به گزارش ایسنا، رضا مهدی در نشست «بینالمللی شدن آموزش عالی ایران؛ چالشها و فرصتها» که امروز سهشنبه ۵ آبانماه در موسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی برگزار شد، با تاکید بر تفکر بر مفهوم بینالمللیسازی و توجه به این موضوع فراتر از اعداد و ارقام گفت: تعداد دانشجویان بینالمللی بهتنهایی نشاندهنده میزان بینالمللی شدن یک دانشگاه نیست. برای مثال، اگر در هزار رشته تحصیلی کشور، در هر رشته یک دانشجوی خارجی داشته باشیم یا در هزار دانشگاه، پنج دانشجوی بینالمللی پذیرش کنیم، لزوماً به معنای تحقق بینالمللیسازی نیست؛ زیرا چنین افزایشی ممکن است تأثیری بر کیفیت آموزش و پژوهش نداشته باشد.
وی با انتقاد از رویکرد یکسان به بینالمللیسازی دانشگاهها گفت: گاهی در وزارت علوم، وزارت بهداشت و آموزشوپرورش، بینالمللیسازی بهگونهای مطرح میشود که گویی گویی این موضوع صرفاً یک نسخه یا آییننامه است. این در حالی است که برای مثال شرایط، امکانات، ظرفیتها و مأموریتهای دانشگاه تهران با دانشگاه ارومیه متفاوت است و سیاستهای بینالمللیسازی باید متناسب با ویژگیهای هر دانشگاه تدوین شود.
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با تاکید بر اینکه درک درست بینالمللیسازی به معنای برقراری تعامل با دانش جهانی برای ارتقای سطح کشور، دانشگاه، فرهنگ و فناوری است، ادامه داد: اهمیت این رویکرد در آن است که دانشگاه بتواند توانایی جذب دانشجو و استاد را داشته باشد؛ زیرا دانشجویان و استادان بینالمللی میتوانند حامل تجربه، فرهنگ و شبکههای دانشی باشند.
مهدی با تأکید بر نقش تعاملات فرامرزی و بینالمللیسازی در پویایی دانشگاهها گفت: تحقق این هدف به عملکرد درست شبکههای علمی و درک صحیح انگیزههای برقراری تعاملات بینالمللی وابسته است.
وی با اشاره به دو خطای رایجی که در فهم بینالمللیسازی وجود دارد گفت: نخستین خطا، تقلیلگرایی است؛ یعنی بینالمللیسازی را صرفاً از یک بُعد اقتصادی، فرهنگی یا علمی ببینیم، در حالی که این ابعاد با یکدیگر ارتباط دارند و باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.
وی افزود: خطای دوم، گلخانهای کردن بینالمللیسازی است؛ به این معنا که بدون توجه کافی به کیفیت و با تکیه بر آییننامهها و صرف منابع، صرفاً به دنبال افزایش شتابزده اعداد و ارقام باشیم. افزایش کمی بدون توجه به کیفیت، بهتنهایی دستاوردی برای دانشگاهها ایجاد نمیکند.
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با اشاره به ابعاد مختلف تحرک بینالمللی در آموزش عالی گفت: این تحرک را میتوان در چهار حوزه تحرک دانشجویان، تحرک اعضای هیئت علمی، تحرک برنامههای علمی و تحرک پردیسها و شعب دانشگاهی بررسی کرد.
وی افزود: تحرک دانشجویی از مهمترین ابعاد بینالمللیسازی است و به معنای ورود و خروج دانشجویان از کشورهاست. در کنار آن، تحرک اعضای هیئت علمی، اجرای برنامههای علمی مشترک و ایجاد پردیسها و شعب بینالمللی نیز اهمیت دارد.
الگوی توسعه پردیسهای بینالمللی در جهان
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با اشاره به توسعه پردیسهای بینالمللی در جهان گفت: دانشگاهها میتوانند در کشورهای دیگر پردیس و شعبه داشته باشند یا با همکاری سرمایهگذاران، میزبان پردیسهای خارجی شوند. این الگو در جهان مورد توجه است و اگر پردیسها بهدرستی طراحی شوند، میتوانند بستری برای اجرای بخش مهمی از برنامههای علمی بینالمللی باشند.
مهدی با تأکید بر اینکه تحرک دانشجویی نباید صرفاً به تحصیل چهارساله در یک کشور خارجی محدود شود، گفت: تبادل دانشجو برای گذراندن یک نیمسال تحصیلی، آموزش چند درس در دانشگاهی همتراز، سفرهای مطالعاتی و دورههای کوتاهمدت، همگی از اشکال تحرک بینالمللی هستند.
کارآموزی و کارورزی بینالمللی ظرفیت مغفول دانشگاههای کشور
وی کارآموزی و کارورزی بینالمللی را یکی از مهمترین ظرفیتهای مغفول در دانشگاههای کشور دانست و افزود: کارآموزی بینالمللی از باکیفیتترین و بهرهورترین شکلهای تحرک دانشجویی است، اما متأسفانه در کشور ما به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است.
وی ادامه داد: کیفیت تجربه دانشجو، حمایتهای فرهنگی و اجتماعی و حتی بازدیدهای کوتاه از کشورهای دیگر نیز میتواند در توسعه شناخت بینالمللی دانشجویان مؤثر باشد.
۲.۶ درصد از جمعیت دانشجویی جهان بینالمللی هستند
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با اشاره به آمارهای جهانی آموزش عالی گفت: در جهان حدود ۲۷۰ میلیون دانشجو وجود دارد که حدود هفت میلیون نفر از آنان خارج از کشور خود تحصیل میکنند؛ یعنی حدود ۲.۶ درصد از جمعیت دانشجویی جهان را دانشجویان بینالمللی تشکیل میدهند. این سهم نشان میدهد که جذب دانشجوی بینالمللی بازاری رقابتی است و کشورها برای حضور مؤثر در آن باید تلاش کنند.
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی افزود: سهم ایران از بازار آموزش عالی بینالمللی حدود ۱.۲ درصد اعلام شده و کشور میزبان حدود یک درصد دانشجویان بینالمللی است. همچنین، بر اساس آمار ارائهشده، حدود ۱.۸ درصد دانشجویان کشور غیرایرانی هستند؛ این در حالی است که ظرفیت ایران برای جذب دانشجوی بینالمللی بسیار بیشتر از میزان فعلی است.
مهدی با اشاره به اهمیت تحرک اعضای هیئت علمی گفت: صرف جابهجایی استادان و اعضای هیئت علمی به معنای تحقق اهداف بینالمللیسازی نیست، بلکه باید بررسی کرد که جذب هر استاد چه تأثیری بر ارتقای علمی یک رشته دارد.
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با اشاره به آمار بنیاد ملی علوم آمریکا درباره ترکیب اعضای هیئت علمی در رشتههای مختلف اظهار کرد: در رشتههای نوظهور مانند علوم کامپیوتر، بیش از ۵۰ درصد استادان در آمریکا غیرآمریکایی هستند، در حالی که این سهم در رشتههای بومی کمتر از ۲۰ درصد است. این تفاوت نشان میدهد که حضور استادان خارجی میتواند برای برخی رشتهها دستاوردهای علمی بیشتری به همراه داشته باشد.
وی افزود: ما نیز میتوانیم برای رشتههای جدید و اولویتدار هدفگذاری کنیم و مشخص کنیم که جذب چه استادانی، با چه تخصصی و برای کدام رشتهها میتواند به ارتقای علمی دانشگاهها کمک کند.
وی با تأکید بر امکان توسعه برخی همکاریهای علمی حتی در شرایط تحریم گفت: این حوزه ظرفیتهایی دارد که در صورت برخورداری از برنامهای منسجم، میتوان تحرکات بینالمللی را افزایش داد و ورود دانشجویان و استادان از خارج به کشور را تقویت کرد. البته تحقق این هدف به تلاش و برنامهریزی زیادی نیاز دارد.
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با اشاره به تجربه برنامههای مشترک دانشگاهی گفت: در مقاطعی، دانشگاههای کشور بر اجرای برنامههای مشترک با دانشگاههای فرانسه، چین و آمریکا تمرکز داشتند، اما این همکاریها بهتدریج کمرنگ شده است و باید برای احیای ظرفیتهای مناسب اقدام کرد.
مهدی با اشاره به وضعیت پردیسها و شعب بینالمللی دانشگاهها در جهان گفت: بر اساس آمارهای ارائهشده، حدود ۳۰۰ پردیس و شعبه بینالمللی در جهان وجود دارد که سهم قابل توجهی از آنها در کشورهای آسیایی مستقر هستند. بیش از ۵۰ درصد جذب دانشجویان در این الگوها از طریق شعب و پردیسهای بینالمللی انجام میشود و مبدأ حدود نیمی از این پردیسها نیز آمریکا است.
وی تأکید کرد: در توسعه این الگوها نباید صرفاً به تقلید از تجربههای جهانی یا گسترش کمی بدون مأموریت مشخص روی بیاوریم؛ زیرا فرهنگ، تجربه و دانش ما با دیگر کشورها متفاوت است. باید بررسی کنیم که کدام الگو با شرایط و نیازهای آموزش عالی ایران تناسب دارد.
مهدی با اشاره به پیامدهای تحرک بینالمللی در دانشگاهها گفت: نخستین موضوع، تعریف درست مأموریت است. مأموریت هر دانشگاه باید متناسب با رشتهها، موقعیت، ظرفیتها و توانمندیهای آن تعریف شود و دانشگاهها نباید خود را صرفاً با یکدیگر مقایسه کنند.
وی تنوعبخشی به فعالیتهای بینالمللی را از دیگر ضرورتها دانست و افزود: باید از تمرکز صرف بر مدرک و مدرکگرایی فراتر برویم و به ظرفیتهای داخلی نیز توجه کنیم. همچنین، پیوند دانشگاه با جامعه اهمیت زیادی دارد؛ زیرا دانش جهانی برای دانشگاهی که نتواند به جامعه خدمت کند، بهتنهایی فایده چندانی نخواهد داشت.
معاون پژوهشی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی با تأکید بر اینکه دانشگاه بینالمللی باید تعامل معناداری با جهان داشته باشد، گفت: در مسیر بینالمللیسازی آموزش عالی، سه اصل باید مورد توجه قرار گیرد؛ نخست، برخورداری از اندیشه جهانی، دوم، جهتدهی اقدامات بر اساس نیازها و شرایط بومی با هدف توسعه کشور و سوم، توجه به کیفیت در محصولات و فعالیتهای عمومی، آموزشی و پژوهشی.
به گفته وی، بینالمللیسازی زمانی به نتیجه مطلوب میرسد که تعاملات جهانی به ارتقای کیفیت و توسعه ملی منجر شود.
انتهای پیام