اسدالله حسینی چگنی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: تلههای فرومونی از ابزارهای مهم پایش آفات کشاورزی هستند و میتوانند اطلاعات ارزشمندی درباره حضور و تغییرات فصلی جمعیت آفات در اختیار کارشناسان قرار دهند؛ اما بهرهبرداری درست از این ابزارها به نحوه نصب و بازدید تلهها، ثبت دقیق اطلاعات و شناسایی صحیح حشرات جمعآوریشده وابسته است.
وی افزود: در این بررسی میدانی که از اردیبهشت تا شهریور سال ۱۴۰۵ انجام شد، تلههای فرومونی مورد استفاده برای پایش چهار آفت مهم کشاورزی شامل خوشهخوار انگور (Lobesia botrana)، ساقهخوار برنج (Chilo suppressalis)، شبپره آلو (Grapholita funebrana) و شبپره برگخوار پاییزه ذرت (Spodoptera frugiperda) بررسی شدند. بازدیدهای مکرر از تلهها و بررسی نمونههای جمعآوریشده، اطلاعاتی درباره گونههای هدف و حشرات غیرهدف گرفتار در این تلهها فراهم کرد.
حسینی چگنی با بیان اینکه صید یک حشره در تله لزوماً به معنای تعلق آن به گونه هدف نیست، تصریح کرد: اگر حشرات گرفتار بدون بررسی کافی بهعنوان آفت هدف ثبت شوند، ممکن است دقت اطلاعات حاصل از پایش کاهش یابد. از سوی دیگر، نادیده گرفتن حشرات غیرهدف میتواند فرصتهای ارزشمندی را برای شناخت تنوع گونهای و تکمیل اطلاعات پراکنش حشرات از بین ببرد.
وی ادامه داد: در این بررسی، در کنار گونه هدف، دو گونه غیرهدف در تلههای مربوط به خوشهخوار انگور و یک گونه غیرهدف در هر یک از تلههای مربوط به سه آفت دیگر شناسایی شد. این یافتهها اهمیت بررسی دقیق صیدهای تلهها را نشان میدهد؛ چراکه حشرات غیرهدف نیز میتوانند از نظر علمی و شناخت تنوع زیستی حشرات ارزشمند باشند.
این پژوهشگر حشرهشناسی کشاورزی با اشاره به فرصتهای تلهگذاری فرومونی در مدیریت آفات گفت: این ابزارها در صورت نصب صحیح، بازدید منظم و ثبت استاندارد اطلاعات میتوانند به پایش فصلی آفات و پشتیبانی از تصمیمگیری در مدیریت تلفیقی آفات کمک کنند. همچنین، بررسی حشرات غیرهدف گرفتار در تلهها میتواند به تولید دادههای علمی درباره گونههای کمتر مطالعهشده و پراکنش آنها منجر شود.
وی یکی از محدودیتهای مهم در تفسیر دادههای تلهگذاری را تفاوت میان تعداد حشرات گرفتار و تراکم واقعی جمعیت آفت در باغ یا مزرعه دانست و اظهار کرد: تعداد حشرات موجود در تله بهتنهایی تصویر کاملی از وضعیت جمعیت آفت ارائه نمیدهد. شرایط محیطی، زمان بازدید، وضعیت سطح چسبنده و نحوه ثبت و شناسایی نمونهها میتوانند بر کیفیت اطلاعات اثر بگذارند؛ بنابراین، نتایج تلهگذاری باید در کنار سایر مشاهدات میدانی و اطلاعات زیستی آفت تفسیر شوند.
حسینی چگنی افزود: مشاهده یک گونه غیرهدف در تلهای که برای گونه دیگری طراحی شده است، بهتنهایی اثبات نمیکند که ترکیب فرومونی مورد استفاده آن گونه را بهطور اختصاصی جذب میکند. بررسی اختصاصی طعمهها و رفتار جلبشدن حشرات به آزمایشهای جداگانه و کنترلشده نیاز دارد و باید میان مشاهده میدانی و اثبات رابطه رفتاری یا شیمیایی تفاوت قائل شد.
وی اشاره کرد: متاسفانه در سال های اخیر شرکت های فروشنده دیسپنسرهای فرومون بدون توجه به صید غیر هدف و تداخل آن با گونه های غیر هدف و بدون ارزیابی آنها اقدام به ادامه فروش می کنند. البته صید غیر هدف پدیده ای است که در همه جای دنیا وجود دارد اما ما باید گونه های هدف و غیر هدف را دقیقا شناسایی کنیم. نکته دیگر دقت در انجام پایش و بررسی های حتی روزانه است. تلههای رهاشده در طبیعت ممکن است آسیب دیده گم شوند تخریب شوند یا پرندگان و موجودات دیگر حشرات صید شده را بخورند و آسیب بزنند. این موارد و خیلی از مسائل دیگر باید برای کاربر تله آشنا باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه لرستان با تأکید بر اهمیت استانداردسازی روشهای پایش خاطرنشان کرد: اگر دادههای ناقص یا شناساییهای نادرست مبنای تصمیمگیری قرار گیرند، ممکن است ارزیابی وضعیت آفت و انتخاب زمان مناسب برای اقدامات مدیریتی با خطا همراه شود. ثبت منظم اطلاعات، بازدیدهای اصولی، نگهداری مناسب نمونهها و شناسایی دقیق حشرات میتواند به افزایش اعتبار دادههای حاصل از تلهگذاری کمک کند.
حسینی چگنی در پایان گفت: بهبود پایش آفات صرفاً به افزایش تعداد تلهها وابسته نیست، بلکه کیفیت اطلاعات حاصل از آنها نیز اهمیت اساسی دارد.پیوند دادن پایش میدانی با شناسایی دقیق گونهها و همکاری میان باغداران، کارشناسان حفظ نباتات و پژوهشگران میتواند زمینه استفاده مؤثرتر از تلههای فرومونی و تصمیمگیری آگاهانهتر در مدیریت آفات کشاورزی را فراهم کند.
انتهای پیام
