در نوبت عصر سومين جلسه رسيدگي به پرونده اختلاس از شركت بيمه ايران در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران، ذبيحزاده ـ نماينده دادستان تهران ـ به قرائت كيفرخواست يكي ديگر از متهمان اين پرونده با هويت «الف.ح» پرداخت.
به گزارش خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، وي تصريح كرد: آقاي «الف.ح» متهم رديف 24 اين پرونده متهم است به معاونت در اختلاس توام با جعل و تشكيل شبكه چند نفري و وصول وجه دو فقره چك جمعا به مبلغ 618 ميليون و 650 هزار ريال. با عنايت به كيفرخواست صادره براي وي، تقاضاي مجازات ميشود.
پس از تفهيم اتهام از سوي قاضي مديرخراساني به اين متهم، وي در جايگاه قرار گرفت و ضمن رد اتهامات مطرح شده عليه خود گفت: من اصلا از چكهايي كه نقد كردم مطلع نبودم. پدرم اين چكها را به من ميداد و چكها در وجه من نبود.
قاضي مديرخراساني پرسيد: شما پشت چكها را مينوشتيد؟
متهم پاسخ داد: بله.
مديرخراساني پرسيد: آيا پشت چك آدرس درست مينوشتيد؟
متهم پاسخ داد: بله.
وي ادامه داد: من هيچ اطلاعي نداشتم و عين مبلغ را هم به پدرم ميدادم.
قاضي مديرخراساني پرسيد: پدرتان چك را از چه كسي گرفته بود؟
متهم پاسخ داد: آن موقع نميدانستم ولي بعدا فهميدم از آقاي «ف» گرفته است.
به گزارش ايسنا، پس از اظهارات اين متهم، نماينده دادستان تهران كيفرخواست مربوط به يكي ديگر از متهمان با هويت «ن.ك» را قرائت كرد.
وي اظهار كرد: خانم «ن.ك» داراي نمايندگي بيمه ايران، به معاونت در اختلاس توام با جعل و تشكيل شبكه چند نفري از طريق وصول وجه شش فقره چك جمعا به مبلغ 922 ميليون و 285 هزار ريال متهم است.
پس از اينكه اتهام «ن.ك» توسط قاضي مديرخراساني به وي تفهيم شد، اين متهم گفت: كيفرخواست صادره را قبول ندارم. وقتي آقاي «خ» چكها را به من ميداد دليل قانعكنندهاي براي من داشت. او ميگفت اين چكها متعلق به زيانديدگان است كه ما آنها را ميگيريم، ماشينشان را تعمير ميكنيم و چك را خودمان نقد ميكنيم.
رييس دادگاه از متهم پرسيد: آيا چك در وجه شما صادر شده بود؟
متهم پاسخ داد: خير. اصلا چكي در وجه من صادر نشده بود.
قاضي مديرخراساني گفت: براي شما كه نمايندگي بيمه داريد، چطور چنين چيزي امكانپذير است؟
وي پاسخ داد: من از نيت و قصد اين آقايان اطلاع نداشتم و اصلا نميتوانستم چنين فكري بكنم كه اين چك، چك مشكلداري است.
در ادامه، نماينده دادستان تهران در مورد نحوه آشنايي متهم با آقاي «ح» سوال كرد كه متهم در پاسخ گفت: يكي از بستگان مادرم كه نمايندگي بيمه دارد من را به آقاي «ح» معرفي كرد تا در نمايندگي آقاي «ح» مشغول به كار شوم.
نماينده دادستان تهران پرسيد: چگونه موفق به اخذ نمايندگي شديد؟
متهم پاسخ داد: آقاي «خ» به من گفت ميتواني درخواست اخذ نمايندگي را به آقاي «ح» بدهي. من امتحان بيمه مركزي دادم و قبول شدم و كسي براي من نمايندگي نگرفت.
اين متهم در مورد نحوه تحويل گرفتن چكها توسط خود نيز گفت: آقاي «خ» صبح به دفتر من ميآمد و چكي به من ميداد تا براي او نقد كنم. خودش هم همراهم ميآمد.
نماينده دادستان تهران گفت: چطور به كسي اعتماد داشتيد كه به شما در اين حد هم اعتماد نداشت؟
متهم پاسخ داد: من نگفتم او به من اعتماد نداشت. من گفتم كه او همراه من ميآمد و پول را همانجا تحويل ميگرفت يا اينكه به حسابش ميريختم.
نماينده دادستان تهران خطاب به رييس دادگاه تصريح كرد: ما به كيفرخواست همچنان پايبنديم و با توجه به اينكه متهم خودش نمايندگي بيمه داشته است، صحبتهاي او قابل قبول نيست.
«ن.ك» در واكنش به نماينده دادستان تهران گفت: صرف داشتن نمايندگي، اتهام وارد نميكند. من نميدانستم اين چكها به چه شكلي صادر ميشود. پاي چكها امضاي آقاي «ح» بود و من روي حساب آشنايي كه با او داشتم اين كار را انجام ميدادم. كل مبلغي كه به حساب من وارد شده بلافاصله از حساب من خارج شده است و شما ميتوانيد اين مساله را چك كنيد.
به گزارش ايسنا، در ادامه جلسه كيفرخواست مربوط به يكي ديگر از متهمان زن پرونده با هويت «ف.ن» قرائت شد.
نماينده دادستان تهران، اتهام «ف.ن» را معاونت در اختلاس توام با جعل و تشكيل شبكه چند نفري از طريق وصول وجه چهار فقره چك جمعا به مبلغ 889 ميليون و 365 هزار ريال عنوان كرد و گفت: با عنايت به گزارش سازمان بازرسي كل كشور و حفاظت اطلاعات قوه قضاييه، بزه انتسابي به متهم محرز است و براي او تقاضاي اشد مجازات ميشود.
سپس اين متهم به دستور قاضي در جايگاه قرار گرفت و اتهامات مطرح شده به وي تفهيم شد.
اين متهم با بيان اينكه كيفرخواست صادره را قبول ندارم، گفت: من هيچ اطلاعي از اين برنامه نداشتم. من حتي يكي از كارمندان بيمه را هم نميشناختم.
قاضي مديرخراساني از متهم پرسيد: چكها را چه كسي به شما ميداد؟
وي پاسخ داد: آقاي «ر» خواهرزادهام است كه او چكها را به من ميداد.
رييس دادگاه پرسيد: براي چه به شما چك ميداد؟
متهم پاسخ داد: ايشان تازه وارد كرج شده بود و دنبال كار ميگشت. من فكر ميكردم در بيمه كار ميكند و فكر ميكردم اين روال قانوني است.
وي اظهار كرد: من 15 سال سابقه كار در مركز بهداشت دارم. اگر ميدانستم چنين است، اصلا سابقه خود را به خطر نميانداختم.
او در پاسخ به اين سوال كه آيا چكها در وجه شما بوده است يا خير؟ گفت: خدا شاهد است كه اصلا يادم نميآيد كه چك در وجه من بود يا شخص ديگري.
قاضي مديرخراساني پرسيد: آيا در پشت چكها آدرس را درست مينوشتيد؟
متهم پاسخ داد: بله.
قاضي مديرخراساني پرسيد: خودتان مينوشتيد يا آقاي «ر»؟
متهم پاسخ داد: خودم مينوشتم.
در ادامه، نماينده دادستان تهران در مورد آشنايي متهم با آقاي «ف» سوال پرسيد كه اين متهم پاسخ داد: آقاي «ف» باجناق خواهرزادهام بود و من تا قبل از دادگاه او را نديده بودم.
نماينده دادستان تهران گفت: در مرحله تحقيقات از متهم در مورد علت اختلاس آقايان «ر» و «ف» سوال شده است كه متهم جواب داده آقاي «ر» گفته كه «ف» به من كلك زده است. حال بايد پرسيد چه كلكي به او زده است؟
متهم پاسخ داد: من فكر ميكنم به او نگفته است كه اين كار غير قانوني است. چون تحصيلات آقاي «ر» سوم راهنمايي است و سواد درست و حسابي نداشت.
قاضي مديرخراساني پرسيد: كار آقاي «ر» چه بود؟
متهم پاسخ داد: يك مدت بيكار بود و دوباره به شهرستان برگشت.
نماينده دادستان تهران به اين مطلب كه متهم تاكنون تصادف منجر به ديه نداشته است اشاره كرد و گفت: حداقل اين است كه چك بايد در وجه شخص ديگري صادر ميشد، نه در وجه متهم.
متهم پاسخ داد: الان اين موضوع مشخص شده است وگرنه من فكر ميكردم دارم يك كار قانوني براي كمك به خواهرزادهام انجام ميدهم.
قاضي مديرخراساني پرسيد: شما چطور اين سوال برايتان پيش نيامد كه چرا به عنوان زيانديده بايد چكي را نقد كنيد؟
متهم پاسخ داد: شما درست ميگوييد ولي ما آن موقع اصلا چنين فكري نكرديم. من فكر كردم اين راهي است كه بر اساس آن سريعتر به زيانديده پولش را ميدهند.
قاضي مدير خراساني پرسيد: شما در جريان بوديد كه آقاي «ر» به خاطر نقد كردن پولها چك ميگرفت؟
متهم پاسخ داد: خير. فكر نميكنم پولي ميگرفت چون اگر ميگرفت وضعيت زندگياش آن طور نبود.
اين متهم در بيان آخرين دفاعيات خود گفت: خدا را شاهد گرفتن خيلي جرات ميخواهد. خدا شاهد است من خبر نداشتم. من يك كارمندم كه دو فرزند دارم و زندگيام روي هواست. من هيچ وقت چنين ريسكي نميكردم. اگر قرار بود كار غير قانوني انجام دهم وضعيت من خيلي از اين بهتر بود.
وي در پايان خطاب به رييس دادگاه گفت: عاجزانه از شما درخواست دارم به وضعيت من توجه كنيد چون من از هيچ چيز خبر نداشتم.
ادامه دارد...
