به گزارش ایسنا، فرشاد مومنی در نشستی با عنوان «اقتصاد ایران در سایه جنگ؛ از تئوری تا اقدام» که به صورت وبیناری برگزار شد اظهار کرد: وقتی ما در شرایط کنونی کشور متوجه میشویم انبوهی از گرفتاریها و بحرانها داریم و البته در کنار آن ظرفیتهای قابل اعتنای انسانی ومادی داریم این کمک را به ما میکند که با لحاظ کردن همهی تفاوتهایی که بین آن شرایط تاریخی و شرایط کنونی قادر به حل مسائل و روزآمد کردن فهم خودمان از مسائل خواهیم بود تا انشاءالله شرایط کشور از این بدتر نشود و تلاش کنیم از این بهتر شود.
این اقتصاددان با بیان اینکه فهم ادراکی در هر موضوعی در اولویت قرار دارد گفت: نقصهایی که در فرآیندهای ادراکی ما وجود دارد میتواند موضوع رویکردها و مواجهههای فرصتطلبانه شود. بنابراین خیلی باید هوشمندی خودمان را بالا ببریم. آیندهشناسان در سالهای ربع پایانی قرن بیستم مطرح میکردند مبنی بر اینکه جنگهای قرن بیست و یکم بدون استثنا جنگهای شناختی هستند. بنابراین باید بدانیم امکان دستکاری داخلی و خارجی وجود دارد، بنابراین دستیابی به قدرت تشخیص به معنای دقیق کلمه بزرگ و حیاتی است.
مومنی تاکید کرد: در این جنگهای شناختی به این موضوع توجه داشته باشیم که مسکوت گذاشتن آگاهیهای به دردبخور وکارآمد، جزئی از جنگهای شناختی و مربوط به منافع میشود. کارل فون کلاوزویتس از برجستهترین استراتژیستهای برجسته آلمان میگوید جنگ ادامه سیاست است با ابزارهای دیگر. ما الان میبینیم که هر چیزی به سیاست مربوط شود به صورت تمام عیار به اقتصاد هم مربوط میشود. بنابراین در دستکاریهای واقعیت یا مسکوت گذاشتن مسائل حیاتی یا عمده کردن مسائل کماهمیت اگر نه بیش از ملاحظات معرفتی، ملاحظات منفعتی و اقتصادی سیاسی هم موضوعیت دارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه جنگ هشت ساله و نسبت آن با شرایط کنونی ایران یادآور شد: یکی از زوایای این مقایسه، رمزگشایی از چرایی قابل اعتماد در آن برهه است. در مقدمات ادراکی، یکی از حیاتیترین مسائل ژرفکاوی درباره مفاهیم کلیدی و سرنوشتساز است.
در تمام شوکهای سیاسی و اقتصادی ظرفیت پیشرفت وجود دارد
وی بیان کرد: در کشورهای صنعتی بعد از اینکه شوکهای برونزا را با دقت زیر ذرهبین قرار دادند به این جمعبندی رسیدند که برای کشورهای پیشرفتهی صنعتی سه شوک از ضریب امنیتی بیشتری به اعتبار فرصتها و تهدیدها برخوردارند. شوک اول ناشی از عصر شتاب تاریخ و سرعتگیری بیسابقه نوآوریهای علمی و فنی است، دوم شوکهای مربوط به محیط زیست و مساله تغییرات آب و هوایی و سومین شوک از نظر ضریب اهمیت فراز و فرود در بازارهای مالی جهانی است.
رئیس موسسه دین و اقتصاد با بیان اینکه هر سه شوک مذکور حامل ظرفیتها و فرصتهای بینظیری بودند گفت: اگر مواجهه خردمندانه در زمان خود درخصوص این سه شوک ایجاد نمیشد میتوانستند منجر به خساراتی شوند. ذهنی که صرفا وجه تهدیدها را ببیند و فرصتها را نبیند شکل بایستهای به خود نمیگیرد. برای پیشبرد اقتصاد مقاومتی قرارگاه ایجاد کردند که باید ببینیم با چه سطح از بینش و نگرشی این موضوع اتفاق افتاد.
مومنی اظهار کرد: تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که اتفاقا ایرانیها در برابر تهدیدها آگاه میشوند و نسبتسنجی میکنند و اقدامات خود را انجام میدهند. بخش بزرگی از توانایی ایران در بهرهگیری از فرصتهای ناشی از تغییرات است. مثلا قبل از انقلاب، شوک نفتی در یک برهه کوتاهی درآمدهای ارزی کشور را حدود ۱۰ برابر افزایش داد. از دریچه اندیشه توسعه این جهش درآمدهای ارزی میتوانست یکی از بزرگترین فرصتها در نظر گرفته شود ولی در دوره ۵۲ تا ۵۷ که این جهش بزرگ اتفاق افتاد در پایان آن دوره رژیم پهلوی سقوط کرد؛ چرا که قدرت انعطاف برای مواجهه با آن شوک که فینفسه میتوانست مثبت باشد را نداشت.
از ۳۸ سال قبل فاجعههای اقتصادی به عنوان راه حل ارائه میشد
وی با بیان اینکه باید از قفلهای تاریخی که ما را در اسارت شوک قرار داده است رها شویم گفت: بعد از جنگ تحمیلی هشت ساله شاهد این بودیم که با سادهانگاری و سطحینگری و ایجاد منافع نامیمون منافع بین داخلیها و بیرونیها اقتصاد ایران از حدود ۳۸ سال قبل در اسارت شوکهای درونی قرار گرفته است. کسانی که بلد بودند آدرس اشتباهی بدهند و از ظرفیت ناکافی داراییهای مورد نیاز نزد گردانندگان کشور بهره بردند بزرگترین فاجعههای اقتصادی و محیط زیستی را به عنوان راه حل جا زدند.
این استاد دانشگاه گفت: در تجربه جنگ هشت ساله تحمیلی یک اتفاق نظر استثنایی و خارقالعاده در میان تمام گردانندگان کشور وجود داشت که مبتنی بر دو مسالهی حیاتی بود. اگر از این تجربه فقط از همین دو زاویه عبرتآموزی شود راه نجات به لحاظ معرفتی باز میشود و میتوانیم جامعه را بسیار کمهزینهتر و پردستاوردتر از شرایط کنونی اداره کنیم.
به گفته مومنی، نکته کلیدی اول این بود که حکومتگران ما در دوران اول بعد از انقلاب درخصوص موضوعات مرتبط با ستون فقرات اقتصاد به این موضوع اعتقاد داشتند که برای ایران به دلیل برخورداری از استعدادهای ژئوپلتیکی، هیچ متحدی به اندازهی مردم ایران استراتژیک تلقی نمیشوند. این فهم و پایبندی عملی به آن به همان اندازه که در ظاهر و در سطح بیان، ساده به نظر میرسد در طراحیهای اصولی و عملی، مهمترین رمز حرکت به سمت توسعه است. باور داشتند که مردم مهمترین ابزار توسعه هستند.
وی تصریح کرد: در قرآن هم که نگاه میکنیم میبینیم خداوند درباره «قسط» فرموده است که حتی پیامبران هم در غیاب همراهی مردم نمیتوانند سراپرده عدل را ایجاد کنند. بنابراین شاقول بسیار مهمی است. بعضا حکومتگران خیال میکنند با فشار قرار دادن مردم راهی به سوی توسعه باز میشوند. در حالی که میبینیم به نام توسعه و حمایت از مردم، یک رانتی برای الیگارشها ایجاد میشود.
اوجگیری سهم امور اجتماعی به بودجه در زمان جنگ
رئیس موسسه دین و اقتصاد با اشاره به دوره اوج درآمد نفتی پس از شوک اول نفتی خاطرنشان کرد: در دوره بین سالهای ۵۲ تا ۵۷ سهم امور اجتماعی به کل بودجه نفتی ۱۸.۴ درصد بود در حالی که این سهم در دوره جنگ به ۳۹.۵ درصد رسیده بود. این بدان معناست که حکومتگران صرفا توجه به مردم را فقط در حرف بیان نمیکردند بلکه به آن عمل میکردند. حمایتهای اجتماعی از گروههای محروم در دوره جنگ گویای این مساله است. به اعتبار هر یک دیناری که حکومت در این مسیر خرج کرد، مردم باشرف و باغیرت و حقشناس ایران دهها برابر بزرگتر برای حکومت و مملکت خودشان جبران کردند.
مومنی با اشاره به آنکه بار ۹۰ درصد جنگ بر عهده محرومان بود اظهار کرد: مرحوم عالینسب گفت اگر ما سیاستهای تورمزا اتخاذ میکردیم رزمندهای که به جبهه میرفت و دغدغه معیشت خانوار خود را داشت محال بود که در جبهه همراهی کند. ولی کارهایی که الان میشود از نظر علمی محلی از اعراب ندارد. مثلا یکی از فریبهای بزرگ بعد از جنگ هشت ساله این است که وقتی صحبت حمایت از مردم میشود عدهای حکومت را از کسری بودجه بیش از حد میترسانند. اینها توجه نمیکنند که اگر کسری بودجه معطوف به ارتقای شاخصهای توسعه انسانی شود اصلا هزینه نیست بلکه سرمایهگذاری است.
وی گفت: اگر کسری مالی به معنای محدود کردن زور مالی الیگارشها و تقویت مالی تولیدکنندگان باشد این کسری مالی جهشهای توسعهای ایجاد میکند. طنز تلخی که برخی حکومتگران ما علاقهای به آن نشان ندادند که سطوحی از واقعبینی و خردورزی درباره آن پیدا کنند این است که به اسم کسری بودجه، پرداختن دولت به بدیهیترین امور حاکمیتی را نهی میکنند. اما از سوی دیگر پخت و پزهای مشکوک در پیوند با خارج برقرار میکنند. مثلا در شرایط شکننده اقتصاد ایران، میدان را برای فعالیت بانکهای خصوص فراهم میکنند. از این زاویه چه کلاه گشادی بر سر دولت و ملت ایران رفت و خدا میداند که تا سالهای سال در آینده اگر چارهجویی بایسته در این زمینه نشرود ایران نمیتواند کمر راست کند.
در دوره ۲۰ ساله رشد نقدینگی بیش از ۱۰ هزار برابر شد
مومنی خاطرنشان کرد: کمیسیون اقتصادی مجلس در اردیبهشت ۱۴۰۰ گزارشی منتشر کرده که نشان میدهد از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۹۹ در یک دوره ۲۰ ساله یک عنصر به اقتصاد ایران اضافه شده که آن هم بانکهای خصوصی است. این گزارش میگوید در اثر این اقدام رشد تولید در ایران در جمع ۲۰ ساله به ۳۶ درصد رسیده؛ در حالی که رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصد شده است. یعنی آن وابستگی ذلتآور به خارج، یکی از محصولات این اقدام فاجعهساز بوده است. طنز تلخ ماجرا این است که اینها فاجعهبارترین کارها را لای لفافههایی میپوشانند که غیرحرفهایها را تحت تاثیر قرار دهند. مثلا میگویند این کار را میکنیم که در سیستم بانکی رقابت ایجاد کنیم. کسی که از الفبای اقتصاد مطلع باشد میداند که ما در عین حال که رقابت عادلانه داریم، رقابت مخرب هم داریم.
این اقتصاددان با بیان اینکه سیاستهای تورمزا بین ۱۲ تا ۲۵ برابر فراتر از کوپن و یارانه حیات شرافتمندانه مردم را تحت فشار قرار میدهد گفت: فکر نکنیم اگر کوپن را یک میلیون تومان کردیم کار مهمی انجام دادهایم. به دلیل آنکه سیاستهای ما تورمزا است با این یک میلیون تومان میتوان حدود ۷۰۰ گرم زرشک خریداری کرد.
وی اظهار کرد: تعبیر شهید بهشتی این است که مردم باید امکان مشارکت فعال در رهبری کشور را داشته باشند. در ادبیات توسعه وقتی میگوییم مردم باید در سرنوشت خودشان مشارکت داشته باشند، یعنی اینکه مردم در فرآیندهای تصمیمگیری، اجرایی، نظارتی و سهمبری از عایدات این مشارکت نقش داشته باشند.
مومنی با اشاره به سیاستهای تعدیل ساختاری پس از جنگ ایران و عراق خاطرنشان کرد: در دوره پس از جنگ در سیاستهای ضدتوسعه ملی که در تعدیل ساختاری ایجاد شد، مثل آزادسازی واردات، تضعیف ارزش پول ملی و خصوصیسازی غارتی وشبهه غارتی، بر اساس دادههای سرشماریهای موجود، از کل جمعیت در سنین فعالیت ایران همواره دو سوم آنها هیچ نقشی در تولید ملی نداشتند.
تولید فناورانه باید در حیات جمعی دیده شود
رئیس موسسه دین و اقتصاد در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به اهمیت تولید فناورانه گفت: تولید فناورانه باید در حیات جمعی دیده شود. مساله تولید بسیار بیش از آنکه اقتصادی باشد، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در همه جای دنیا این را جزو الفبا میدانند که اگر تولید بخواهد شکل بگیرد باید آیندهنگرانه و پیشبینیپذیر باشد. در حالی که در هر تجربه شوکدرمانی که ما داشتیم میزان گرایش به خروج سرمایههای انسانی از کشور جهش پیدا کرده است.
مومنی بیان کرد: اگر خودتان میفهمید که با این سیاستهای اشتباه از نظر اقتصادی و محیط زیستی این فقر گسترده شامل مردم شده باید به این نتیجه برسید این کا رهایی که این بلاها را سر کشور آورده را انجام ندهید. این فقر گسترده حاصل تبعات آن سیاستها بوده است. بدیهی اولیه عقلی این است که با جامعهای که در اثر سیاستهای نابخردانه در اسارت فقرهای شدید و فاجعهساز قرار گرفته باید نقطه عزیمت را به آسیبشناسی آن سیاستها معطوف کنیم.
برخی شوک درمانی را راه حل پس از جنگ میدانند
وی با تاکید بر حیاتی بودن مسالهی ادراک در امورات کشور گفت: به طور مثال در حال حاضر تا علائمی از برقراری آتشبس پیش میآید برخی رسانههای خاص حرفهایی میزنند که با تمام حرفهای قبلیشان متفاوت است. اما از درون تمام این حرفها میخواهند به شوک درمانی به عنوان راه حل نگاه میکنند چیزی که برای رانتجویان و الیگارشها نفع دارد ولی برای عموم مردم ضرر دارد.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: برخی میگویند باید تعارف را کنار بگذاریم شرایط جنگی است و در این شرایط دولت باید همهکاره شود. بعد میگویند این دولت که باید همهکاره شود نیامده همه کارها را بر عهده بگیرد. یعنی کل اقدامات دولت نه باز کردن راه مردم در امورات کشور و نه کنار گذاشتن سیاستهای نامناسب، بلکه کل ماجرا به پول میرسد. بنابراین یا باید از خارج وام بگیرد یا در داخل با شوک درمانی، خلق پول بدون پشتوانه کند.
مومنی گفت: خیلی خدا را شکر میکنیم که بعد از چند ده سال ما یک گزاره جهانشمول بدون بازارگرایی نداریم. بالاخره فهمیدید که قاعده بازی خیلی شدید تبعیت میکند از شرایطی که در آن به سر میبرید.حالا که مداخله دولت در شرایط جنگی رابه رسمیت شناختهاید آیا دولتی که با کنار گذاشتن سیاستهای ریشهکن کردن فساد، فساد را گسترانده، ریشهکن کردن آن را هم در دستور کار قرارداده یا نه؟ آیا این نابرابریهای موجه که کمر جامعه را میشکند و بزرگترین عامل فقر و فلاکت و مشروعیتسوزی شده، اقدام به کاهش این نابرابری جزو اولویتها محسوب میشود یا نه؟
بیشترین منابع ارزی کشور صرف واردات طلا و قطعات خودرو میشود
وی با اشاره به اختصاص منابع قابل توجه ارزی به واردات بیان کرد: بیشترین منابع ارزی کشور صرف واردات طلا و قطعات منفصله خودروها شده که میزان این منابع واویلا است. بعدا منبع این گزارش را اعلام میکنم اما میخواهم بگویم اگر مسالهی رابطهی مردم با حکومت، محور بود وتولید فناورانه محور بود، چرا باید مناسباتی را ایجاد کنیم که در آن نیازهای اساسی، داروهای حیاتی و لوازم آموزشی در اولویت نیست؟ اما طلا و قطعات سیکیدی در اولویت است. این هیچ نسبتی با خرد، توسعه و نه منافع ملی ندارد.
رئیس موسسه دین و اقتصاد با بیان عبارتی تحت عنوان «مواجهه سوگوارانه در جنگ و پس از جنگ» اظهار کرد: درباره از بین رفتن زیرساختها و نابودی همه چیز سخن میگویند. بعد میگوییم حالا که اینطور شده چه کنیم؟ میگویند چارهای جز رهاسازی نیست. بگذارید هرکه هرچه دلش میخواهد انجام دهد. در حالی که در دوره جنگ هشت ساله رمز موفقیت حاکمیت این بود که اجازه نداد نیازهای تولید فناورانه و نیازهای مردم بازیچه سوداگران ارز و الیگارشها و اقدامات غیرمولد شود. میخواهند با دستکاری واقعیت، فریبکاری و ناقص گفتن واقعیت، جامعهی ایران را از ذخیره دانایی، تهی کنند.
مومنی با اشاره به آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹ یادآور شد: در آن سال میزان صادرات نفت خام عراق بیش از دو برابر ایران بود؛ در حالی که جمعیت عراق ۱۴ میلیون نفر و جمعیت ایران ۳۹ میلیون نفر یعنی سه برابر عراق بود. ذخایر ارزی عراق در شروع جنگ حدود هفت برابر ایران و نزدیک ۱۰۰ میلیارد دلار از کشورهای عربی و دیگر متحدانش دریافت کرد. درپایان جنگ بدهی خارجی عراق به ۸۶ میلیارد دلار رسیده در حالی که بدهی خارجی ایران به صفررسیده بود یعنی حتی بدهی دوره پهلوی را هم پرداخت کردیم.
وی روابط مبتنی بر همکاری حکومت و مردم را ضروری دانست گفت: در سال ۱۳۸۷ کتابی تحت عنوان «اقتصاد ایران در دوران جنگ تحمیلی» منتشر شد که در آن نوشته شده برای اینکه ببینید مردم در این جنگ چگونه نقشآفرینی کردند بدانید تعداد کارمندان دولت فرانسه در دوره جنگ جهانی دوم که زمان آن کمتر از جنگ هشت ساله ایران و عراق بود از حدود ۷۰۰ هزار نفر در سال ۱۹۳۹ به حدود ۲ میلیون نفر در سال ۱۹۴۵ رسید. یعنی ۱۸۵ درصد افزایش یافت؛ در حالی که در ایران تعداد کارمندان از یک میلیون و ۶۰ هزار نفر قبل از جنگ، به یک میلیون و ۴۹۲ هزار نفر در پایان جنگ رسید، یعنی کمتر از ۴۰ درصد افزایش پیدا کرد.
رئیس موسسه دین و اقتصاد در پایان اظهار کرد: خلاصه اینکه ذخیره دانایی موجود ایران برای اداره آبرومندانه و شرافتمندانه و افتخارآمیز اقتصاد ایران با شروطی که گفتم در حد نصابی بسیار فراتر از پیچیدگیهای گرفتاریهای کنونی است. ما باید کاری کنیم که در حد توانمان زور علم و دانایی وصداقت و حریت از زور رقبای شوم آن دردستیابی به تخصیص منابع بیشتر شود. اگر اینگونه شود به یقین میتوانیم اقتصاد و جامعه را بسیار کمهزینهتر اداره کنیم.
انتهای پیام

