به گزارش ایسنا، سنت سقایی، تنها یک سوگواری ساده نیست، بلکه آیینی مردمی برای پیوند زدن مفاهیمی چون سلامت فرزندان، نذرهای خانوادگی و استمرار نسل به ساحت قدسی حماسه عاشوراست. مادرانی که در آرزوی فرزندآوری هستند یا بقای سلامت نوزاد خود را تمنا میکنند، با واسطه قرار دادن این رسم بومی، فرزندانشان را وارد یک ساحت سلوک آیینی میکنند.
ورود به جرگه سقایان کوچک، با تشریفات و آداب پدیدارشناختی خاصی در پوشش همراه است که هر جزء آن حامل یک نشانه فرهنگی است. در سنت مردمان یزد، نذر سقایی عمدتا معطوف به نوزادان پسر است تا پس از تولد، از گزند بیماری و مرگ مصون بمانند. جامه سقایی، یک کلِ نشانهشناختی است که تمام بدن کودک را از سر تا پا با پارچهای به رنگ مشکی احاطه میکند. این سیاهیِ یکدست، با ملحقات نقرهای و ابریشمی به تعادل بصری خاصی میرسد. به هر یک از بازوان نوزاد یا کودک، دستمالی از جنس ابریشم مشکی ریشهدار میبندند که در کنار آن، یک بازوبند نقره و قرآنی کوچک در بستهبندی حفاظتی قرار میگیرد تا هم جنبه تعویذ (چشمزخم) داشته باشد و هم پیوند کودک با کلام وحی را عیان کند.
شاید غنیترین بخش این پوشش از منظر صنایع دستی مذهبی، گردنبند «چهل بسمالله» باشد. این اثر شامل ۴۰ عدد پولک نقرهای ظریف، تقریبا به اندازه سکههای پنجریالی قدیمی است که واژه «بسمالله» روی یکایک آنها حکاکی شده است. این پولکها به صورت ریسهای منظم به هم متصل شده و بر گردن کودک آویخته میشوند، به گونهای که چیدمان نقرهای آنها تمام سطح سینه و پشت کودک را میپوشاند و در تلاطم حرکت او، صدایی آهنگین ایجاد میکند. علاوهبر دستمال ابریشمی دیگری که به دور گردن بسته میشود، شالودهای از یک لُنگ کوچک و ظریف یا حولهای سفید و تمیز به کمر کودک بسته میشود که بلندی آن تا پشت پای او امتداد مییابد و تضاد رنگیِ نمادینی با جامه مشکی زمینه ایجاد میکند.
به دستان این کودکان، یک مشک کوچک پوستی یا به دلیل سنگینیِ مشک برای جثه بچهها، یک «کشکول حلبی» پر از شربت گوارا به همراه یک لیوان داده میشود. تکاپوی این کودکان از همین نقطه آغاز میشود؛ آنها موظفند در تمام روزها و شبهای دهه اول محرم، پپاده و با پای برهنه بر خاک مجالس گام بردارند و در میان صفوف فشرده عزاداران چرخیده و به مردم شربت تعارف کنند. در این میان، پیوند نسلی جامعه نیز خود را نشان میدهد؛ چرا که اگر سن کودک برای مدیریت این کار خیلی کم باشد، یک فرد بزرگتر گامبهگام او را در مجالس همراهی میکند تا رسم نذر به درستی به جا آورده شود.
با بزرگتر شدن کودکان، فضا و ابعاد مسئولیت آنها نیز در فرهنگ عزاداری محرم یزد بیشتر میشود. کودکان بزرگتر، مشکهای چرمی بزرگ یا کوزههای سفالی بر دوش میکشند و تمرکز خود را بر سیراب کردن مستمندان و نیازمندان حاضر در حاشیه روضهخوانیها میگذارند. پهنه حرکتی آنها حتی به پشتبامهای مشرف به مجالس روضهخوانی نیز کشیده میشود تا زنان و کودکانی را که در فضاهای فوقانی مستقر هستند، سیراب کنند.
نقطه اوج ساختار اجتماعی این آیین، استقلال تشکیلاتی این کودکان است. کودکان سقا صرفاً تماشاگر یا خدمتگزار مجالس بزرگسالان نیستند؛ آنها دسته سینهزنی مخصوص به خود را دارند. این هیئت کوچک و منسجم، با ورود به مجالس روضهخوانی، حلقههای عزاداریِ متمایزی تشکیل میدهند و با لحن و نوای کودکانه اما پرصلابت خود، نوحه میخوانند و دستهجمعی سینه میزنند تا سنت سقایی را از یک نذر فردی به یک جریان پویای جمعی در فرهنگ عمومی تبدیل کنند.
پینوشت: این مطلب با استفاده از اطلاعات جلد سوم تقویم آیینی ماههای قمری، دفترِ سوم ماه محرم، تهیهشده توسط «واحد فرهنگ مردم» مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما تهیه شده است.
انتهای پیام
