چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ | ۰۷:۱۸
هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

خراسان رضوی (ایسنا) - یک کارشناس هوش مصنوعی گفت: مسئله اصلی این نیست که دانشجویان از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند یا خیر؛ مسئله این است که این استفاده تا چه اندازه آگاهانه، هدفمند و همراه با تفکر انتقادی است.

مجید خلخالی در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به اینکه در گذشته، دانشجو برای یافتن پاسخ یک پرسش علمی معمولاً ناگزیر بود منابع متعددی را جست‌وجو کند، کتاب‌ها و مقالات مختلف را بخواند و با صرف زمان بیشتری به جمع‌بندی برسد، اظهار کرد: امروزه ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی مولد می‌توانند در مدت کوتاهی به پرسش‌ها پاسخ دهند، مفاهیم پیچیده را ساده‌سازی کنند، متون علمی را خلاصه کنند، در یادگیری زبان‌های خارجی کمک کنند و حتی در برنامه‌ریزی مطالعاتی و انجام پروژه‌های پژوهشی نقش داشته باشند.

وی افزود: یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های این فناوری، امکان شخصی‌سازی فرایند یادگیری است. دانشجو می‌تواند متناسب با سطح دانش، سرعت یادگیری و نیازهای خود، از هوش مصنوعی بخواهد یک مفهوم را با مثال‌های بیشتر توضیح دهد، تمرین‌های تکمیلی طراحی کند یا موضوعی تخصصی را از زوایای مختلف بررسی کند. به این ترتیب، یادگیری می‌تواند از یک فرایند عمدتاً یک‌طرفه به تجربه‌ای تعاملی‌تر و متناسب با نیازهای فردی تبدیل شود.

این کارشناس هوش مصنوعی با بیان اینکه این تأثیر به محیط دانشگاه نیز محدود نیست، تصریح کرد: دانشجویان در زندگی روزمره از هوش مصنوعی برای مدیریت زمان، ترجمه، نگارش، برنامه‌ریزی فعالیت‌ها، تولید محتوا و دسترسی سریع‌تر به اطلاعات استفاده می‌کنند و هوش مصنوعی به‌تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از ابزارهای اصلی تعامل دانشجویان با محیط پیرامون است.

خلخالی با تاکید بر اینکه باید میان تسهیل یادگیری و جایگزین شدن به جای یادگیری تفاوت قائل شد، خاطرنشان کرد: اگر دانشجو از هوش مصنوعی برای درک عمیق‌تر یک موضوع، مقایسه دیدگاه‌ها و ارزیابی راه‌حل‌ها استفاده کند، این فناوری می‌تواند به ارتقای کیفیت یادگیری منجر شود؛ اما اگر صرفاً پاسخ آماده دریافت کند و بدون درک محتوا آن را در تکالیف خود به کار ببرد، ممکن است نتیجه ظاهراً قابل قبولی به دست آورد، بدون آنکه دانش و مهارت متناسبی کسب کرده باشد.

وی با اشاره به اینکه مسئله اصلی این نیست که دانشجویان از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند یا خیر، عنوان کرد: مسئله این است که این استفاده تا چه اندازه آگاهانه، هدفمند و همراه با تفکر انتقادی است. تجربه‌های آموزشی و تحلیل‌های بین‌المللی نیز نشان می‌دهند که اثربخشی هوش مصنوعی در آموزش به نحوه طراحی فعالیت‌های یادگیری و چگونگی هدایت دانشجویان وابستگی زیادی دارد.

این کارشناس هوش مصنوعی با بیان اینکه هوش مصنوعی از منظر اجتماعی پدیده‌ای دووجهی است، ادامه داد: نمی‌توان درباره تأثیر آن بر روابط دانشجویان صرفاً با رویکردی مثبت یا منفی قضاوت کرد. از یک سو، این فناوری می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای مشارکت اجتماعی و علمی دانشجویان فراهم کند. دانشجویان می‌توانند از ابزارهای هوشمند برای یادگیری گروهی، ترجمه و ارتباط میان‌فرهنگی، تولید محتوای آموزشی، سازمان‌دهی فعالیت‌های دانشجویی و مشارکت در پروژه‌های مشترک استفاده کنند.

هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

هوش مصنوعی و تعاملات انسانی؛ فرصت یا تهدید؟

خلخالی با اشاره به اینکه برخی ابزارهای هوشمند می‌توانند با فراهم کردن امکانات دسترس‌پذیری، به دانشجویان دارای محدودیت‌های بینایی، شنوایی یا برخی نیازهای آموزشی ویژه در مشارکت مؤثرتر در فعالیت‌های دانشگاهی کمک کنند، عنوان کرد: از سوی دیگر، یکی از نگرانی‌های مهم، کاهش تدریجی تعاملات انسانی در صورت استفاده افراطی و جایگزینی ارتباط با انسان به‌وسیله تعامل با سامانه‌های هوشمند است. محیط دانشگاه صرفاً محل انتقال دانش نیست؛ دانشجو در این محیط گفت‌وگو کردن، شنیدن دیدگاه مخالف، کار گروهی، مذاکره، حل تعارض، همدلی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی را نیز می‌آموزد. بخش مهمی از این مهارت‌ها از طریق تجربه مستقیم ارتباط با دیگران شکل می‌گیرد و نمی‌توان انتظار داشت که تعامل با یک سامانه هوش مصنوعی به‌طور کامل جایگزین آن شود.

این کارشناس هوش مصنوعی با بیان اینکه برای مثال، ممکن است دانشجویی برای دریافت پاسخ یک پرسش یا حتی بیان دغدغه‌های خود به یک ابزار هوشمند مراجعه کند، تصریح کرد: این موضوع به‌خودی‌خود لزوماً منفی نیست؛ اما اگر به‌تدریج جای گفت‌وگو با دوستان، استادان و خانواده را بگیرد، می‌تواند زمینه کاهش فرصت‌های تعامل اجتماعی را فراهم کند. البته باید تأکید کرد که صرف استفاده از هوش مصنوعی به معنای انزوای اجتماعی نیست و برای ارزیابی چنین پیامدهایی باید شرایط فردی و الگوی استفاده دانشجو را نیز در نظر گرفت.

خلخالی خاطرنشان کرد: چالش دیگر، تأثیر هوش مصنوعی بر کیفیت ارتباطات در فضای مجازی است. تولید سریع متن، تصویر، صدا و ویدئو می‌تواند به گسترش اطلاعات نادرست، جعل هویت، انتشار محتوای گمراه‌کننده و تشدید سوءتفاهم‌های اجتماعی منجر شود. دانشجویان، به‌عنوان یکی از گروه‌های فعال در فضای دیجیتال، باید توانایی تشخیص محتوای معتبر از محتوای ساختگی یا دست‌کاری‌شده را داشته باشند.

وی با اشاره به اینکه موضوع حریم خصوصی نیز اهمیت ویژه‌ای دارد، عنوان کرد: وارد کردن اطلاعات شخصی، مکاتبات خصوصی، اطلاعات مربوط به دیگر دانشجویان یا اسناد محرمانه دانشگاهی در سامانه‌های هوش مصنوعی، بدون آگاهی از شرایط پردازش و نگهداری داده‌ها، می‌تواند مخاطراتی ایجاد کند.

این کارشناس هوش مصنوعی ادامه داد: از این منظر، دانشگاه باید در کنار آموزش مهارت‌های فنی، به تقویت سواد رسانه‌ای، سواد دیجیتال، اخلاق ارتباطی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی دانشجویان نیز توجه کند. هدف این است که هوش مصنوعی به ابزاری برای تقویت ارتباطات انسانی و مشارکت اجتماعی تبدیل شود، نه عاملی برای تضعیف آن‌ها.

خلخالی با بیان اینکه استفاده بیش از اندازه و بدون نظارت فکری از ابزارهای هوش مصنوعی می‌تواند بر فرایند شکل‌گیری برخی مهارت‌های شناختی و رفتاری دانشجویان اثر بگذارد، گفت: با این حال، نکته مهم آن است که این پیامد را نباید اجتناب‌ناپذیر دانست. تأثیر هوش مصنوعی بر خلاقیت و تفکر مستقل، تا حد زیادی به چگونگی استفاده از آن بستگی دارد.

هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

هوش مصنوعی؛ عامل تقویت تفکر انتقادی و خلاقیت 

وی با اشاره به اینکه در حوزه تفکر انتقادی، یکی از مهم‌ترین مخاطرات این است که دانشجو پاسخ تولیدشده توسط هوش مصنوعی را به دلیل ساختار منظم، لحن مطمئن یا ظاهر علمی آن، بدون بررسی بپذیرد، افزود: سامانه‌های هوش مصنوعی مولد ممکن است اطلاعات نادرست ارائه کنند، منابع علمی نامعتبر یا حتی ساختگی معرفی کنند و در برخی موضوعات، سوگیری‌های موجود در داده‌های آموزشی خود را بازتولید کنند.

این کارشناس هوش مصنوعی تصریح کرد: اگر دانشجو به جای بررسی شواهد، مقایسه منابع و ارزیابی استدلال‌ها، صرفاً به پاسخ اولیه سامانه اعتماد کند، احتمال دارد به‌تدریج فرصت تمرین مهارت‌هایی مانند تحلیل، استدلال، تشخیص خطا و قضاوت مستقل را از دست بدهد.

خلخالی خاطرنشان کرد: در مقابل، اگر از هوش مصنوعی برای به چالش کشیدن فرضیه‌ها، مقایسه راه‌حل‌های مختلف، شناسایی نقاط ضعف یک استدلال یا دریافت بازخورد درباره یک ایده استفاده شود، همین فناوری می‌تواند به تقویت تفکر انتقادی کمک کند. برای مثال، استاد می‌تواند از دانشجو بخواهد ابتدا یک مسئله را مستقلاً حل کند، سپس پاسخ خود را با خروجی هوش مصنوعی مقایسه کند و در نهایت، دلایل پذیرش یا رد پیشنهادهای سامانه را توضیح دهد. در چنین الگویی، هوش مصنوعی جایگزین تفکر دانشجو نیست، بلکه به ابزاری برای ارزیابی و توسعه آن تبدیل می‌شود.

وی با بیان اینکه در حوزه خلاقیت نیز وضعیت مشابهی وجود دارد، اظهار کرد: هوش مصنوعی می‌تواند در تولید ایده‌های اولیه، بررسی راهکارهای متفاوت و عبور از بن‌بست‌های فکری مؤثر باشد. اما اگر دانشجو از همان ابتدا تولید ایده را به سامانه واگذار کند و بدون افزودن تجربه، تحلیل یا دیدگاه شخصی خود به خروجی آن بسنده کند، ممکن است آثار او به بازتولید الگوهای رایج و تکراری محدود شود.

این کارشناس هوش مصنوعی ادامه داد: خلاقیت صرفاً به معنای تولید یک متن، تصویر یا محصول نیست؛ خلاقیت واقعی شامل تعریف مسئله، تشخیص نیاز، ایجاد ارتباط میان مفاهیم، تجربه کردن، آزمودن راه‌حل‌های تازه و پذیرش مسئولیت انتخاب نهایی نیز می‌شود. بنابراین، استفاده مؤثر از هوش مصنوعی باید در خدمت گسترش توانایی خلاقانه انسان قرار گیرد.

خلخالی با اشاره به اینکه موضوع مسئولیت‌پذیری نیز از اهمیت بالایی برخوردار است، تصریح کرد: استفاده از هوش مصنوعی برای تهیه تکالیف، نگارش مقالات یا انجام پروژه‌های علمی، پرسش‌هایی درباره مالکیت فکری، صداقت علمی و میزان مشارکت واقعی دانشجو در تولید اثر مطرح می‌کند. اگر دانشجو محتوایی را که سامانه تولید کرده است، بدون بررسی، اصلاح یا اعلام میزان استفاده از ابزار به نام خود ارائه دهد، ممکن است اصول اخلاق پژوهش و صداقت علمی نقض شود.

هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

مسئولیت‌پذیری و اخلاق علمی در عصر هوش مصنوعی

وی با بیان اینکه اصل اساسی این است که استفاده از هوش مصنوعی نباید مسئولیت انسانی را از بین ببرد، اظهار کرد: دانشجو همچنان مسئول بررسی صحت اطلاعات، اعتبار منابع، کیفیت استدلال و پیامدهای استفاده از خروجی تولیدشده است. این مسئولیت را نمی‌توان به یک سامانه هوشمند واگذار کرد.

این کارشناس هوش مصنوعی خاطرنشان کرد: در همین چارچوب، باید بر یک اصل آموزشی تأکید کرد که دانشجو ابتدا باید دانش پایه و توانایی تفکر مستقل را کسب کند و سپس از هوش مصنوعی برای افزایش کیفیت عملکرد خود بهره ببرد. اگر ابزار هوشمند پیش از شکل‌گیری مهارت‌های بنیادی به جای دانشجو تصمیم بگیرد و مسئله حل کند، ممکن است عملکرد ظاهری او را بهبود دهد، بی‌آنکه به همان میزان بر توانایی واقعی او افزوده شود.

وی با اشاره به اینکه دانشگاه در مواجهه با گسترش هوش مصنوعی مسئولیتی فراتر از معرفی چند ابزار یا برگزاری دوره‌های مقدماتی دارد، گفت: این نهاد باید به دانشجویان کمک کند تا علاوه بر شناخت قابلیت‌های فنی این فناوری، محدودیت‌ها، پیامدهای اجتماعی و الزامات اخلاقی استفاده از آن را نیز درک کنند.

این کارشناس هوش مصنوعی با بیان اینکه نخستین گام، تدوین سیاستی روشن، واقع‌بینانه و متناسب با رشته‌های تحصیلی برای استفاده از هوش مصنوعی در محیط دانشگاه است، تصریح کرد: رویکرد صرفاً بازدارنده و ممنوعیت گسترده ابزارهای هوشمند، با توجه به توسعه سریع این فناوری و گسترش کاربردهای آن در محیط کار و پژوهش، به‌تنهایی پاسخ‌گوی نیازهای آموزشی امروز نیست. در مقابل، آزاد گذاشتن استفاده از این ابزارها بدون تعیین چارچوب نیز می‌تواند به تضعیف کیفیت یادگیری و بروز تخلفات علمی منجر شود.

خلخالی خاطرنشان کرد: دانشگاه باید مشخص کند که استفاده از هوش مصنوعی در چه فعالیت‌هایی مجاز است، در چه شرایطی نیاز به اعلام استفاده دارد و در چه مواردی به دلیل ماهیت ارزیابی، محرمانگی اطلاعات یا ضرورت سنجش توانایی فردی، استفاده از آن محدود می‌شود.

هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

بازنگری در ارزشیابی و ارتقای سواد هوش مصنوعی

وی افزود: گام دوم، بازنگری در شیوه‌های ارزشیابی دانشجویان است. در شرایطی که ابزارهای هوش مصنوعی می‌توانند بخش قابل توجهی از فعالیت‌های نگارشی و حل مسائل متعارف را انجام دهند، اتکای صرف به تکالیف متنی و آزمون‌هایی که تنها محصول نهایی را ارزیابی می‌کنند، ممکن است برای سنجش دقیق یادگیری کافی نباشد.

این کارشناس هوش مصنوعی ادامه داد: دانشگاه‌ها باید به سمت روش‌هایی حرکت کنند که علاوه بر نتیجه نهایی، فرایند یادگیری، توانایی استدلال، قدرت دفاع از ایده، مهارت حل مسئله و میزان درک واقعی دانشجو را نیز ارزیابی کنند. ارائه شفاهی، دفاع از پروژه، ثبت مراحل انجام کار، تحلیل انتقادی خروجی هوش مصنوعی و انجام بخشی از فعالیت‌ها در محیط کنترل‌شده، از جمله روش‌هایی هستند که می‌توانند در کنار شیوه‌های متعارف مورد استفاده قرار گیرند.

خلخالی با اشاره به اینکه البته این تغییر نباید به معنای کنار گذاشتن همه تکالیف نوشتاری یا تکیه بر ابزارهای تشخیص متن تولیدشده با هوش مصنوعی باشد، اظهار کرد: زیرا تشخیص قطعی منشأ یک متن صرفاً بر اساس خروجی این ابزارها همواره امکان‌پذیر نیست و احتمال خطا وجود دارد. آنچه اهمیت دارد، طراحی نظام ارزشیابی متناسب با اهداف آموزشی و فراهم کردن امکان ارزیابی منصفانه توانایی واقعی دانشجو است.

وی گفت: گام سوم، ارتقای سواد هوش مصنوعی در میان دانشجویان و اعضای هیئت علمی است. سواد هوش مصنوعی صرفاً به توانایی نوشتن دستور مناسب برای یک سامانه محدود نمی‌شود، بلکه شامل شناخت کلی نحوه عملکرد این فناوری، آگاهی از محدودیت‌های آن، ارزیابی اعتبار خروجی‌ها، تشخیص سوگیری، حفاظت از داده‌ها و استفاده مسئولانه از ابزارهای هوشمند است.

این کارشناس هوش مصنوعی با بیان اینکه این آموزش باید متناسب با رشته‌های مختلف طراحی شود، تصریح کرد: برای مثال، نیازهای دانشجویان پزشکی در استفاده از هوش مصنوعی با نیازهای دانشجویان حقوق، علوم انسانی، مهندسی یا هنر یکسان نیست. از این‌ رو، علاوه بر آموزش عمومی، لازم است راهنماهای تخصصی و متناسب با کاربردهای هر رشته نیز تدوین شود.

خلخالی خاطرنشان کرد: گام چهارم، حمایت از اعضای هیئت علمی و توسعه زیرساخت‌های آموزشی و پژوهشی است. استادان باید فرصت داشته باشند با قابلیت‌ها و محدودیت‌های ابزارهای هوش مصنوعی آشنا شوند و شیوه‌های تدریس و ارزشیابی خود را متناسب با شرایط جدید بازطراحی کنند.

هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

نقش استاد و دانشگاه در آینده آموزش عالی

وی با اشاره به اینکه دانشگاه باید به موضوع دسترسی عادلانه دانشجویان به فناوری توجه داشته باشد، عنوان کرد: زیرا تفاوت در دسترسی به ابزارهای پیشرفته، اینترنت مناسب و آموزش تخصصی می‌تواند نابرابری‌های آموزشی را تشدید کند.

این کارشناس هوش مصنوعی ادامه داد: گام پنجم، تقویت اخلاق پژوهش و حفاظت از حریم خصوصی است. دانشگاه باید درباره نحوه استفاده از داده‌های شخصی، اطلاعات محرمانه پژوهشی، آثار دارای مالکیت فکری و محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی، دستورالعمل‌های شفاف و قابل اجرا داشته باشد.

خلخالی افزود: دانشگاه باید فضایی ایجاد کند که در آن دانشجویان بتوانند درباره تجربه‌ها، نگرانی‌ها و فرصت‌های ناشی از هوش مصنوعی گفت‌وگو کنند و در تدوین ضوابط مرتبط با زندگی دانشگاهی مشارکت داشته باشند. مواجهه مؤثر با این فناوری نیازمند همکاری میان مدیران دانشگاه، استادان، دانشجویان، متخصصان فناوری و کارشناسان حوزه‌های اخلاق و علوم اجتماعی است.

وی با بیان اینکه باید میان انتقال اطلاعات و فرایند کامل آموزش تمایز قائل شد، تصریح کرد: هوش مصنوعی می‌تواند در توضیح مفاهیم، طراحی تمرین، ارائه بازخورد اولیه و شخصی‌سازی برخی فعالیت‌های آموزشی نقش مؤثری داشته باشد؛ اما آموزش دانشگاهی صرفاً انتقال اطلاعات نیست.

این کارشناس هوش مصنوعی خاطرنشان کرد: استاد دانشگاه در پرورش تفکر انتقادی، تشخیص توانایی‌ها و نیازهای دانشجو، هدایت پژوهش، ایجاد انگیزه، انتقال تجربه حرفه‌ای و تقویت اخلاق علمی نقش دارد. استاد می‌تواند در موقعیت‌های پیچیده آموزشی، با در نظر گرفتن شرایط فردی و اجتماعی دانشجو، قضاوتی مبتنی بر تجربه و مسئولیت انسانی داشته باشد.

خلخالی با اشاره به اینکه از این رو باید پرسید چگونه می‌توان از هوش مصنوعی برای ارتقای کیفیت تدریس و یادگیری، بدون تضعیف نقش انسانی استاد، استفاده کرد، اظهار کرد: در این الگو، استاد از تولیدکننده صرف محتوا به طراح و هدایتگر فرایند یادگیری نزدیک‌تر می‌شود و دانشجو نیز به جای دریافت‌کننده منفعل اطلاعات، نقش فعال‌تری در تعریف مسئله، ارزیابی شواهد و ساختن دانش پیدا می‌کند.

وی گفت: گسترش هوش مصنوعی را باید تحولی دانست که هم‌زمان فرصت‌ها و مسئولیت‌های تازه‌ای برای دانشجویان و دانشگاه‌ها ایجاد کرده است. این فناوری می‌تواند دسترسی به دانش را تسهیل کند، یادگیری را متناسب با نیازهای فردی پیش ببرد و زمینه‌های جدیدی برای خلاقیت، پژوهش و همکاری فراهم آورد؛ اما در صورت استفاده غیرانتقادی و افراطی، ممکن است با چالش‌هایی مانند کاهش استقلال فکری، تضعیف برخی مهارت‌های شناختی، نقض صداقت علمی و کاهش فرصت‌های تعامل انسانی همراه شود.

هوش مصنوعی در دانشگاه؛ فرصت یادگیری یا تهدید تفکر مستقل؟

دانشجوی توانمند در عصر هوش مصنوعی کیست؟

این کارشناس هوش مصنوعی ادامه داد: نکته اساسی این است که نباید دانشجوی توانمند در عصر هوش مصنوعی را صرفاً فردی بدانیم که ابزارهای بیشتری می‌شناسد یا سریع‌تر به پاسخ می‌رسد. دانشجوی توانمند کسی است که بتواند مسئله را درست تعریف کند، پرسش مناسبی مطرح کند، اطلاعات را با شواهد معتبر بسنجد، خروجی‌های هوش مصنوعی را به چالش بکشد و در نهایت، مسئولیت تصمیم و عملکرد خود را بپذیرد.

خلخالی خاطرنشان کرد: هدف نظام آموزش عالی نباید صرفاً تربیت دانشجویانی باشد که کار با ابزارهای هوش مصنوعی را بلد هستند؛ بلکه باید نسلی از دانشجویان را پرورش دهد که در کنار تسلط بر این فناوری، از تفکر مستقل، خلاقیت، اخلاق حرفه‌ای، مسئولیت‌پذیری اجتماعی و توانایی برقراری ارتباط انسانی نیز برخوردار باشند. هوش مصنوعی زمانی به یک فرصت واقعی برای دانشگاه و جامعه تبدیل می‌شود که به تقویت توانایی‌های انسان کمک کند، نه اینکه جایگزین اندیشیدن، یادگیری و مسئولیت‌پذیری او شود.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها