگان بزرگ ایران برگزار شود و تئاترهای هنری با محوریت معرفی این چهرهها نیز مورد توجه قرار گیرد.
وی با اشاره به تجربه اجرای یک تئاتر عروسکی درباره شمس و مولانا اظهار کرد: چند سال پیش، تئاتر عروسکی درباره شمس و مولانا اجرا شد که در آن دو خواننده مطرح در قالب یک مناظره و گفتوگوی هنری با یکدیگر مواجه میشدند. این اجرا بازتاب و مخاطبان قابل توجهی داشت و نشان داد که میتوان از قالبهای هنری و گفتوگومحور برای معرفی مفاخر ادبی استفاده کرد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی تأکید کرد: اگر بتوانیم معرفی حافظ و دیگر شاعران و نویسندگان بزرگ کشورمان را از قالبهای صرفاً رسمی و آموزشی فراتر ببریم و از ظرفیتهای هنری و شیوههای جذابتر بهره بگیریم، میتوانیم در شناساندن جایگاه ادبی و هنری آنان به نسل جدید تأثیر بیشتری داشته باشیم.
اسماعیلی، با بیان اینکه حافظ در فرهنگ عمومی ایران حضوری گسترده و پرتکرار دارد، گفت: مسئله اصلی، نبود حضور حافظ در زندگی مردم نیست، بلکه سطحیبودن این مواجهه و کمبود شناخت عمیق از اندیشه و جهانبینی اوست.
وی با اشاره به حضور حافظ در موسیقی، شبکههای اجتماعی و هنرهایی مانند خوشنویسی اظهار کرد: نمیتوان گفت حافظ در فرهنگ عمومی حضور ندارد؛ حتی میتوان گفت حضور او از بسیاری از شاعران و نویسندگان دیگر بیشتر و پرتکرارتر است. با این حال، باید پرسید آیا دیگر شاعران و نویسندگان نیز به شکل دیگری در فرهنگ عمومی حضور دارند؟ معمولاً مواجهه عمومی با شاعران و نویسندگان، چه در فرهنگ ایران و چه در فرهنگ کشورهای دیگر، به همین شکل است.
اسماعیلی با اشاره به جایگاه ویلیام شکسپیر در فرهنگ عمومی افزود: شناخت عمومی از شاعران و نویسندگان معمولاً در حد مواجههای کوتاه در فضای مجازی، شنیدن یک موسیقی یا آشنایی با یک اثر هنری باقی میماند. بنابراین، اگرچه حافظ حضوری گسترده در جامعه دارد، این حضور لزوماً به معنای شناخت عمیق شعر و اندیشه او نیست.
شبکههای اجتماعی؛ عامل مواجهه سطحی با شعر حافظ
این استاد زبان و ادبیات فارسی، یکی از دلایل سطحیماندن شناخت عمومی از حافظ را ویژگیهای شبکههای اجتماعی دانست و گفت: شبکههای اجتماعی معمولاً مواجهه با موضوعات را سطحی میکنند و امکان چندانی برای شناخت عمیق فراهم نمیآورند. از سوی دیگر، همین مواجهههای کوتاه میتوانند در افراد احساس اشباعشدگی ایجاد کنند؛ به این معنا که فرد تصور میکند حافظ را بهاندازه کافی شناخته است و دیگر برای شناخت عمیقتر شعر و اندیشه او قدمی برنمیدارد.
وی در ادامه بازنگری در شیوههای آموزشی را از دیگر ضرورتها برشمرد و افزود: روشهای آموزشی ما نیازمند بازنگری هستند و باید جذابتر از شیوههایی باشند که اکنون به کار گرفته میشوند. آموزش شعر و ادبیات نباید صرفاً به خواندن یک کتاب درسی و امتحاندادن از مطالب آن محدود شود، بلکه لازم است زمینهای برای ارتباط واقعیتر و عمیقتر دانشآموزان با آثار ادبی فراهم شود.
اسماعیلی با اشاره به نقش رسانههای رسمی در معرفی حافظ تصریح کرد: یکی دیگر از عوامل مؤثر، نوع پرداخت رسانههای رسمی به حافظ است. تحسین و تقدیس بیش از حد او، بدون معرفی واقعی شعر و اندیشهاش، نمیتواند به شناخت عمیقتر مخاطبان منجر شود.
وی ادامه داد: این عوامل در کنار یکدیگر فضایی ایجاد کردهاند که در آن مطالعه عمیق شعر حافظ و حتی دیگر شاعران و نویسندگان کاهش پیدا میکند. در سالهای اخیر، بهویژه با کاهش مطالعه عمیق در جامعه مواجه بودهایم و مجموعهای از این عوامل در شکلگیری چنین وضعیتی نقش داشتهاند.
این استاد ادبیات با بیان اینکه حافظ در روزگار کنونی بیشتر به یک نماد تبدیل شده است، گفت: ما حافظ را به نمادی تبدیل کردهایم که بسیار درباره او صحبت میکنیم، اما اندیشهاش را بهدرستی نمیشناسیم. برای تغییر این وضعیت، باید گامی جدی در معرفی حافظ و دیگر شاعران و نویسندگان برداریم و اندیشههای آنان را با روشهایی جذابتر و متناسب با نیازهای امروز در اختیار نسل جوان قرار دهیم.
اسماعیلی با تأکید بر ضرورت استفاده از ظرفیتهای مختلف فرهنگی و آموزشی اظهار کرد: برای معرفی جذابتر و امروزیتر حافظ باید از همه ظرفیتهای موجود، از فضای مجازی و هنر گرفته تا کلاسهای درس، مدارس و دانشگاهها، استفاده کنیم.
وی برگزاری کارگاههای گفتوگومحور را یکی از راهکارهای مؤثر در این زمینه دانست و افزود: لازم است آموزش ادبیات از قالبهای رسمی و محدود مدرسهای فراتر برود. همچنین باید تئاترهای مدرسهای بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرند و اجراهایی که بر پایه شعر حافظ یا آثار دیگر شاعران بزرگ شکل میگیرند، تقویت شوند.
این استاد زبان و ادبیات فارسی تاکید کرد: اگر در کنار این اقدامات، از ظرفیت فضای مجازی نیز بهدرستی استفاده کنیم، میتوانیم بخشی از فاصله موجود میان نسل امروز و اندیشه شاعران بزرگ را کاهش دهیم و زمینه آشنایی عمیقتر جوانان با حافظ را فراهم کنیم.
عضو هیات علمی دانشگاه شهید رجایی با بیان اینکه مهمترین پیام حافظ برای انسان امروز، دعوت به وارستگی و حرکت در مسیر رشد و آگاهی است، گفت: حافظ در سراسر دیوان خود با شخصیت «رند» مواجه است و از این طریق، بر ضرورت وارستگی انسان در جهانی تأکید میکند که همواره میان دو قطب خیر و شر در نوسان است.
وی اظهار کرد: از نگاه حافظ، جهان بهگونهای آفریده شده که دو قطب مثبت و منفی همواره در آن حضور دارند و خود انسان نیز بهصورت همزمان ابعاد روحانی و جسمانی را در وجودش دارد. انسان در چنین جهانی، همزمان با گرایش به جنبههای مثبت، در معرض تمایلات منفی نیز قرار دارد و پرسش اساسی این است که چه کسی میتواند این مسیر پر فراز و نشیب را به سرانجام برساند.
اسماعیلی با اشاره به نگاه حافظ به سرانجام انسانها افزود: حافظ معتقد است نمیتوان با قطعیت گفت چه کسی عاقبتبهخیر میشود و حتی رندی یا زاهدبودن نیز بهتنهایی تضمینکننده سرانجام نیک نیست. او در این زمینه میسراید؛ چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست، آن به که کار خود به عنایت رها کنند.

وی ادامه داد: حافظ با این نگاه، بر پیچیدگی مسیر انسان و دشواری داوری قطعی درباره سرانجام افراد تأکید میکند و در نهایت، کار را به عنایت الهی واگذار میکند؛ چراکه در جهانی که خوبی و بدی همزمان در آن حضور دارند، نمیتوان تنها بر ظاهر افراد یا عنوانهایی مانند رندی و زاهدی تکیه کرد.
کسب معرفت الهی؛ معیار انسان وارسته در اندیشه حافظ
این استاد زبان و ادبیات فارسی با تأکید بر اهمیت معرفت در اندیشه حافظ بیان کرد: حافظ بلافاصله در کنار این نگاه، انسان را به کسب معرفت دعوت میکند و میگوید؛ بیمعرفت مباش که در من یزید عشق، اهل نظر معامله با آشنا کنند.
اسماعیلی افزود: پیام حافظ این است که اگرچه سرانجام انسانها بهسادگی قابل پیشبینی نیست، هر فرد باید در مسیر کسب معرفت حرکت کند؛ زیرا انسانی که با معرفت الهی آشنا باشد، در مسیر کمال قرار میگیرد. از نگاه حافظ، انسان مورد تأیید، انسانی است که در پی شناخت و معرفت باشد و این مسیر را اساس زندگی خود قرار دهد.
وی با اشاره به فراز و نشیبهای اندیشه حافظ در سراسر دیوان او گفت: مبارزه با ریا، بیان حکمتها و پرورش جنبه رندانه و قلندرانه شخصیت انسان، همگی در راستای همین پیام قرار دارند. حافظ از راههای مختلف تلاش میکند نشان دهد که انسان زمانی در مسیر کمال حرکت میکند که در پی کسب معرفت باشد و بتواند به انسانی وارسته تبدیل شود.
اسماعیلی، مهمترین پیام دیوان حافظ برای انسان امروز را دعوت به وارستگی دانست و تصریح کرد: بسیاری از اتفاقات و شرایط جهان در اختیار ما نیست و نمیتوانیم همه خوبیها و بدیهای پیرامون خود را کنترل کنیم؛ اما خوببودن، خوب زندگیکردن، رهاشدن از تعلقات و حرکت در مسیر رشد و آگاهی، انتخابهایی هستند که در اختیار خود ما قرار دارند.
وی ادامه داد: انسان میتواند انتخاب کند که چگونه زندگی کند و تا چه اندازه در مسیر وارستگی و آگاهی قدم بردارد. از این منظر، حافظ انسان را دعوت میکند که در کنار پذیرش پیچیدگیهای جهان و وجود همزمان خوبیها و بدیها، مسئولیت انتخابهای خود را بپذیرد و برای بهتر زندگیکردن تلاش کند.
این استاد ادبیات در پایان گفت: به نظر من، مهمترین پیامی که حافظ در سراسر دیوان خود پرورش میدهد، همین دعوت به خوب زندگیکردن، وارستگی از تعلقات و حرکت در مسیر رشد و آگاهی است؛ پیامی که میتواند برای انسان امروز نیز راهگشا باشد.
انتهای پیام
